اقتصاد۲۴- در شرایطی که سیاست خارجی ایران میان بنبست، تعلیق و تصمیمنگرفتن معلق مانده، هشدار تازه حسین موسویان، دیپلمات باسابقه و عضو پیشین تیم مذاکرهکننده هستهای، بار دیگر بحث «فرصت ازدسترفته مذاکره» را به صدر توجهات بازگردانده است؛ هشداری که این بار مستقیماً خطاب به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، مطرح شده و صریحتر از همیشه میگوید: زمان گفتوگو با ترامپ رو به پایان است.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا اساساً در شرایط فعلی امکان مذاکرهای واقعی وجود دارد؟ اگر بله، چه نوع مذاکرهای و با چه مختصاتی؟ و اگر نه، سناریوهای پیش روی ایران چیست؟
موسویان در یادداشت اخیر خود، با یادآوری تجربه سال ۱۳۹۷ و پیشنهاد جنجالیاش برای دعوت ترامپ به تهران، تلاش کرده نشان دهد که مسئله مذاکره با آمریکا، نه یک تابوی نظری، بلکه تصمیمی سیاسی است که هزینه ندادنش، گاه بهمراتب سنگینتر از هزینه انجامدادنش بوده است. او تأکید میکند ترامپ – برخلاف رؤسایجمهور سنتی آمریکا – به گفتوگوی مستقیم، شخصی و نمایشی علاقهمند است و منتظر سازوکارهای فرسایشی دیپلماتیک نمیماند.
این تحلیل، اگرچه در داخل ایران همچنان با مقاومت جدی مواجه است، اما با واقعیتهای سیاست آمریکا همخوانی دارد؛ ترامپی که همزمان تحت فشار کنگره، لابیهای منطقهای و مخالفان داخلی است، پنجره مذاکره را کوتاهمدت میبیند. از این منظر، تعلل تهران نه به «مدیریت زمان»، بلکه به سوزاندن فرصت تعبیر میشود.
برخلاف دوگانهسازیهای رایج، مسئله امروز «مذاکره یا عدم مذاکره» نیست، بلکه نوع مذاکره است. واقعیت این است که مذاکره کلاسیکِ برجامی، با فرمول ۱+۵ و میانجیگری اروپا، عملاً موضوعیت خود را از دست داده است. ترامپ نه به توافقهای چندلایه علاقه دارد و نه به تضمینهای بلندمدت. از سوی دیگر، ساختار تصمیمگیری در ایران نیز هنوز بر سر اصل تماس مستقیم به اجماع نرسیده است؛ بنابراین اگر مذاکرهای در کار باشد، باید مستقیم و در سطح بالا (نه از کانالهای فرسوده دیپلماتیک) انجام شود. برخلاف رویای توافق جامع باید محدود و مرحلهای باشد. همچنین باید یک مذاکره امنیتی ـ اقتصادی با تمرکز بر مهار تنش و نه حلوفصل همه اختلافات باشد. این دقیقاً همان نقطهای است که هشدار موسویان به آن اشاره دارد؛ یعنی اگر ایران منتظر «شرایط ایدهآل» بماند، ممکن است اساساً دیگر طرفی برای گفتوگو باقی نماند.
مسعود پزشکیان با رأیی معنادار به قدرت رسید؛ رأیی که بخش مهمی از آن، نه از سر برنامه مدون سیاست خارجی، بلکه به امید کاهش تنش، بازگشت عقلانیت و پرهیز از ماجراجویی داده شد. با این حال، واقعیت این است که دولت او تاکنون نتوانسته نشانه روشنی از تغییر ریل در سیاست خارجی ارائه دهد.
نه پیام روشنی به واشنگتن مخابره شده، نه ابتکار دیپلماتیکی تعریف شده و نه حتی روایت رسمی شفافی از «حدود و ثغور مذاکره» ارائه شده است. در چنین فضایی، هشدار موسویان بیش از آنکه یک توصیه شخصی باشد، بهنوعی بازتاب نگرانی بخشی از نخبگان سیاست خارجی است که معتقدند دولت هم در خارج و هم در داخل زمان را از دست میدهد.
نکته مهم در یادداشت موسویان، پیوندزدن مستقیم سیاست خارجی با وضعیت داخلی است؛ پیوندی که سالهاست در گفتمان رسمی انکار میشود. او صراحتاً از خشم انباشتهشده جامعه، فقر، فساد، تبعیض و ناکارآمدی گسترده سخن میگوید و هشدار میدهد که ادامه این وضعیت، میتواند به اعتراضاتی گستردهتر از گذشته منجر شود.
در این چارچوب، مذاکره نه یک انتخاب لوکس، بلکه ابزاری برای خرید زمان، کاهش فشار و جلوگیری از فروپاشی اجتماعی تلقی میشود. نادیدهگرفتن این پیوند، بهزعم منتقدان، همان خطایی است که در سالهای منتهی به اعتراضات دیماه و پس از آن رخ داد.
با کنار هم گذاشتن متغیرهای داخلی و خارجی، میتوان دستکم سه سناریوی محتمل را ترسیم کرد:
سناریوی اول: تصمیم برای گفتوگوی محدود و پرهزینه سیاسی؛ در این سناریو تماس مستقیم با ترامپ، با همه هزینههای داخلیاش، اما با هدف مهار تنش و جلوگیری از درگیری نظامی گسترده در دستور کار قرار میگیرد.
سناریوی دوم: ادامه تعلیق و خرید زمان؛ در این سناریو رویه تکراری نه مذاکره جدی، نه تقابل آشکار ادامه پیدا میکند، مسیری که به فرسایش اقتصادی، افزایش فشار خارجی و تشدید نارضایتی داخلی منجر میشود.
سناریوی سوم: ورود به فاز تقابل کنترلنشده؛ در این سناریو نیز شاهد افزایش تنشهای نظامی، احتمال درگیری مستقیم با آمریکا، اسرائیل یا حتی ناتو خواهیم بود. سناریویی که موسویان صراحتاً نسبت به آن هشدار داده و هزینههایش را «سنگین و غیرقابل پیشبینی» توصیف میکند.
یادداشت موسویان را میتوان آخرین زنگ هشدار نخبگانی دانست که تجربه مذاکره، تحریم، زندان و حذف را با هم داشتهاند. مسئله این نیست که آیا همه تحلیل او درست است یا نه؛ مسئله این است که نادیدهگرفتن این هشدارها، دیگر بیهزینه نیست. بر این اساس دولت پزشکیان باید یک بار برای همیشه تصمیم گرفته و مشخص کند که میخواهد تصمیمی پرهزینه، اما فعال بگیرد، یا ترجیح میدهد هزینههای سنگینتری را در آیندهای نزدیک، بدون امکان کنترل، بپردازد؟ زمان، همانطور که موسویان هشدار داده، در حال سوختن است.