تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۶/۱۷ - ۱۰:۴۹ کد خبر : 141791

خواص نفرت انگیز پول!

وحید حاج سعیدی *

11

داشتن ثروت و سرمایه مادی در حد معقول و منطقی امری طبیعی است و هیچ انسان عاقلی فی نفسه داشتن ثروت و رفاه مادی را تقبیح نمی کند چرا که اساساً ماهیت پول که برای رفع نیازهای طبیعی بشر باشد، ماهیتی اقتصادی و منطقی است و تلاش برای برآوردن نیازهای بشری نیز امری طبیعی و عقلایی است اما متاسفانه با پیشرفت بشر در زمینه های مختلف از جمله مقولات اقتصادی، همانگونه که ماهیت بسیاری از اشیاء و قوانین تغییر پیدا کرد، ماهیت و خواص پول نیز به گونه ای غریب تغییر یافت و محبوبیت آن صد چندان شد تا جایی که گستره زعامت پول سرتاسر جهان را در برگرفته است و آدمیان در رقابتی تنگاتنگ برای رسیدن به آن تلاشی مضاعف دارند.

زیمل – دانشمند نابغه آلمانی در سال ۱۹۰۰ – در کتاب سترگ فلسفه پول می گوید: پول خالص ترین ابزاری است که خودش به هدف تبدیل شده است! این دگردیسی در پول و تبدیل شدن آن به هدف منجر به ظهور تبعات جبران ناپذیری فراوانی شده که بر روی افکار، رفتار و اعمال انسان ها تاثیرات شگرفی گذاشته است. از بین رفتن هویت، انسانیت، شرافت، شخصیت، اخلاق، مردانگی، گذشت و … در جامعه مادی گرای امروز بخشی از این خسران عظیم است. در حقیقت در جامعه امروز پول معیار همه چیز شده است و بر روی بسیاری از مولفه های اجتماعی ، فرهنگی و حتی دینی تاثیر مستقیم گذاشته است!

زیمل تاکید دارد تصاحب پول احساس امنیت و آرامش به وجود می‌آورد و ما را متقاعد می‌کند که همه ارزش‌ها به آن ختم می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت که این احساس و اعتقاد از حیث روانشناختی محض باعث می‌شود که همه اشیاء در یک سطح قرار گیرند و این امر نیز دلیل موجهی است بر اینکه شکوه کنند که پول در عصر ما به «خدا» مبدل شده است. تعالی پول آنچنان که زیمل بدان اشاره دارد باعث شده تا افراد برای رسیدن به پول از هیچ اقدامی فروگذار نکنند و برای رسیدن به این ابزار همه کاره از هر ابزاری استفاده کنند و دست به هر کاری بزنند.

هر چند بسیاری از علما، سیاسیون، کارشناسان فرهنگی، دینی، آموزشی و … نظریه زیمل را در خصوص تعالی پول نمی پذیرند و کماکان به جایگاه و نقش اخلاقیات در جامعه باور دارند ولی آنچه که در جامعه کنونی امروز به وضوح مشاهده می شود، قدرت و اعتبار فراتر از حد باور و تصور پول و تغییر ماهیت آن از ابزار به هدف است.

پول تا جایی قدرت و رنگ لعاب پیدا کرده است که رنگ قانون در برابر آن تقریباً به چشم نمی آید و با رنگ آن می توان هر پر رنگی را کمرنگ کرد و در صورت نیاز هر کمرنگی را پر رنگ کرد. می توان با ماشین گرانقیمت، ساعت یک نیمه شب جوان بیگناهی را با هزاران آرزو راهی سینه قبرستان کرد و زودتر از آنکه جنازه اش را به سردخانه منتقل کنند، روی آسفالت قیمت جانش را چوب زد!

