تاریخ انتشار: ۱۷:۳۳ - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید:

پشت پرده تغییر محل مذاکرات؛ مسقط کافی نبود؟ / دور دوم کجا برگزار می‌شود؟

احتمال تغییر مکان دور دوم مذاکرات، یک جزئیات ساده اجرایی نیست؛ در دیپلماسی ایران و آمریکا، آدرس میز گفت‌و‌گو بخشی از پیام مذاکره است و می‌تواند بر نقش میانجی‌ها، سطح محرمانگی و حتی سرعت پیشرفت گفت‌و‌گو‌ها اثر بگذارد.

اقتصاد۲۴- سخنان تازه عباس عراقچی درباره «احتمال تغییر مکان دور دوم مذاکرات» در نگاه اول شاید یک نکته حاشیه‌ای و اجرایی به نظر برسد؛ چیزی در حد انتخاب هتل، مسیر پرواز یا ملاحظات امنیتی. اما در واقع، محل مذاکره در پرونده ایران و آمریکا هرگز یک جزئیات ساده نبوده است. اینجا، آدرس میز مذاکره خودش بخشی از مذاکره است؛ نشانه‌ای از وزن میانجی‌ها، سطح گفت‌وگوها، میزان محرمانگی و حتی نوع توافقی که طرفین در ذهن دارند. برای همین هم قبل از شروع مذاکرات اخیر آن همه بحث و گفت‌و‌گو درباره اینکه استانبول میزبان باشد یا مسقط مطرح شد.

مسقط؛ زمین امنی که همه چیز از آن شروع شد

دور نخست گفت‌و‌گو‌ها در مسقط برگزار شد؛ شهری که سال‌هاست در حافظه دیپلماسی ایران و آمریکا به عنوان یک «کانال امن» ثبت شده است. عمان همواره نقش میانجی کم‌حاشیه را بازی کرده؛ کشوری که نه ادعای رهبری منطقه دارد، نه در رسانه‌ها به دنبال دیده شدن است و نه از مذاکره به عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده می‌کند. همین ویژگی‌هاست که مسقط را به گزینه‌ای محبوب برای گفت‌و‌گو‌های حساس تبدیل کرده است؛ گفت‌و‌گو‌هایی که طرفین ترجیح می‌دهند تا حد ممکن دور از دوربین‌ها، تحلیل‌ها و جنجال‌ها پیش برود.

اما وقتی عراقچی می‌گوید مکان دور دوم ممکن است تغییر کند، معنایش این است که پرونده در همان نقطه امن و تثبیت‌شده نمانده و هنوز بر سر «زمین بازی» اختلاف یا دست‌کم چانه‌زنی وجود دارد.

تغییر مکان یعنی تغییر وزن میانجی‌ها؟

در سیاست خارجی، جابه‌جایی مکان مذاکره معمولاً زمانی رخ می‌دهد که یا طرفین به دنبال تغییر وزن میانجی هستند، یا می‌خواهند سطح گفت‌و‌گو‌ها را از فاز ابتدایی و سنجشی به مرحله‌ای رسمی‌تر منتقل کنند، یا برعکس، به دلیل فشار‌های سیاسی و رسانه‌ای ترجیح می‌دهند مسیر گفت‌و‌گو را کم‌هزینه‌تر و کم‌صدا‌تر کنند.

در این میان، گزینه‌های محتمل برای دور دوم چندان زیاد نیست. اگر هدف ادامه همان مسیر مسقط و حفظ فرمول مذاکرات غیرمستقیم باشد، عمان همچنان محتمل‌ترین انتخاب است؛ چراکه تغییر مکان در چنین حالتی فقط ریسک اضافه می‌کند.

اما اگر نشانه‌هایی از تلاش برای تغییر وزن بازیگران دیده شود، دوحه می‌تواند وارد تصویر شود؛ شهری که طی سال‌های اخیر در پرونده‌های مختلف از تبادل زندانی تا انتقال پیام‌های سیاسی، فعال‌تر از همیشه بوده است. انتقال مذاکرات به قطر معمولاً به این معناست که طرفین می‌خواهند مذاکره را در فضای پویاتر و پررفت‌وآمدتری پیش ببرند؛ جایی که ارتباطات جانبی بیشتر است و امکان مدیریت همزمان چند کانال وجود دارد.

سفر عراقچی به دوحه بلافاصله بعد از مذاکرات روز جمعه در مسقط نیز این گمانه را تقویت می‌کند که قطر در ادامه مذاکرات نقش پررنگ‌تری ایفا کند.

وین و ژنو؛ بازگشت به زمین کلاسیک یا افزایش هزینه سیاسی؟

اگر دور دوم به اروپا منتقل شود، پیام متفاوتی ارسال می‌شود. ژنو یا وین، فقط شهر‌های خوش‌منظره نیستند؛ آنها «نماد» یک نوع مذاکره‌اند: مذاکره‌ای که از مرحله مدیریت بحران عبور کرده و به سمت چارچوب رسمی‌تر، دقیق‌تر و گاه چندلایه‌تر حرکت می‌کند.

بازگشت به وین یا ژنو، حتی اگر گفت‌و‌گو‌ها همچنان میان ایران و آمریکا باقی بماند، این برداشت را تقویت می‌کند که مذاکرات به سمت مرحله‌ای می‌رود که متن، بند‌ها و ضمانت‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به زبان ساده‌تر: اگر مسقط نماد «تماس امن و کنترل‌شده» است، وین و ژنو نماد «چانه‌زنی جدی بر سر متن» هستند.

