اقتصاد۲۴ ـ در سالهای اخیر نام «عملیات بازار باز» به یکی از کلیدیترین ابزارهای سیاست پولی در ایران تبدیل شده است؛ ابزاری که بانک مرکزی از طریق آن تلاش میکند نرخ سود در بازار بینبانکی را کنترل کرده و جریان نقدینگی را مدیریت کند. اگرچه این سیاست در بسیاری از کشورهای دنیا سابقهای طولانی دارد، اما در اقتصاد ایران به دلیل ساختار خاص نظام بانکی و تورم مزمن، آثار آن پیچیدهتر و گاه متناقض ظاهر شده است. پرسش اصلی این است که عملیات بازار باز دقیقاً چیست و چگونه میتواند قیمت پول را بالا یا پایین ببرد؟
عملیات بازار باز به مجموعه اقداماتی گفته میشود که بانک مرکزی از طریق خرید و فروش اوراق بدهی دولتی در بازار پول انجام میدهد. زمانی که بانک مرکزی اوراق را از بانکها خریداری میکند، در واقع به آنها پول تزریق میکند و نقدینگی افزایش مییابد. برعکس، وقتی بانک مرکزی اوراق میفروشد، پول از سیستم بانکی جمعآوری میشود و نقدینگی کاهش پیدا میکند.
هدف اصلی این عملیات، تنظیم نرخ سود کوتاهمدت در بازار بینبانکی است؛ بازاری که بانکها برای تأمین کسری یا مازاد نقدینگی روزانه خود به آن مراجعه میکنند. نرخ سود در این بازار به نوعی «قیمت پول» در اقتصاد محسوب میشود و بر سایر نرخهای سود، از جمله سود سپردهها و تسهیلات بانکی، اثر میگذارد.
در اقتصادهایی که با تورم بالا و نوسانات نقدینگی روبهرو هستند، کنترل مستقیم حجم پول بسیار دشوار است. بانک مرکزی به جای دستور دادن به بانکها، تلاش میکند از طریق ابزارهای غیرمستقیم مانند عملیات بازار باز رفتار آنها را تنظیم کند.
در ایران، رشد شدید نقدینگی، ناترازی بانکها و کسری بودجه دولت باعث شده بازار پول همواره تحت فشار باشد. بانکها برای جبران کمبود منابع به بازار بینبانکی یا بانک مرکزی مراجعه میکنند. اگر این فرایند بدون کنترل انجام شود، به افزایش پایه پولی و تورم دامن میزند. عملیات بازار باز قرار است این جریان را هدفمند و قابل مدیریت کند.
زمانی که بانک مرکزی اقدام به خرید اوراق میکند، پول بیشتری در اختیار بانکها قرار میگیرد. افزایش عرضه پول باعث میشود بانکها برای تأمین منابع با یکدیگر رقابت کمتری داشته باشند و در نتیجه نرخ سود بینبانکی کاهش یابد. کاهش این نرخ معمولاً به کاهش نرخ سود تسهیلات و سپردهها نیز منجر میشود.
در مقابل، وقتی بانک مرکزی اوراق میفروشد و پول از بازار جمع میکند، نقدینگی بانکها کاهش مییابد. در این شرایط بانکها برای تأمین منابع به یکدیگر مراجعه میکنند و حاضر میشوند سود بیشتری بپردازند. این روند نرخ سود را بالا میبرد و هزینه پول در اقتصاد افزایش مییابد.
به این ترتیب، بانک مرکزی با تنظیم حجم خرید و فروش اوراق میتواند نرخ سود را در یک دامنه مشخص نگه دارد.
یکی از اهداف اصلی این سیاست، مهار تورم از مسیر کنترل نقدینگی است. زمانی که تورم بالا میرود، بانک مرکزی معمولاً با فروش اوراق و جمعآوری پول تلاش میکند جریان نقدینگی را محدود کند. این اقدام با افزایش نرخ سود همراه است و تقاضا برای وام و سرمایهگذاریهای پرریسک را کاهش میدهد.
در تئوری اقتصادی، این فرایند باید به کاهش فشار تورمی منجر شود. اما در ایران به دلیل مشکلات ساختاری، اثرگذاری این سیاست همیشه مطابق انتظار نبوده است. از یک سو، کسری بودجه دولت باعث انتشار گسترده اوراق بدهی شده و از سوی دیگر، بانکها به دلیل ناترازی شدید، حتی با نرخهای سود بالا نیز به نقدینگی نیاز دارند.
یکی از مهمترین چالشها، عمق کم بازار اوراق بدهی است. در اقتصادهای پیشرفته، حجم بالایی از اوراق در بازار وجود دارد و بانک مرکزی میتواند به راحتی با خرید و فروش آنها نقدینگی را تنظیم کند. اما در ایران این بازار هنوز به اندازه کافی توسعهیافته نیست.
همچنین وابستگی دولت به منابع بانکی و فشار برای تأمین کسری بودجه، گاهی باعث میشود عملیات بازار باز بیشتر در خدمت تأمین مالی دولت قرار گیرد تا کنترل تورم. در چنین شرایطی، بانک مرکزی عملاً ناچار به تزریق پول میشود و اثر انقباضی سیاست پولی تضعیف میشود.
از سوی دیگر، ناترازی بانکها باعث شده برخی بانکها به طور مزمن نیازمند نقدینگی باشند و عملیات بازار باز به جای تنظیم موقت بازار، به یک مسیر دائمی حمایت از بانکهای مشکلدار تبدیل شود.
نرخ سودی که در بازار بینبانکی شکل میگیرد، مستقیماً بر زندگی مردم اثر میگذارد. افزایش قیمت پول به معنای گرانتر شدن وام مسکن، تسهیلات تولید و حتی کارتهای اعتباری است. این موضوع میتواند مصرف و سرمایهگذاری را کاهش دهد و به رکود دامن بزند.
در مقابل، کاهش بیش از حد نرخ سود اگر بدون کنترل تورم باشد، باعث هجوم نقدینگی به بازارهای سفتهبازی مانند ارز و طلا میشود و موج جدیدی از گرانی ایجاد میکند؛ بنابراین تنظیم درست قیمت پول یکی از حساسترین وظایف بانک مرکزی است.
عملیات بازار باز ابزاری مهم برای مدیریت نقدینگی و کنترل نرخ سود در اقتصاد است که در تئوری میتواند به مهار تورم و ایجاد ثبات پولی کمک کند. اما در اقتصاد ایران به دلیل ناترازی بانکها، کسری بودجه مزمن دولت و ضعف بازار اوراق، این ابزار با محدودیتهای جدی مواجه است.
تا زمانی که اصلاحات ساختاری در نظام بانکی و مالی کشور انجام نشود، عملیات بازار باز به تنهایی نمیتواند معجزه کند. این سیاست اگرچه میتواند «قیمت پول» را در کوتاهمدت تنظیم کند، اما بدون انضباط مالی دولت و سلامت شبکه بانکی، اثر آن بر تورم پایدار نخواهد بود.