تاریخ انتشار: ۱۷:۳۹ - ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید:

قطعنامه جدید اروپا علیه ایران؛ پیام حقوق بشر یا فشار ژئوپلیتیک؟

اعتراضات داخلی ایران که با دخالت عوامل خارجی به آشوب کشیده شد، فروکش کرده است، اما آمریکا و متحدان اروپایی بهانه‌ای برای افزایش فشار‌ها یافته‌اند. تصویب قطعنامه جدید پارلمان اروپا علیه ایران نمونه‌ای از این فشار است؛ قطعنامه‌ای که علاوه بر نقد وضعیت حقوق بشر، زمینه تحریم‌های جدید و پیام‌های ژئوپلیتیک را نیز فراهم می‌کند.

اقتصاد۲۴- اعتراضات داخلی ایران که با دخالت عوامل بیگانه به آشوب کشید، فروکش کرده، اما آمریکا و متحدان اروپایی آن بهانه خوبی برای افزایش فشار‌ها پیدا کرده‌اند. شاهدش تصویب همین قطعنامه‌ای که اتحادیه اروپا امروز با ادعای سرکوب اعتراضات در ایران صادر کرده است. این قطعنامه، اگر چه زبان صریحی علیه ایران دارد، اما در بستر تحولات گسترده‌تر منطقه‌ای و بین‌المللی قابل فهم‌تر می‌شود؛ جایی که اروپا نه تنها به نقد وضعیت حقوق بشر می‌پردازد، بلکه بذر تحریم‌های جدید و پیام‌های ژئوپلیتیک را نیز می‌کارد.

اروپا این‌بار متفاوت است

مواضع اروپا نسبت به اعتراضات در ایران در هفته‌های اخیر به صورت تدریجی، اما پیوسته تشدید شده است. پیش از این، اتحادیه اروپا بار‌ها نسبت به استفاده از خشونت در ایران ابراز نگرانی کرده و در بیانیه‌هایی مشترک با گروه هفت، از تهران خواسته بود از بروز آنچه خشونت، بازداشت‌های خودسرانه و محدودسازی آزادی‌های اساسی می‌خواند، پرهیز کند و شهروندان را به رعایت حقوق اساسی تشویق کند؛ مواضعی که در اوایل سال ۲۰۲۶ نیز تکرار شد و بر ضرورت آزادی بازداشت‌شدگان و دسترسی به اینترنت تأکید کرد.

اما قطعنامه اخیر پارلمان اروپا، از نظر صراحت و دامنه خواسته‌ها، گام قابل توجهی فراتر از بیانیه‌های سابق است. این قطعنامه نه تنها به سرکوب اعتراضات و اعدام‌ها اعتراض کرده، بلکه خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط معترضان، مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران شده و حتی دولت‌های اروپایی را تشویق می‌کند درباره پیوستن سپاه پاسداران و نیرو‌های وابسته به آن به فهرست سازمان‌های تروریستی تصمیم‌گیری کنند.

این موضع‌گیریِ جدید در واقع نشان می‌دهد که اروپا دیگر صرفاً نسبت به نقض حقوق بشر قانع‌کننده نیست، بلکه به سمت تحریم‌های هدفمند، فشار دیپلماتیک و شروط دقیق برای رابطه با ایران حرکت کرده است. قطعنامه تأکید دارد که عادی‌سازی روابط با تهران تنها در صورت آزادی سیاسیون بازداشت‌شده و پیشرفت واقعی در زمینه حقوق و آزادی‌ها ممکن خواهد بود؛ موضعی که عملاً یک چارچوب «شرطی‌سازی» روابط بین ایران و اتحادیه اروپا ترسیم می‌کند.

