اقتصاد۲۴- رویارویی نرجس سلیمانی، عضو شورای شهر تهران، و موسسه همشهری این بار وارد فاز تازهای شده است؛ جایی که نام همسر او هم به عنوان بازیگرِ مستقیمِ ماجرا مطرح شده و اتهام تماسهای «تهدیدآمیز» با اعضای هیئتمدیره و حسابرس همشهری، دامنه اختلاف را از سیاست محض به خانواده و روابط رسانهای کشانده است.
ماجرا از چند هفته پیش آغاز شد، زمانی که نرجس سلیمانی، عضو شورای شهر تهران، در جلسات شورا عملکرد مالی و مدیریتی موسسه همشهری را با انتقاد تند همراه کرد. او با استناد به ترازنامه مالی، از وضعیت نامناسب همشهری سخن گفت و رقمهای بدهی و زیان انباشته را به عنوان نمونهای از مدیریت ضعیف مطرح کرد.
این انتقادها آنقدر جنجالی شد که مدیرعامل همشهری، محسن مهدیان، واکنش نشان داد و خوانش سلیمانی از ترازنامه را «نقصدار» خواند؛ با این ادعا که سمت داراییها در گزارش مالی نادیده گرفته شده و جمعبندی صحیح نشان میدهد موسسه در سالهای اخیر از حالت بحرانی خارج شده است.
اما اختلاف به این حد محدود نماند. در روزهای اخیر، مهدیان در اظهاراتی تازه اعلام کرده است که همسر نرجس سلیمانی، سید ابوذر خضرایی افضلی، با اعضای هیئتمدیره و حسابرس موسسه تماسهایی گرفته و آنها را تحت فشار گذاشته است. بر اساس ادعای مهدیان، این تماسها نهفقط در چارچوب پرسش و پیگیری قانونی نبوده، بلکه با نوعی لحن تند و تهدیدآمیز همراه بودهاند.
این واکنش رسانهای مهدیان، که در جلسهای در شورای شهر نیز بیان شد، باعث شده که بحثها از اختلاف سیاسی ـ مدیریتی میان اعضای شورا و همشهری فراتر برود و به موضوع نقش خانواده و روابط خارج از متن شورا کشیده شود؛ موضوعی که معمولاً در فضای رسانهای کشور حساسیت بیشتری ایجاد میکند.
سید ابوذر خضرایی افضلی، فردی که این روزها نامش در گزارشهای رسانهها تکرار میشود، پیشتر در دورهای مسئولیتهایی در حوزه رسانه داشته است. او در زمان شهرداری محمدباقر قالیباف به عنوان صاحب امتیاز نشریهای فعال بود و ارتباطات سیاسی- رسانهای نزدیکی با چهرههای اصولگرا داشت. حضور او در عرصه رسانهای و سیاسی نهتنها در حوزه حرفهای بلکه در لابهلای رویدادهای انتخاباتی نیز دیده شده؛ او در گذشته در انتخابات مجلس ثبتنام کرد، اما پس از مدتی انصراف داد، موضوعی که بخشی از ناظران آن را به تعارض با فضای سیاسی موجود نسبت دادهاند.
ورود نام خضرایی به دعوای همشهری، باعث شده بخش دیگری از افکار عمومی این سوال را مطرح کنند که آیا واقعا پای دغدغه مدیریتی و مالی در میان است یا یک فشار شخصی/خانوادگی برای پیشبرد اهداف سیاسی و رسانهای نیز در پشت صحنه جریان دارد؟
تردیدی نیست که اختلاف میان سلیمانی و مهدیان ریشه در نوع نگاه متفاوت به مدیریت منابع و عملکرد مالی همشهری دارد؛ همشهری نهادی است که به عنوان یکی از بزرگترین رسانههای شهری کشور شناخته میشود و منابعش تابع ساختارهای پیچیده مالی و انتشاراتی است. نرجس سلیمانی در سخنان خود بارها به اشکالات در مدیریت مالی و فروش املاک اشاره کرده و این انتقادها را در چارچوب نظارتی شورای شهر مطرح کرده است.
از سوی دیگر، مهدیان نه تنها این نقدها را نادرست خوانده بلکه به نوعی آن را نشانهای از بیدقتی در فهم ساختار مالی همشهری تعبیر کرده است. او حتی در برخی پاسخها تلاش کرده بگوید ترازنامهها را باید در کل دید، نه فقط بخش بدهی را برجسته کرد.
اما آنچه این اختلاف را از حالت معمول سیاسی- رسانهای خارج کرده، ورود یک نام خانوادگی دیگر به میان ماجرا است؛ چه آنکه دعوت نهادها یا افراد بیرونی به تماس با اعضای هیئتمدیره، اگرچه ممکن است در چارچوب مسئولیت پیگیری نقدها صورت پذیرد، اما وقتی چاشنی لحن تند و ادعاهای نوع تهدیدآمیز به آن افزوده شود، طبیعتا فضای عمومی را متشنجتر میکند و فراتر از یک بحث حرفهای رسانهای میبرد.
اگرچه هنوز هنوز خضرایی افضلی پاسخ رسمی و مستقلی به اتهامات مطرحشده ارائه نکرده است، واکنش رسانهای و نگاه کاربران شبکههای اجتماعی به دو دسته اصلی تقسیم شده: یک گروه معتقدند ورود همسر به ماجرا، نشانهای از فشار بر سازمان رسانهای همشهری برای پاسخگویی شفافتر است، و گروه دیگر، اما میگویند این تماسها از حد نظارت فراتر رفته و به نوعی دخالت شخصی در امور مستقل یک نهاد رسانهای شباهت دارد.
تحلیلگران رسانهای میگویند این نوع اختلافات، زمانی که پای نقش خانواده و روابط سیاسی به میان کشیده میشود، میتواند به بحران اعتبار رسانهها و نهادهای نظارتی تبدیل شود. از این منظر، نهتنها موضوع فروش املاک موسسه همشهری و عدم شفافیت مالی آن اهمیت دارد، بلکه نوع مواجهه با این انتقادات و ابزارهایی که برای پیگیری انتخاب میشود نیز قابل بررسی است.
اختلاف میان نرجس سلیمانی و همشهری از دیدگاه رسانهای یک دعوای اداری یا سیاسی معمول نیست؛ ماجرا حالا به سطحی رسیده که ابعاد خانوادگی، ارتباطات رسانهای و نقش نفوذ در ساختارهای مدیریتی رسانهای را نیز به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، نه فقط پاسخهای رسمی طرفین، بلکه واکنش نهادهای نظارتی و مدیریت بحران رسانهای تعیینکننده خواهد بود تا مشخص شود آیا این پرونده رسانهای به آشفتگی بیسابقه در فضای رسانه و شورا بدل میشود یا با دیپلماسی حرفهای فروکش خواهد کرد.