با پول می توان مدرک تحصیلی دکترا خرید، با پول می توان برای همسر دوم خانه ای معادل ۷۸۲ سال حقوق یک کارگر خرید و یک لکسوس میلیاردی به عنوان حق السکوت پرداخت، با وجود داشتن پرونده سنگین تخلفات پزشکی می توان بیست دقیقه آنتن زنده تلویزیون را خرید و کارشناسی کرد، می توان هر شب با لبخند مردم خوب ایران را خیلی دوست داشت ولی برای تولد فرزند راهی کانادا شد، می توان فضولات را با غلات قاطی کرد و به خورد مردم داد، با پول می توان در رسانه ملی بساط قمار و بخت آزمایی راه انداخت، بازی ستاره مربع درست کرد، از خواص نداشته حلزون گفت و طاسی و سفیدی مو را درمان کرد.

با پول می توان تابعیت و پست همزمان گرفت و با منابع مالی بزرگترین بانک جهان اسلام سر از کازینوهای کانادا در آورد، می توان روز روشن کوه های لواسان را تراشید و شهرک لاکچری باستی هیلز ساخت و برای فرزندان، نوادگان، نتیجگان، نبیر‌گان، احفاد، اصحاب و اذناب زندگی رویایی ساخت ، می توان معدن ذغال سنگ زمستان یورت را تا خرتناق کاوید و ده ها کارگر را راهی دیار باقی کرد، می توان بافت روستا را تغییر داد و بلند مرتبه سازی کرد، می توان تیم را از دسته پائین تر بالا آورد، پنالتی خرید، گل مفت خورد و …  می توان مصوبات اقتصادی دولت و مجلس را ملغی کرد، می توان تعرفه واردات خودرو را نجومی کرد و پراید را تا چند ده میلیون تومان بالاتر از قیمت واقعی فروخت و در یک کلام با پول می توان روی سبیل شاه نقاره زد و باقی داستان … جالب اینکه معاون رئیس جمهور هم در این گیر و دار در نقش وکیل مدافع ثروتمندان از عده ای حسود سخن می راند که درصدد زمین زدن ثروتمندان هستند و در سوی دیگر اگر کسی از ورود پول های کثیف به عرصه ای نظیر انتخابات حرفی به میان آورد، سین جین شده و مجبور به عقب نشینی می شود حتی اگر وزیر مملکت باشد!

بی تردید در هیچ عصری نظریه زیمل در خصوص تعالی و عظمت پول، اینقدر رنگ واقعیت و عینیت به خود نگرفته بود. سوگمندانه این تغییر ماهیت پول همه ماجرا نیست و قصه آنجا غصه ناک می شود که اکثر این افرادی که پول را در راستای اهداف مالی شان به بردگی کشیده اند دارای شان و جایگاه اجتماعی نیز هستند و هر از گاهی از آنان با عنوان خیّر نیکو کار، مدیر نمونه، کار آفرین برتر، معتمد و … یاد می شود و از دست مسئولان لوح سپاس دریافت می کنند، تمبر یادبودشان چاپ می شود، قدر می بینند و در مجالس بر صدر می نشینند، بانکها بدون وثیقه به آنها وام می دهند، در رسانه ملی از آنها تجلیل می شود، به برنامه های ورزشی رسانه ملی دعوت می شوند، در مهمانی های رسمی با مقامات عکس یادگاری می گیرند و قس علی هذا … ( هر چند خیلی دیر با لباس راه راه در دادگاه ها هم حاضر می شوند!)

این جایگاه و منزلت پوشالی را [که به مدد پول به دست آمده و خود زمینه ای برای ایجاد فساد مضاعف در جامعه است]می توان نفرت انگیز ترین و خطرناک ترین خاصیت پول در عصر حاضر نامید، جایگاه خطرناکی که صاحبان آن خود را تا جایی والا و برتر می بینند که ستاندن جان سایرین در کف خیابان با ماشین های میلیاردی نیز در نزد آنها امری طبیعی است چرا که به زعم خویش توانایی جبران آن خسارت عظمی را دارند! این اوج مصیبت انسان عصر ماست! به هوش…

*روزنامه نگار

اخبار مرتبط

نظر شما

چندرسانه ای

برگزیده ها