اروپا تنها «دادخواه» است یا بازیگری فعال؟

برای فهم دلیل این تغییر لحن و رویکرد اروپا باید به دو نکته توجه داشت. اول، تشدید اعتراضات داخلی و ناآرامی‌های اخیر در ایران که با توجه به آمار کشته‌ها و شکل برخورد‌ها باعث شده نگاه اروپا از یک قرائت ساده حقوق بشری به تفسیر گسترده‌تر از بحران‌های ساختاری ایران تغییر کند، تا جایگاه آن را نه تنها به‌عنوان یک موضوع داخلی، بلکه به‌عنوان موضوعی با پیامد‌های فراملی در ثبات منطقه و روابط بین‌المللی ببیند.

نکته دوم نیز تنش‌های همزمان میان ایران، آمریکا و اسرائیل است. آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ به رویکرد فشار حداکثری ادامه می‌دهد و حتی در اظهارات اخیر خود، احتمال اقدام نظامی علیه ایران را رد نکرده است و هنگام صحبت درباره ایران از موضعی قاطع سخن گفته است. این چشم‌انداز فشار نظامی، همراه با نگرانی‌های بالقوه منطقه‌ای، به اروپا نیز این انگیزه را داده تا گزینه دیپلماتیک و حقوق بشری را همزمان تقویت کند.

در همین چارچوب، قطعنامه پارلمان اروپا را می‌توان بیش از یک بیانیه حقوق بشری، به‌عنوان ابزاری برای پیام‌رسانی ژئوپلیتیک به تهران و واشنگتن تلقی کرد: اروپا می‌خواهد هم نشان دهد با مطالبات مردمی در ایران همدلی می‌کند و هم مواضع خود را در برابر چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ابراز دارد، بدون آنکه مستقیماً درگیر یک تقابل نظامی شود.

چشم‌انداز پیش‌رو: فشار، گفت‌و‌گو یا تقابل؟

اروپا با تصویب این قطعنامه و پیشبرد تحریم‌ها و محدودیت‌ها، در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند به‌عنوان میانجی و هم‌زمان عامل فشار صلح‌آمیز عمل کند. این رویکرد تاحدی متفاوت از سیاست آمریکا و اسرائیل است که بیشتر بر فشار مستقیم، تهدید نظامی یا اعمال تحریم‌های یک‌جانبه متمرکز بوده‌اند؛ سیاستی که گاه پیامد‌های فرامنطقه‌ای نیز دربر داشته است.

در عین حال، اروپا با فشار بر آزادی رسانه‌ها و دسترسی به اینترنت و حمایت از ابزار‌های دور زدن سانسور، دارد پیام قوی‌تری به جامعه ایران نیز منتقل می‌کند: حقوق اساسی و آزادی‌های مدنی محور هرگونه تعامل واقعی با بروکسل است. اگر ایران بتواند در این حوزه‌ها قدم‌های عملی بردارد، فضای گفت‌و‌گو با اروپا باز می‌شود، اما تا زمانی که این الزامات رعایت نشود، شکاف‌ها پابرجا خواهند ماند.

در مجموع، تحولات یک ماه گذشته نشان می‌دهد که اروپا دیگر صرفاً یکی از بازیگران منفعل بین‌المللی نیست، بلکه در بُعد دیپلماتیک، حقوق بشری و ژئوپلیتیک نسبت به ایران موضعی فعال‌تر و شرطی‌تر اتخاذ کرده است. تصویب قطعنامه اخیر نشانه‌ای است از این‌که بروکسل خواهان گسترش دموکراسی و آزادی در ایران است، اما در عین حال می‌خواهد نقش خود را در سامان‌دهی مناسبات منطقه‌ای و پاسخ به فشار‌های آمریکا و اسرائیل نیز تقویت کند.

این رویکرد می‌تواند راه‌حلی میانه میان فشار و گفت‌و‌گو فراهم کند؛ راه‌حلی که پیامدهایش نه فقط برای ایران، که برای ثبات منطقه و منافع اروپا نیز تعیین‌کننده خواهد بود.

ارسال نظر