تاریخ انتشار: ۲۰:۱۴ - ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید:

از استانبول تا تل‌آویو؛ طرفین دنبال توافق‌اند یا فقط زمان می‌خرند؟

همزمان با افزایش گزارش‌ها درباره احتمال آغاز دور تازه‌ای از گفت‌و‌گو‌های ایران و آمریکا، این پرسش دوباره در کانون توجه قرار گرفته است: آیا مذاکره به معنای توافق است؟ و اگر توافقی حاصل نشود، آیا منطقه ناگزیر به سمت جنگ حرکت خواهد کرد یا سناریو‌های دیگری نیز روی میز است؟

اقتصاد۲۴- فضای دیپلماتیک در روز‌های اخیر نشانه‌هایی از تحرک تازه را بروز داده است. وب‌سایت آمریکایی اکسیوس و خبرگزاری رویترز گزارش داده‌اند که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، قرار است با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، در استانبول دیدار کند؛ دیداری که به ادعای رویترز، با حضور یا مشارکت غیرمستقیم برخی کشور‌های منطقه همراه خواهد بود. رسانه‌های بین‌المللی از نقش کشورهایی، چون عربستان سعودی، امارات، عمان و مصر در این روند سخن گفته‌اند؛ نشانه‌ای از آنکه پرونده ایران و آمریکا بار دیگر از سطح دوجانبه فراتر رفته و به یک مسئله منطقه‌ای تبدیل شده است.

در همین حال، اکسیوس به نقل از یک مقام اسرائیلی گزارش داده که استیو ویتکاف پیش از این گفت‌و‌گو‌ها راهی تل‌آویو خواهد شد و با بنیامین نتانیاهو دیدار می‌کند؛ دیداری که به درخواست نخست‌وزیر اسرائیل انجام می‌شود و از نگاه ناظران، تلاشی برای هماهنگی مواضع پیش از هر تماس احتمالی با تهران است. همزمان، سخنگوی کاخ سفید در گفت‌و‌گو با الجزیره، بدون تأیید یا تکذیب صریح این دیدارها، اعلام کرده که فعلاً نظری درباره تماس ویتکاف با مقام‌های ایرانی ارائه نمی‌شود؛ موضعی محتاطانه که خود به گمانه‌زنی‌ها دامن زده است.

مذاکره برای توافق یا مذاکره برای مذاکره؟

اما در پس این تحرکات دیپلماتیک، شکاف‌های عمیقی قرار دارد. اکسیوس تصریح کرده که خواست دیرینه دولت ترامپ این است که هر توافقی، علاوه بر برنامه هسته‌ای ایران، موضوعات موشکی و نقش منطقه‌ای تهران را نیز دربر بگیرد؛ مطالبه‌ای که با موضع رسمی ایران در تضاد آشکار است. تهران بار‌ها تأکید کرده که تنها موضوع قابل مذاکره، پرونده هسته‌ای است و ورود به سایر حوزه‌ها را خط قرمز خود می‌داند. همین اختلاف بنیادین باعث شده که حتی رسانه‌های خوش‌بین غربی نیز از «ابهام در مسیر توافق» سخن بگویند.

در داخل ایران نیز نگاه‌ها یکدست نیست. حسن یونسی، فرزند وزیر سابق اطلاعات، در واکنشی قابل‌توجه نوشته است که تصور رسیدن مذاکرات ایران و آمریکا به توافق را ساده‌انگارانه می‌داند. او با اشاره به مواضع رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرده که «تسلیم در این شرایط» به معنای آغاز روندی است که می‌تواند به فروپاشی گفتمان مقاومت منجر شود و در نهایت نتیجه گرفته که دو طرف بیش از آنکه به توافق بیندیشند، در حال خرید زمان هستند؛ هرکدام با اهداف و محاسبات خاص خود. این تحلیل، بازتاب‌دهنده بخشی از نگاه بدبینانه‌ای است که در فضای سیاسی ایران نسبت به سرانجام این گفت‌و‌گو‌ها وجود دارد.

اگر توافق نشود، سناریو احتمالی چیست؟

با این حال، پرسش کلیدی اینجاست: اگر مذاکرات به توافق نرسد، آیا جنگ اجتناب‌ناپذیر است؟ بررسی تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش لزوماً مثبت نیست. بسیاری از ناظران معتقدند هزینه‌های جنگ مستقیم میان ایران و آمریکا، آن‌قدر سنگین است که همچنان به‌عنوان آخرین گزینه باقی می‌ماند. به همین دلیل، حتی در صورت شکست مذاکرات، سناریو‌هایی مانند تداوم گفت‌و‌گو‌های فرسایشی، توافق‌های محدود و موقت، یا نوعی «مدیریت تنش» با واسطه‌گری بازیگران منطقه‌ای محتمل‌تر از ورود فوری به درگیری نظامی ارزیابی می‌شود.

از این منظر، آنچه امروز در جریان است، بیش از آنکه آغاز یک مسیر روشن به‌سوی توافق باشد، نوعی آزمون اراده و سنجش خطوط قرمز دو طرف است. مذاکره می‌تواند شروع شود، بی‌آنکه الزاماً به توافق ختم شود؛ همان‌طور که عدم توافق نیز لزوماً به معنای جنگ نیست. در میانه این دو قطب، طیفی از سناریو‌های خاکستری قرار دارد که آینده پرونده ایران و آمریکا را شکل خواهد داد.

تحرکات دیپلماتیک اخیر، از استانبول تا تل‌آویو، نشان می‌دهد که کانال گفت‌و‌گو میان ایران و آمریکا دوباره فعال شده، اما فاصله میان مذاکره و توافق همچنان قابل‌توجه است. رسانه‌های جهان از آغاز گفت‌و‌گو می‌گویند، نه از تضمین نتیجه. در چنین شرایطی، نه خوش‌بینی مطلق به توافق واقع‌بینانه است و نه تقلیل همه مسیر‌ها به جنگ؛ واقعیت، جایی میان این دو قرار دارد.

ارسال نظر