اقتصاد۲۴ - در روزهایی که سایه تهدید، تحریم و تنش نظامی بار دیگر بر سر ایران سنگینی میکند، یک شرطبندی عجیب در یک پلتفرم آمریکایی، زنگ خطر تازهای را به صدا درآورده است. شرطبندی ۸۳ هزار دلاری یک حساب ناشناس بر سر حمله نظامی آمریکا به ایران تا یازدهم بهمنماه، حالا دیگر فقط یک پیشبینی مالی نیست؛ این ماجرا به نشانهای از تشدید جنگ روانی، بازی با افکار عمومی و حتی احتمال سوءاستفاده امنیتی از بازارهای شرطبندی تبدیل شده است.
ماجرا زمانی جدی شد که کاربران پلتفرم «Polymarket» متوجه یک رفتار غیرعادی شدند: یک حساب کاربری تازهساختهشده، بدون سابقه، بدون هویت مشخص و بدون فعالیت قبلی، ناگهان ۸۳ هزار دلار روی این گزینه شرط بست که «ایالات متحده تا پایان ژانویه ۲۰۲۶ به ایران حمله نظامی میکند».
در بازارهای پیشبینی، رقم بالا همیشه جلب توجه میکند؛ اما این بار، زمانبندی شرط و موضوع آن حساسیت را چند برابر کرد. شرط دقیقاً در دورهای ثبت شده که تهدیدهای لفظی دونالد ترامپ علیه ایران تشدید شده، بحث گزینه نظامی دوباره به رسانههای آمریکایی برگشته و منطقه در وضعیت شکنندهای قرار دارد.
پلیمارکت خود را یک بازار پیشبینی مبتنی بر بلاکچین معرفی میکند؛ جایی که کاربران روی رویدادهای سیاسی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی شرط میبندند. اما در عمل، این پلتفرم به آیینهای از ترسها، امیدها و هیجانات سیاسی تبدیل شده است.
در هفتههای اخیر، بازارهای مرتبط با ایران در پلیمارکت با افزایش کمسابقه حجم معاملات مواجه شدهاند؛ از «احتمال حمله نظامی» گرفته تا «سقوط جمهوری اسلامی». برخی کاربران از رکوردشکنی شرطبندی روی سناریوهای فروپاشی و درگیری نظامی خبر میدهند؛ نشانهای که بیش از آنکه تحلیل واقعبینانه باشد، بازتاب فضای روانی ملتهب است.
تحلیلگران معتقدند اهمیت این شرطبندی فقط در پول آن نیست، بلکه در پیامی است که منتقل میکند.
وقتی فردی حاضر میشود چنین مبلغی را روی یک رویداد پرریسک بگذارد، دو فرض مطرح میشود: یا او صرفاً یک قمارباز پرریسک است، یا تصور میکند به اطلاعاتی دسترسی دارد که دیگران ندارند.
همین فرض دوم است که ماجرا را از یک بازی مالی به موضوعی امنیتی تبدیل میکند. حتی اگر این اطلاعات واقعی نباشد، انتشار گسترده آن میتواند انتظارات افکار عمومی، بازار ارز، بورس و حتی محاسبات سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد.
بخش جنجالی ماجرا، گمانهزنیهایی است که پای دونالد ترامپ یا اطرافیان او را وسط میکشد. کاربران شبکههای اجتماعی یادآوری میکنند که پیش از تحولات سیاسی ونزوئلا و تضعیف موقعیت نیکلاس مادورو، شرطبندی مشابهی در پلیمارکت ثبت شده بود که بعداً درست از آب درآمد و سود کلانی نصیب شرطبند کرد.
همین سابقه باعث شده برخی بگویند این بار هم ماجرا میتواند پیام غیررسمی از دل حلقه قدرت آمریکا باشد؛ پیامی برای ترساندن، آزمودن واکنشها یا حتی شرطبندی همزمان روی سیاست و پول.
البته هیچ سند رسمی برای ارتباط این حساب با ترامپ وجود ندارد، اما سابقه او در استفاده از ابزارهای غیرمتعارف برای فشار روانی – از توییتر سابق گرفته تا تهدیدهای ناگهانی و شوکآور – این فرضیه را برای بخشی از افکار عمومی باورپذیر کرده است.
واکنشها به این شرطبندی دو مسیر متفاوت را طی کرده است. برخی کاربران و تحلیلگران آن را نشانهای از جدیتر شدن گزینه نظامی دانسته و هشدار دادهاند که نباید از کنار چنین سیگنالهایی ساده گذشت.
در مقابل، بسیاری از کارشناسان سیاسی تأکید کردهاند که هیچ نشانه عملی از آمادگی آمریکا برای جنگ مستقیم وجود ندارد و چنین شرطبندیهایی بیشتر ابزار فضاسازی و سوداگری سیاسی است. در میان این دو نگاه، گروهی هم با لحن طنزآمیز نوشتند: «اگر قرار بود جنگ با شرطبندی شروع شود، دنیا تا حالا چند بار نابود شده بود.»
آنچه این ماجرا را نگرانکننده میکند، اثر واقعی اخبار غیررسمی بر ذهن جامعه است. شرطبندی روی جنگ، حتی اگر دروغ یا بلوف باشد، میتواند ترس جمعی را تشدید کند، انتظارات اقتصادی را بههم بزند، به التهاب بازارها دامن بزند و فضای تصمیمگیری سیاسی را مسموم کند.
در شرایطی که جامعه ایران با انباشت فشارهای اقتصادی و روانی مواجه است، چنین سیگنالهایی میتوانند به بخشی از جنگ شناختی و روانی تبدیل شوند؛ جنگی که بدون شلیک حتی یک گلوله، ذهنها را هدف میگیرد.
شرطبندی ۸۳ هزار دلاری روی حمله آمریکا به ایران، شاید در نهایت چیزی بیش از یک قمار پرریسک نباشد؛ اما در فضای ملتهب کنونی، همین قمار میتواند به ابزار تهدید، فشار روانی و حتی دستکاری افکار عمومی تبدیل شود.
این ماجرا یک بار دیگر نشان میدهد که در جهان امروز، مرز میان سیاست، اقتصاد، امنیت و حتی شرطبندی چقدر محو شده است؛ جایی که یک کلیک، میتواند به اندازه یک بیانیه سیاسی، اثرگذار و خطرناک باشد.