تاریخ انتشار: ۱۹:۲۹ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید:

کم‌آبی تقصیر بی‌حجاب‌ها بود و فقر هم به خاطر فحشا؛ پس نقش حاکمیت چیست؟!

علیرضا پناهیان اخیراً گفته است: «جامعه‌ای که اهل فحشا است، دچار فقر می‌شود». این جمله، بهانه‌ای شد برای بررسی تکرار الگوی فرافکنی مشکلات اجتماعی به گردن مردم؛ از نسبت دادن خشکسالی به وضعیت حجاب گرفته تا حالا ربط دادن فقر به «فحشا». این یادداشت می‌کوشد نشان دهد چنین دیدگاهی چه پیامد‌هایی برای اعتماد مردم به دین و حاکمیت دارد.

اقتصاد۲۴- علیرضا پناهیان، از چهره‌های شناخته‌شده مذهبی، اخیراً در اظهاراتی گفته است: «جامعه‌ای که اهل فحشا است، دچار فقر می‌شود». این جمله، اگرچه کوتاه است، اما لایه‌های متعددی از نگاه انتقادی و رویکرد حاکمیتی به مشکلات اجتماعی را نمایان می‌کند و همان‌طور که در گذشته نیز نمونه‌های مشابه آن را دیده‌ایم، می‌تواند تبعات گسترده‌ای بر رابطه مردم با دین و دولت داشته باشد.

چرا همیشه تقصیر مردم است؟

این اولین بار نیست که چنین نسبت‌هایی مطرح می‌شود. در تابستان گذشته، وقتی کشور با کمبود آب و برق مواجه شد، برخی چهره‌های رادیکال خشکسالی را به وضعیت حجاب مردم و «بی‌حجابی» ربط دادند و راهکار پیشنهادی‌شان «نماز باران» بود. اکنون همان رویکرد به گونه‌ای دیگر تکرار شده و فقر به «فحشا» نسبت داده می‌شود.

این نوع فرافکنی، یک پیام ضمنی دارد: «مشکلات جامعه ناشی از تقصیر مردم است و مسئولیت حاکمیت نقشی در آن ندارد». اما این نگاه ساده‌انگارانه، چند اشکال بنیادین دارد.

حاکمیت چه وظیفه‌ای دارد؟

اگر همه مشکلات ناشی از رفتار مردم است، پرسش اصلی این است که نقش دولت و نهاد‌های اجرایی چیست؟ وظیفه مدیریت منابع، سیاست‌گذاری اقتصادی و اجتماعی، و پیشگیری از بحران‌ها بر عهده حاکمیت است، نه صرفاً تذکر اخلاقی به مردم. این نوع اظهارات، حاکمیت را از پاسخگویی در قبال سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی مبرا می‌کند.

پیامد‌های روانی و اجتماعی فرافکنی

وقتی ریشه مشکلات اجتماعی صرفاً به مردم نسبت داده می‌شود، نتیجه آن جز دل‌زدگی مردم از دین و نهاد‌های مذهبی نیست. افراد، به جای امیدواری و همکاری با جامعه، با حس سرخوردگی و بی‌عدالتی مواجه می‌شوند و فاصله میان ملت و دولت عمیق‌تر می‌شود.

فقر و مشکلات اقتصادی از عوامل متعددی ناشی می‌شود: ناکارآمدی مدیریت، تحریم‌ها، تورم، بحران‌های محیط زیستی و سیاست‌های اقتصادی ناپایدار. نسبت دادن فقر صرفاً به «فحشا» یا «گناه» نه تنها تحلیل علمی نیست، بلکه مخاطب را از درک واقعی بحران‌ها دور می‌کند و راهکار واقعی ارائه نمی‌دهد.

فرافکنی؛ ابزار دل‌زدگی یا کنترل؟

اظهاراتی از این دست، علاوه بر نادیده گرفتن مسئولیت حاکمیت، می‌تواند ابزار دل‌زدگی و کنترل اجتماعی باشد. وقتی مردم می‌بیند که حاکمیت به جای تلاش برای رفع مشکلات گناه همه چیز را گردن آنها می‌اندازد، بیشتر از آن فاصله می‌گیرند. انگیزه مردم برای مطالبه حقوق، اصلاحات اقتصادی و اعتراض به سیاست‌های ناکارآمد کاهش می‌یابد و خشم نسبت به مسئولان افزایش می‌یابد. این فاصله میان مردم و دین، در بلندمدت می‌تواند تبعات قابل توجهی مثل کاهش مشروعیت اخلاقی و اجتماعی نهاد‌های دینی و افزایش بی‌اعتمادی نسبت به دولت را در پی داشته باشد.

اظهاراتی مانند آنچه پناهیان مطرح کرده، نمونه‌ای از رویکرد فرافکنانه است که مشکلات ساختاری جامعه را به «گناه» مردم نسبت می‌دهد. تجربه تاریخی نشان داده چنین نگاه‌هایی نه تنها بحران‌ها را حل نمی‌کند، بلکه اعتماد عمومی را خدشه‌دار و شکاف میان ملت و دولت را عمیق‌تر می‌سازد. اگر هدف واقعی اصلاح جامعه است، تمرکز باید بر سیاست‌های حمایتی، آموزش، مدیریت منابع و رفع نابرابری‌ها باشد، نه تقصیرانداختن یک‌جانبه بر دوش مردم.

ارسال نظر