اقتصاد۲۴- اظهارات امروز مقامات رسمی درباره «مذاکره» بیش از آنکه حامل پیام دیپلماتیک باشد، نشانهای از تردید عمیق در کارآمدی گفتوگو برای تأمین امنیت است. سخنان رئیس قوه قضائیه، موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه و توییت صریح علیاکبر ولایتی، در کنار هم تصویری میسازند که این پرسش را بهطور جدی مطرح میکند: آیا حتی احتمال پرهیز از جنگ نیز از مسیر مذاکره حذف شده است؟
حجتالاسلام محسنی اژهای در سخنان امروز خود، مذاکره را نه بهعنوان یک تابو، بلکه بهعنوان ابزاری مشروط و تابع منافع ملی تعریف کرد؛ ابزاری که تنها در صورتی معنا دارد که امنیت مردم و کشور را تضمین کند. این رویکرد، عملاً مذاکره را از یک «راهحل» به یک «امکان محدود و پرریسک» تنزل میدهد؛ امکانی که نه اولویت دارد و نه تضمین.
او با ادبیاتی صریح به کسانی که هنوز به اثرگذار دیپلماسی و مذاکره باور دارند، انتقاد و تاکید کرد که دشمن همزمان با آرایش نظامی در منطقه، از «عملیات روانی» و «فشار اقتصادی» به عنوان مکمل جنگ استفاده میکند. او با یادآوری اینکه دشمن پیش از این در اوج گفتگوها، جنگ را به ایران تحمیل کرده است، مذاکره در شرایط فعلی را نه یک راهبرد، بلکه مسدود کردن مسیر مقابله با زورگویی میداند.
در ادامه همین چارچوب، سخنگوی وزارت خارجه در نشست خبری امروز تأکید کرد که کانالهای دیپلماتیک همچنان باز است، اما هیچ نشانهای از شتاب یا خوشبینی نسبت به گفتوگو دیده نمیشود. این موضع، بیش از آنکه پیام امید باشد، بیانگر مدیریت زمان و خریدن فرصت است؛ دیپلماسیای که زنده نگه داشته میشود، اما نه برای توافق، بلکه برای مهار تنش و جلوگیری از تصمیمهای ناگهانی.
با این حال، نقطه عطف روایت امروز، توییت علیاکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری بود؛ جایی که صریح و بیپرده اعلام کرد تهران «مذاکره با آمریکا را متضمن امنیت خود نمیداند». این جمله، در واقع خط پایانی بر تصور مذاکره بهعنوان مسیر اصلی پرهیز از جنگ است. وقتی مذاکره نه ابزار اعتمادسازی، بلکه تجربهای ناامن تلقی میشود، طبیعی است که از جایگاه راهبردی به حاشیه رانده شود.
مجموع این مواضع نشان میدهد که سیاست رسمی ایران وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «تعلیق دیپلماتیک» نامید؛ وضعیتی که در آن، مذاکره حذف نشده، اما تهی از نقش بازدارنده شده است. پرهیز از جنگ همچنان یک هدف است، اما دیگر از مسیر گفتوگوی مستقیم یا حتی امید به مذاکره عبور نمیکند. امنیت، بیش از هر زمان دیگری، به بازدارندگی، مدیریت میدان و کنترل بحران از مسیرهای غیررسمی گره خورده است.
اینکه از این پس چه میشود را نمیدانیم، اما آنچه روشن است که مذاکره دیگر ستون اصلی سیاست پرهیز از جنگ نیست. ایران نه در مسیر جنگ قطعی حرکت میکند و نه به گفتوگو بهعنوان راه نجات نگاه میکند. نتیجه، ایستادن در منطقهای خاکستری است؛ جایی میان گفتوگو و تقابل، که هر تحول کوچک میتواند موازنه را بر هم بزند.