اقتصاد ۲۴-محمود جامساز، اقتصاددان، در بخشی از گفتوگو با اقتصادنیوز در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه ظرفیتهای ایران در حوزه نفت و گاز چقدر میتواند به عنوان امتیازی زودبازده در مذاکرات ایران و آمریکا به کمک توافق بیاید؟، اظهار کرد: آمریکا دیگر مانند دهه ۱۹۷۰ به نفت خاورمیانه نیاز ندارد بویژه اینکه نفت ونزوئلا را هم زیر نگین خود دارد؛ در واقع این اروپا و چین هستند که به این نفت محتاجاند. پیشنهاد فروش نفت به آمریکا برای آنها جذابیتی ندارد. از سوی دیگر، آمریکا با ابزار «تعرفه» چینیها را وادار کرده تا خرید نفت از ایران را کاهش دهند که طبق گزارشها به حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است.
او ادامه داد: همین مقدار نیز با تخفیفهای بسیار زیاد فروخته میشود و هزینههای لجستیکی آن سرسامآور است، به طوری که نفت را بسیار ارزان میفروشیم و پول آن هم به آسانی بازنمیگردد. حتی بانک دولتی چین از تحریمهای اروپا پیروی میکند و نمیتواند دخایر ایران را آزاد کند؛ در نتیجه به جای دلار، یوان یا کالا و اجناس به ما میدهند؛ که با همان یوان هم باید از خود آنها خرید کنیم. اقتصاد ما به وضعیتی دچار شده که پس از صدها سال به سیستم «تهاتر» بازگشتهایم و عضویت در گروههایی مثل «بریکس» و «شانگهای» نیز نمیتواند اقتصاد ما را نجات دهد. چراکه تبادلات تجاری اعضاء این دو نهاد باستثنای روسیه که در تحریم است با آمریکا بیش از مبادلات درون گروهی آنهاست.
او در پاسخ به این سوال که «در مورد سرمایهگذاری در بخش معدن چطور؟ آیا پتانسیل قابل مذاکرهای در این حوزه وجود دارد؟» گفت: هر چقدر هم مسائل اقتصادی را مطرح کنید، تا زمانی که شرایط مهیا نباشد، نظر آمریکا نسبت به موضع «غنیسازی صفر» تغییر نخواهد کرد. شرایط مهیا نیست، چون هنوز روابط دیپلماتیک برقرار نشده و آمریکا در ایران سفارت ندارد، امنیت اقتصادی حاکم نیست و وضعیت داخلی ایران بحرانی است.
جامساز ادامه داد: سرمایهگذاری داخلی به شدت کاهش یافته و حدود ۵۷ درصد از میزان استخدامها کاسته شده است. طبق گفته رئیس مجلس، حدود ۳۴ درصد مردم در خط فقر مطلق قرار دارند. تورم معیشتی مردم که تعیینکننده اصلی فقر است، به حدود ۱۲۰ درصد (۲.۲ برابر) رسیده که برای مردم یک فاجعه اقتصادی- اجتماعی است. در چنین شرایطی که شاخصهای اقتصاد کلان از جمله رشد اقتصادی منفی است، و شرایط اقتصادی و اجتماعی داخلی بحرانی است، هیچ سرمایهگذار خارجی اعم از غربی و شرقی ریسک سرمایه گذاری در جمهوری اسلامی را تحمل نخواهد کرد.
او درخصوص اینکه تأخیر یا شکست مذاکرات، چه اثرات کوتاهمدت و بلندمدتی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت؟ افزود: همین حالا هم که مذاکرات به نتیجه نرسیده، آثار منفی آن مشهود است؛ انتظارات تورمی به شدت بالا رفته، قیمت دلار در حال افزایش است و قیمت اقلام معیشتی فاجعهبار شده که منجر به فقر شدید مردم گشته است. نگاه عمومی بر این است که این مذاکرات به جایی نمیرسد؛ چرا که هر دو طرف بر مواضع متضاد خود پافشاری میکنند. مقامات داخلی ما، از عدم مذاکره بر سر مسائل موشکی و نیابتی سخن میگویند و طرف مقابل نیز بر خواستههای خود ایستاده است. اینها مانند دو خط موازی هستند که هیچگاه به هم نمیرسند.
جامساز ادامه داد: اگر مذاکرات شکست بخورد، به معنای ورود به فاز جنگ است. در جنگ هم «نون و حلوا» خیرات نمیکنند؛ تمام منابع محدودی که باید صرف رفاه مردم، تولید کالاهای عمومی و یارانهها شود، به سمت هزینههای نظامی و ادوات جنگی سوق پیدا میکند. جنگ هیچ برندهای ندارد و حتی طرف پیروز نیز اگر هزینه-فایده کند، متوجه خسارات سنگین اقتصادی خواهد شد که ناخواسته متحمل شده کما اینکه تاکنون آمریکا بیش از ۴۰ میلیارد دلار تنها برای اعزام ناوگان خود به منطقه و جابجایی تسلیحاتی هزینه کرده است. با این وصف، شکست مذاکرات، آثار بسیار مخربی بر ساختار معیوب اقتصادی و اجتماعی و رفاهی کشور خواهد داشت و تاب آوری مردم را بشدت کاهش و بر شدت بحرانهای اقتصادی و اجتماعی خواهد افزود.