اقتصاد۲۴- یکی از خبرسازترین موضوعات در روزهای اخیر قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی از سوی اتحادیه اروپا بود که با واکنشهای تند و بسیاری در ایران مواجه شد. این اقدام در ظاهر یکی از شدیدترین تصمیمات سیاسی غرب علیه ایران در سالهای اخیر است؛ تصمیمی که با ادبیاتی تند اعلام شد و واکنشهای تندتری در داخل ایران به دنبال داشت. اما پرسش کلیدی اینجاست که فراتر از هیاهوی سیاسی و رسانهای، این اقدام چه اهمیتی دارد و چه تغییری در معادلات واقعی ایجاد میکند؟
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی که بازتاب گستردهای پیدا کرد، اساساً این تصمیم را فاقد اهمیت عملی دانسته و آن را در حد یک اقدام نمادین ارزیابی میکند. استدلال او روشن است: اتحادیه اروپا سالهاست حتی در موضوعاتی که خود را مدافع آن معرفی میکند ـ از جمله تشکیل دولت فلسطینی و مخالفت با شهرکسازی اسرائیل ـ هیچ توفیق واقعی نداشته و بیانیههایش عملاً از سوی بازیگران اصلی منطقه نادیده گرفته شده است. از این منظر، تروریستی خواندن سپاه نیز چیزی بیش از یک ژست سیاسی نیست؛ ژستی برای مصرف داخلی اروپا و تنظیم موضع در اردوگاه غرب.
این تحلیل، اگرچه بخشی مهم از واقعیت را توضیح میدهد، اما اگر به آن بسنده شود، تصویر ناقصی از ماجرا به دست میدهد. واقعیت این است که اهمیت این تصمیم نه در توان اجرایی اروپا، بلکه در معنای سیاسی و پیامدهای غیرمستقیم آن نهفته است.
اتحادیه اروپا بهخوبی میداند که سپاه پاسداران یک بازیگر غیردولتی یا شبکه شبهنظامی پراکنده نیست؛ سپاه بخشی از ساختار رسمی قدرت در ایران است. بنابراین، تروریستی اعلام کردن آن نه به معنای آمادگی برای برخورد مستقیم است و نه حتی الزاماً مقدمه اقدام عملی تازه. اروپا در این نقطه، بیش از آنکه بخواهد «فشار مؤثر» وارد کند، در حال بازتعریف جایگاه خود در منازعه ایران و غرب است؛ جایگاهی که سالهاست میان ادعای استقلال و واقعیت تبعیت از سیاستهای آمریکا معلق مانده.
از این زاویه، تصمیم اخیر اروپا بیش از هر چیز نشانه بنبست دیپلماسی اروپایی در قبال ایران است. اروپاییها ابزار مذاکره مؤثر ندارند، نقش میانجی را از دست دادهاند و در معادلات امنیتی خاورمیانه بازیگر درجه اول محسوب نمیشوند. وقتی سیاست به بنبست میرسد، نماد جایگزین عمل میشود؛ فهرستگذاری، تحریم اسمی و بیانیههای تند، دقیقاً محصول همین وضعیتاند.
با این حال، نادیده گرفتن کامل پیامدهای این اقدام نیز خطاست. تروریستی خواندن نیروی نظامی رسمی یک کشور، هرچند امروز در حد نماد باقی بماند، میتواند در بلندمدت به عادیسازی یک رویه خطرناک در روابط بینالملل منجر شود؛ رویهای که مرز میان «اختلاف سیاسی» و «برچسبزنی امنیتی» را از بین میبرد. این دقیقاً همان نقطهای است که تصمیم اروپا را از یک حرکت صرفاً بیاهمیت جدا میکند.
در نهایت، تروریستی اعلام کردن سپاه نه نقطه عطفی تعیینکننده در فشار بر ایران است و نه اقدامی کاملاً بیاثر. این تصمیم، بیش از آنکه قدرت اروپا را نشان دهد، محدودیتها و ناتوانیهای آن را عیان میکند؛ اقدامی پر سر و صدا که بیش از آنکه معادلهای را تغییر دهد، وضعیت موجود را تثبیت میکند.
به بیان سادهتر، اروپا با این تصمیم صدایش را بلند کرد، اما دستش همچنان کوتاه ماند؛ و شاید همین، دقیقترین توصیف اهمیت واقعی این اقدام باشد.