اقتصاد۲۴-کسری بودجه یکی از مزمنترین مشکلات اقتصاد ایران است؛ شکافی همیشگی میان درآمدهای دولت و هزینههایی که هر سال رو به افزایش میروند. در ظاهر، دولتها تلاش میکنند این کسری را با ابزارهایی مانند افزایش مالیات، فروش اوراق بدهی یا کاهش هزینهها جبران کنند، اما در عمل یکی از سادهترین و پرهزینهترین راهها همواره «چاپ پول» بوده است. چاپ پول اگرچه در کوتاهمدت منابع لازم را در اختیار دولت قرار میدهد، اما در واقع کسری بودجه را پنهان کرده و هزینه آن را به شکل تورم به جامعه تحمیل میکند.
کسری بودجه زمانی رخ میدهد که مخارج دولت از درآمدهایش بیشتر باشد. در ایران بخش بزرگی از هزینههای دولت صرف حقوق و دستمزد کارکنان، یارانهها، بازنشستگی و پروژههای عمرانی میشود، در حالی که درآمدهای مالیاتی و نفتی اغلب پاسخگوی این حجم از هزینه نیست.
وابستگی به نفت، تحریمها، فرار مالیاتی گسترده و رشد بیضابطه هزینههای جاری باعث شده کسری بودجه به یک پدیده دائمی تبدیل شود. هر سال دولت با کسری چندصد هزار میلیارد تومانی روبهروست و ناچار است راهی برای جبران آن پیدا کند.
چاپ پول به زبان ساده یعنی افزایش پایه پولی از سوی بانک مرکزی. این کار معمولاً به شکل مستقیم اسکناس جدید نیست، بلکه از مسیرهایی مانند استقراض دولت از بانک مرکزی، اضافهبرداشت بانکها یا خرید اوراق دولتی توسط بانک مرکزی انجام میشود.
زمانی که دولت منابع کافی ندارد، میتواند از بانک مرکزی تنخواه بگیرد یا بدهیهای خود را از طریق سیستم بانکی تأمین کند. بانک مرکزی در مقابل این بدهیها پول جدید خلق میکند و در اختیار دولت یا بانکها قرار میدهد. به این ترتیب، کسری بودجه ظاهراً پوشش داده میشود، بدون آنکه دولت مجبور به افزایش مالیات یا کاهش هزینهها شود.
وقتی دولت از مسیر چاپ پول کسری خود را جبران میکند، این کسری در ظاهر حسابهای بودجهای کمتر دیده میشود. دولت به جای اعلام کمبود منابع یا افزایش بدهی رسمی، با پول تازه خلقشده هزینههایش را پرداخت میکند.
اما واقعیت این است که کسری بودجه از بین نمیرود، بلکه شکل آن تغییر میکند. هزینه واقعی به صورت افزایش سطح عمومی قیمتها و کاهش قدرت خرید مردم ظاهر میشود. به بیان دیگر، تورم همان مالیات پنهانی است که همه جامعه برای جبران کسری بودجه پرداخت میکنند.
وقتی حجم پول در اقتصاد سریعتر از تولید کالا و خدمات رشد کند، نتیجهای جز افزایش قیمتها ندارد. چاپ پول باعث میشود نقدینگی بالا برود، در حالی که ظرفیت تولید کشور محدود است. این عدم تعادل به فشار تورمی منجر میشود.
در ایران طی دهههای گذشته هر بار که کسری بودجه تشدید شده، رشد پایه پولی و نقدینگی نیز جهش کرده است. این روند نشان میدهد بخش بزرگی از تورم مزمن کشور ریشه در تأمین مالی دولت از مسیر پول پرقدرت دارد.
چاپ پول شاید در کوتاهمدت به دولت اجازه دهد حقوقها را پرداخت کند یا پروژهها را ادامه دهد، اما در بلندمدت با افزایش قیمتها، همان هزینهها چند برابر میشود و کسری بودجه عمیقتر از قبل بازمیگردد.
سیستم بانکی یکی از کانالهای اصلی انتقال کسری بودجه به اقتصاد است. دولت با فروش اوراق بدهی به بانکها یا استقراض غیرمستقیم، منابع مورد نیاز خود را تأمین میکند. بانکها نیز برای خرید این اوراق یا جبران کمبود نقدینگی به بانک مرکزی متوسل میشوند.
در نهایت بانک مرکزی با خلق پول جدید، این زنجیره را تکمیل میکند. نتیجه این فرآیند افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی است که مستقیماً به تورم منجر میشود. به این ترتیب، شبکه بانکی به ابزاری برای پنهانسازی کسری بودجه تبدیل میشود.
تورمی که از چاپ پول ناشی میشود بیشترین آسیب را به اقشار کمدرآمد و حقوقبگیر وارد میکند. کسانی که درآمد ثابت دارند، قدرت خریدشان به سرعت کاهش مییابد، در حالی که صاحبان داراییهایی مانند ملک، ارز و طلا از افزایش قیمتها سود میبرند.
این شکاف باعث گسترش نابرابری اجتماعی، بیاعتمادی به سیاستهای اقتصادی و کاهش رفاه عمومی میشود. از سوی دیگر، تورم بالا انگیزه پسانداز را از بین میبرد و سرمایهها را به سمت فعالیتهای غیرمولد سوق میدهد.
پایان دادن به وابستگی دولت به چاپ پول نیازمند اصلاحات جدی در ساختار بودجه است. افزایش شفافیت مالی، گسترش پایههای مالیاتی، کاهش هزینههای غیرضروری و جلوگیری از فرار مالیاتی از جمله اقدامات ضروری است.
همچنین استقلال واقعی بانک مرکزی در برابر فشارهای دولت برای تأمین مالی کسری بودجه نقش کلیدی دارد. تا زمانی که بانک مرکزی به عنوان صندوق اضطراری دولت عمل کند، چرخه تورم ادامه خواهد داشت.