اقتصاد۲۴- ادعای جنجالی وزیر دارایی دولت جدید سوریه مبنی بر تنظیم لیست «غرامت چند میلیارد دلاری» علیه ایران، شوک بزرگی به دکترین سیاست خارجی تهران در منطقه وارد کرده است. در حالی که افکار عمومی در ایران سالهاست درباره هزینههای میلیاردی حمایت از دمشق سوال میپرسند، اکنون مقام ارشد سوری با ادبیاتی تند، ایران را مسئول ویرانیهای این کشور خوانده است.
اظهارات اخیر «محمد یسر برنیه»، وزیر دارایی دولت سوریه، فراتر از یک موضعگیری سیاسی ساده، نشاندهنده یک چرخش دراماتیک در روابط دو کشوری است که دههها از آنها به عنوان متحدان ناگسستنی یاد میشد. در حالی که در داخل ایران، بحث بر سر بازگشت مطالبات میلیاردی و هزینههای جانی و مالیِ صرف شده در جنگ سوریه همواره یک تابوی سیاسی-رسانهای بوده، اکنون از قلب دمشق صدایی شنیده میشود که نه تنها بدهیهای خود را انکار میکند، بلکه ایران را در صف متهمان «ویرانی سوریه» قرار داده است.
سالهاست که تحلیلگران دلسوز و نخبگان اقتصادی هشدار میدهند که در روابط بینالملل، «عاطفه» جایگاهی ندارد و هزینهکرد در کشورهای دیگر باید پیوست اقتصادی و حقوقی محکمی داشته باشد. اکنون وزیر دارایی سوریه با صراحت میگوید: «آنکه خجالت میکشید، مُرد!». این جمله، پایان دیپلماسی مبتنی بر ایدئولوژی و آغاز برخورد سخت واقعیت با آرمانگرایی فرامرزی ایران است.
ایران در تمام سالهای بحران سوریه، هزینههای هنگفتی را برای حفظ ثبات در این کشور متقبل شد، اما امروز به جای دریافت سهم از بازسازی یا بازپرداخت وامها، با پروندههای «غرامت کشتار و ویرانی» روبهرو شده است. این وضعیت نشاندهنده یک نقد جدی به ساختار تصمیمگیری در سیاست خارجی است؛ جایی که هزینهها ملی بوده، اما دستاوردها نه تنها به سفره مردم بازنگشته، بلکه اکنون به یک تهدید حقوقی علیه داراییهای ملی تبدیل شده است.
روابط ایران و سوریه در دوره بشار اسد، همواره از سوی منتقدان داخلی به عنوان یک رابطه «یکسویه» نقد شده است. در حالی که روسیه با گرفتن امتیازات راهبردی در بندر طرطوس و حوزههای نفتی، میخ خود را در اقتصاد سوریه محکم کوبید، سهم ایران غالباً به حضور نظامی و هزینههای جاری محدود شد.
اکنون که سوریه به دنبال بازسازی چهره بینالمللی خود و جذب سرمایههای عربی و غربی است، به نظر میرسد تلاش میکند با فاصلهگذاری از تهران و حتی طرح ادعای غرامت، خود را از زیر سایه متحد دیرینهاش خارج کند. این نقد به دستگاه دیپلماسی وارد است که چرا در قبال «میلیاردها دلار» هزینه، تضامین حقوقی و اقتصادی لازم را از دولت اسد دریافت نکرد تا امروز یک وزیر دارایی به خود اجازه ندهد کمکهای ایران را عامل ویرانی قلمداد کند.
بدیهی است وقتی کشوری سرمایههای ملی خود را بدون ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی در منطقهای هزینه میکند، در روز واقعه، نه تنها طلبش وصول نمیشود، بلکه بدهکار اخلاقی و حقوقی هم قلمداد میشود.
ادعای وزیر سوری مبنی بر اینکه «دهها برابر مطالبات ایران، غرامت تعیین کردیم»، زنگ خطری است که نشان میدهد سوریه ممکن است در مجامع بینالمللی نیز علیه ایران دست به تحرک بزند. این یعنی ایران ممکن است در آینده مجبور شود برای حضور در کشوری که روزی متحدش بود، هزینههای حقوقی سنگینی بپردازد.
ماجرای سوریه درس بزرگی برای نخبگان سیاسی ایران است؛ در جهان منافع، هیچ برادری همیشگی وجود ندارد. تصمیمگیرندگان سیاست خارجی باید پاسخی برای این سوال داشته باشد که ثروت این مردم که در شام هزینه شد، چگونه اکنون به «لیست غرامت» علیه خودشان تبدیل شده است؟
زمان آن رسیده که سیاست خارجی ایران با تمرکز بر منافع ملی عمل کرده و دست از اصرار به تدوام حمایت از برخی گروهها و کشورهای منطقه بردارد چراکه بعید نیست فردا از دیگر نقاطی که ایران در آنها سرمایهگذاری سنگین کرده نیز، نداهایی مشابه وزیر دارایی سوریه شنیده شود.