با این حال، اروپا یک مزیت دارد و یک هزینه. مزیتش این است که مذاکره در یک زمین «کلاسیک» و جاافتاده انجام می‌شود؛ هزینه‌اش این است که رسانه‌ها فعال‌ترند، احتمال نشت خبر بیشتر است و همین موضوع می‌تواند دست تیم‌ها را در انعطاف بگیرد. مواضع اخیر اروپا در قبال ایران و اقداماتی مثل تروریستی اعلام کردن سپاه و ...، اما سبب می‌شود که ایران تمایل کمتری به پررنگ شدن نقش آنها در مذاکرات داشته باشد.

چرا محل مذاکره تا این حد مهم است؟

پرسش اصلی این است که چرا مکان مذاکره تا این حد اهمیت دارد که حتی یک جمله عراقچی درباره احتمال تغییر آن، تبدیل به سوژه تحلیل می‌شود؟ پاسخ روشن است: محل مذاکره روی سه ضلع اصلی گفت‌و‌گو اثر می‌گذارد؛ اعتماد، محرمانگی و روایت.

اعتماد، چون طرفین ترجیح می‌دهند در زمینی بازی کنند که احساس امنیت سیاسی و اطلاعاتی داشته باشند. در پرونده‌ای مثل ایران و آمریکا، بی‌اعتمادی فقط به «نیت» طرف مقابل مربوط نیست؛ به «محیط» هم مربوط است. هر کشور میزبان، شبکه امنیتی، سطح همکاری اطلاعاتی و مناسبات خاص خود را دارد و همین مسئله می‌تواند برای یکی از طرفین اطمینان‌بخش و برای دیگری نگران‌کننده باشد.

محرمانگی، چون هرچه رسانه‌ها و کانال‌های خبری به مذاکرات نزدیک‌تر شوند، هزینه انعطاف بالاتر می‌رود. تجربه مذاکرات هسته‌ای نشان داده هر زمان گفت‌و‌گو‌ها زیر نورافکن رسانه‌ای قرار گرفته، تیم‌ها بیشتر به سمت مواضع سخت‌گیرانه و نمایش قدرت سوق داده شده‌اند. در مقابل، هرجا فضای مذاکره آرام‌تر بوده، امکان آزمون و خطا و بده‌بستان بیشتر فراهم شده است؛ و ضلع سوم، روایت است؛ شاید مهم‌ترین ضلع در سیاست امروز. هر طرف باید بتواند به افکار عمومی خود توضیح دهد که چرا مذاکره می‌کند، در چه سطحی مذاکره می‌کند و آیا مذاکره به معنای عقب‌نشینی است یا نه. مکان مذاکره در ساختن این روایت نقش مستقیم دارد. مذاکره در مسقط برای بسیاری از مخاطبان، معنای «گفت‌وگوی غیررسمی و غیرمستقیم» دارد؛ یعنی همان چیزی که هزینه سیاسی‌اش پایین‌تر است. اما مذاکره در وین یا ژنو، ممکن است به سرعت به عنوان «بازگشت به مسیر توافق» تفسیر شود؛ تفسیری که در فضای داخلی هر دو کشور می‌تواند مخالفان را فعال‌تر کند.

تغییر مکان؛ نشانه پیشرفت یا علامت بن‌بست؟

با وجود همه این اهمیت‌ها، نباید یک خطای رایج را تکرار کرد؛ اینکه تصور کنیم تغییر مکان به معنای پیشرفت قطعی یا بن‌بست قطعی است. واقعیت این است که مکان مذاکره می‌تواند روند گفت‌و‌گو را تسهیل یا سخت کند، اما جایگزین اراده سیاسی نمی‌شود.

اگر تهران و واشنگتن به این جمع‌بندی رسیده باشند که هزینه توافق کمتر از هزینه ادامه تنش است، محل مذاکره فقط یک قاب است؛ قابِ تصمیمی که جای دیگری گرفته شده. اما اگر هنوز اختلافات اصلی پابرجا باشد، حتی امن‌ترین و حرفه‌ای‌ترین میز مذاکره هم چیزی جز تولید جمله‌های مبهم و بیانیه‌های محتاطانه نخواهد بود.

دور دوم هرجا باشد، یک آزمون جدی‌تر است

اظهار عراقچی در چنین فضایی، بیشتر از آنکه خبر از یک تغییر قطعی بدهد، از یک واقعیت پرده برمی‌دارد: مذاکرات هنوز تثبیت نشده و هنوز همه چیز روی میز است؛ از محل گفت‌و‌گو گرفته تا شکل گفت‌و‌گو و حتی وزن بازیگران واسطه.

این یعنی دور دوم، هرجا برگزار شود، احتمالاً صرفاً ادامه دور اول نیست؛ بلکه آزمون جدی‌تری است برای اینکه آیا مسیر گفت‌و‌گو به سمت توافق حرکت می‌کند یا فقط در حال خرید زمان و مدیریت تنش است.

در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: در پرونده ایران و آمریکا، «کجا» همیشه بخشی از «چه چیزی» بوده است. برای همین هم تغییر مکان، فقط تغییر یک نقطه روی نقشه نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه بازی هنوز بر سر قواعدش تمام نشده است.

ارسال نظر