اقتصاد۲۴ ـ یکی از مهمترین ویژگیهای یک بازار مالی سالم، نقدشوندگی است. بسیاری از سرمایهگذاران زمانی متوجه اهمیت این مفهوم میشوند که قصد فروش سهمی را دارند، اما به دلیل نبود خریدار، روزها یا حتی هفتهها در آن سهم «گیر» میافتند. این تجربه برای بسیاری از فعالان بازار آشناست و معمولاً با صفهای فروش طولانی و قفل شدن معاملات همراه میشود. درک نقدشوندگی و عوامل مؤثر بر آن میتواند نقش مهمی در کاهش ریسک سرمایهگذاری داشته باشد.
نقدشوندگی به این معناست که یک دارایی با چه سرعت و سهولتی میتواند به پول نقد تبدیل شود، بدون آنکه کاهش قابل توجهی در قیمت آن رخ دهد. در بورس، سهمی نقدشونده محسوب میشود که در بیشتر روزهای معاملاتی، خریدار و فروشنده فعال داشته باشد و سرمایهگذار بتواند در زمان دلخواه وارد یا خارج شود. هرچه فاصله بین قیمتهای خرید و فروش کمتر و حجم معاملات بیشتر باشد، نقدشوندگی آن سهم بالاتر است.
نقدشوندگی بالا به سرمایهگذار این امکان را میدهد که در شرایط مختلف بازار، تصمیمهای سریع و مؤثری بگیرد. اگر سهمی نقدشوندگی پایینی داشته باشد، حتی در صورت تحلیل درست، امکان خروج بهموقع از سهم وجود ندارد. در بازارهای نزولی، این موضوع میتواند منجر به زیانهای سنگین شود، زیرا سرمایهگذار مجبور است سهم را در صف فروش نگه دارد و نظارهگر کاهش بیشتر قیمت باشد.
یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده نقدشوندگی، حجم معاملات روزانه است. سهمهایی که حجم معاملات پایینی دارند، معمولاً با ورود یا خروج چند سفارش بزرگ دچار عدم تعادل میشوند. در چنین شرایطی، اگر فشار فروش افزایش یابد، خریدار کافی برای جذب عرضه وجود ندارد و سهم به سرعت وارد صف فروش میشود. پایین بودن حجم معاملات نشاندهنده مشارکت کم فعالان بازار و بیمیلی سرمایهگذاران به معامله آن سهم است.
سهام شناور آزاد به بخشی از سهام شرکت گفته میشود که در اختیار عموم سرمایهگذاران قرار دارد و قابلیت معامله روزانه دارد. هرچه درصد سهام شناور کمتر باشد، تعداد سهام در دسترس برای معامله کاهش مییابد و نقدشوندگی افت میکند. در چنین سهمهایی، کنترل قیمت برای بازیگران بزرگ آسانتر است و با تغییر رفتار آنها، سهم میتواند به سرعت قفل شود. این موضوع یکی از دلایل اصلی گیر افتادن سرمایهگذاران خرد در برخی نمادهاست.
وجود دامنه نوسان یکی دیگر از عواملی است که میتواند نقدشوندگی را کاهش دهد. زمانی که فشار فروش زیاد است، قیمت سهم به کف مجاز روزانه میرسد و امکان کاهش بیشتر برای جذب خریدار وجود ندارد. در نتیجه، سفارشهای فروش روی یک قیمت انباشته میشوند و صف فروش شکل میگیرد. این محدودیت باعث میشود فرآیند کشف قیمت بهدرستی انجام نشود و سهم برای مدت طولانی غیرقابل معامله باقی بماند.
بازارگردانها نقش مهمی در افزایش نقدشوندگی دارند. حضور یک بازارگردان فعال میتواند با ایجاد سفارشهای خرید و فروش پیوسته، فاصله قیمتی را کاهش دهد و از تشکیل صفهای سنگین جلوگیری کند. در سهمهایی که بازارگردان ضعیف یا غیرفعال دارند، در زمانهای بحرانی خریدار یا فروشنده مؤثری وجود ندارد و سهم بهراحتی قفل میشود. به همین دلیل، نبود بازارگردان یکی از عوامل کلیدی گیر افتادن سهمهاست.
رفتار هیجانی سرمایهگذاران نیز میتواند نقدشوندگی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. در شرایطی که ترس یا طمع بر بازار حاکم میشود، بسیاری از معاملهگران بهطور همزمان تصمیم به فروش یا خرید میگیرند. این رفتار جمعی، حتی در سهمهایی با نقدشوندگی متوسط، میتواند باعث ایجاد صفهای سنگین شود. در چنین مواقعی، منطق اقتصادی جای خود را به واکنشهای احساسی میدهد و خروج از سهم دشوار میشود.
نقدشوندگی پایین الزاماً به معنای نامناسب بودن یک سهم نیست. برخی از سهمهای بنیادی و ارزنده ممکن است در کوتاهمدت نقدشوندگی پایینی داشته باشند، اما در بلندمدت بازدهی مناسبی ایجاد کنند. با این حال، سرمایهگذاری در این سهمها نیازمند صبر، افق زمانی بلندمدت و مدیریت سرمایه دقیق است. برای سرمایهگذارانی که به دنبال معاملات کوتاهمدت هستند، نقدشوندگی پایین یک ریسک جدی محسوب میشود.
گیر افتادن در سهمها معمولاً نتیجه نقدشوندگی پایین، حجم معاملات کم، سهام شناور محدود و محدودیتهای معاملاتی است. شناخت این عوامل به سرمایهگذاران کمک میکند تا پیش از ورود به یک سهم، ریسکهای پنهان آن را بهتر ارزیابی کنند. توجه به نقدشوندگی، در کنار تحلیل بنیادی و تکنیکال، میتواند از بسیاری از تجربههای تلخ در بازار بورس جلوگیری کند و تصمیمگیری منطقیتری را رقم بزند.