اقتصاد۲۴- دفتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه اسبق ایران، در بیانیهای رسمی ادعای منتشرشده از سوی یک شبکه اسرائیلی و برخی منابع داخلی را تکذیب کرد و آن را نه تنها «بیپایه و مضحک» بلکه بخشی از تلاش برای جنگ رسانهای علیه ایران و منافع ملی ارزیابی نمود. این تکذیب در حالیکه بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی داشته است، در سطح بینالمللی نیز به عنوان نمونهای از حساسیت بالای تهران نسبت به روایتسازی علیه چهرههای سیاسی دیده شده است.
شبکه ۱۴ اسرائیل ادعا کرده بود که محمدجواد ظریف در جریان اعتراضات اخیر با رضا پهلوی تماس داشته و حتی با حسن روحانی نیز در اینباره هماهنگ بوده است، و اینکه ظریف و روحانی توسط سپاه بازداشت شدهاند. این ادعا، اگرچه در نگاه نخست برای بسیاری از ناظران خارجی محلی از اعراب نداشت، اما توسط برخی کاربران و کانالها در داخل نیز بازنشر شد و باعث تشکیل موجی از اتهامات رسانهای علیه دیپلمات سابق ایران شد.
در واکنش سریع، دفتر محمدجواد ظریف بیانیهای رسمی صادر کرد و ضمن رد کامل این ادعاها، آنها را «دروغی مضحک و همسو با روایتسازی رسانههای اسرائیلی» خواند و هشدار داد که تکرار چنین دروغپردازیهایی میتواند بستر بزرگتری برای پروپاگاندا علیه ایران ایجاد کند.
در فضای پرتلاطم رسانهای پیرامون ایران و تحولات داخلی این کشور، هر ادعای رسانهای خارجی درباره چهرههای سیاسی ایران به سرعت به موضوع بحث و جدل بدل میشود. رسانههای چندملیتی، مخصوصاً آنهایی که به بحثهای خاورمیانه میپردازند، معمولاً تلاش میکنند اخبار را در چارچوب منافع و تحلیلهای خود معنا کنند. در این زمینه، برخی تحلیلها میگویند این مسئله بخشی از «جنگ روایتها» ست؛ جایی که رسانههای خاص تلاش میکنند با برجستهسازی ادعاهای معمولاً بیپایه، بر سیاست داخلی ایران تأثیر بگذارند.
برای مثال، یک گزارش تحلیلی شبکه الجزیره اشاره کرده که رژیمهای خارجی، از جمله رژیم صهیونیستی، تلاش میکنند با استفاده از رسانههای دیجیتال، روایتهای خاصی را در فضای مجازی هدایت کنند تا نتایج سیاسی دلخواه خود را تقویت کنند.
در ایران، واکنش رسانهها به این تکذیب رسمی دو وجه داشت. در وجه تحلیلی – امنیتی، بسیاری از رسانههای داخلی این تکذیب را نشانهای از ضرورت حساسیت نسبت به پروپاگانداهای رسانهای خارجی دانستند و تاکید کردند که چهرههای ملی و دیپلماتهای برجسته ایران نباید به سادگی در دام ادعاهای بیپایه رسانههای بیگانه بیفتند.
وجه سیاسی نیز بخشی از مطبوعات و تحلیلگران این رخداد را فرصتی برای بازخوانی نقش ظریف در دورههای گذشته دیپلماسی ایران دانستند و گفتند که متهم کردن چهرههای شاخص به همکاری با مخالفان نظام میتواند پیامدهای سیاسی داخلی و خارجی جدی در پی داشته باشد؛ موضوعی که باید با «هوشیاری رسانهای» و تکیه بر دادههای مستند مدیریت شود.
رسانههای بینالمللی، از جمله تحلیلگرانی که به مسائل ایران میپردازند، معمولاً مواجهه تهران با ادعاهای خارجی را بخشی از چالش بزرگتری در سیاست رسانهای میدانند. آنها میگویند که در عصر رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال، ادعاهای بیپایه میتوانند خیلی سریع پا بگیرند و بیآنکه سند مشخصی داشته باشند به «داستان» تبدیل شوند؛ واقعیتی که همه طرفها باید نسبت به آن آگاه باشند.
به عنوان مثال، رسانههای تحقیقاتی غربی در گذشته اشاره کردهاند که جنگ روایتها دیگر تنها در اتاقهای خبری جریان ندارد، بلکه در حوزه دیجیتال، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای غیررسمی شکل میگیرد و میتواند تاثیرات سیاسی و امنیتی جدی داشته باشد.
این اتفاق اگرچه در سطح اولیه شاید فقط به رد یک ادعای رسانهای مربوط باشد، اما در بستر گستردهتر نشان میدهد که تهران و چهرههای کلیدی سیاست ایران نسبت به هرگونه ادعای رسانهای که میتواند بر اعتبار ملی و سیاست خارجی تاثیر بگذارد، واکنش رسمی نشان میدهند. رویکردی که میتواند به یک الگو برای مدیریت بحرانهای رسانهای در آینده تبدیل شود.
اینگونه تکذیبها دیگر صرفاً پاسخ به یک شایعه نیستند، بلکه بخشی از راهبرد ایران در دفاع از روایت ملی خود در برابر تلاشهای رسانهای خارجی و داخلی است که میتواند سیاست و امنیت کشور را تحت تاثیر قرار دهد.