اقتصاد۲۴ - در چهارمین روز از نبردی که شعلههای آن آسمان ایران را در برگرفته و تمام محاسبات استراتژیک منطقه را نیز بهم ریخته است؛ سخنان دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، تمام امیدهای لرزانی که بر پایه وعده «عملیات محدود» و «پایان سریع» شکل گرفته بود را به باد داد. ترامپ با ادبیات منحصربهفرد خود، از تداوم جنگی سخن گفت که به زعم او، محدود به زمانبندیهای اولیه نیست. این گزارش به بررسی زوایای پنهان این سخنان و واکاوی تحلیلهای منابع معتبر جهانی درباره آینده این بحران میپردازد.
دونالد ترامپ در آخرین اظهارات خود، با رد پیشبینیهای قبلی مبنی بر یک عملیات چهار تا پنج هفتهای، اعلام کرد که ارتش آمریکا توانایی و اراده لازم برای تداوم حملات تا «هر زمان که لازم باشد» را دارد. او با کنایه به منتقدانش گفت: «برخلاف تصور برخی، من از این روند خسته نمیشوم».
این تغییر لحن از یک «عملیات نقطهزن برای پیشگیری از دستیابی به سلاح هستهای» به یک «نبرد فرسایشی»، نشاندهنده تغییر ماهیت اهداف واشنگتن است. ترامپ اکنون به صراحت از نابودی کامل توانمندیهای دریایی و موشکی ایران سخن میگوید و برخلاف ادعاهای اولیه وزیر دفاعش، پیت هگست، به نظر میرسد ایده «تغییر ساختار» را به طور جدی روی میز گذاشته است.
نشریه گاردین در تحلیلی تند، اقدامات اخیر ترامپ را «بزرگترین قمار سیاست خارجی آمریکا در دهههای اخیر» توصیف کرده است. تحلیلگران این روزنامه معتقدند ترامپ در حال عبور از مرزهای قوانین بینالمللی است و با فراخوان شهروندان به شورش، در حال تکرار همان مسیری است که پیشتر در عراق پیموده شد؛ با این تفاوت که ایران کشوری به مراتب وسیعتر، پیچیدهتر و با ریشههای نهادی عمیقتر است.
از سوی دیگر، اکونومیست به جنبههای اقتصادی این تداوم جنگ پرداخته است. به عقیده این نشریه، اگر جنگ از مرز پنج هفته بگذرد، بازار جهانی انرژی با یک شوک بیسابقه روبهرو خواهد شد. انسداد تنگه هرمز و آسیب به زیرساختهای نفتی خلیجفارس، میتواند تورم جهانی را به سطحی برساند که حتی اقتصاد ایالات متحده نیز از پس هزینههای آن برنیاید.
در حالی که ترامپ بر طبل ادامه جنگ میکوبد، واکنشها در شرق جهان تاملبرانگیز است. وزارت امور خارجه چین با لحنی بیسابقه خواستار توقف فوری عملیات شده و هشدار داده است که تداوم این وضعیت، امنیت انرژی جهان را به خطر میاندازد. پکن که بزرگترین خریدار نفت منطقه است، تداوم جنگ را به مثابه «شلیک به پای اقتصاد جهانی» میبیند.
بیشتر بخوانید: جنگ ایران و آمریکا چقدر طول میکشد؟/ تهدید ترامپ به شدیدتر شدن حملات، جنگ زمینی و سرنگونی
روسیه نیز، علیرغم درگیریهای خود، با احتیاط به نظاره نشسته است. تحلیلگران روس معتقدند ترامپ با طولانی کردن جنگ، به دنبال تثبیت هژمونی مطلق آمریکا در خاورمیانه و حذف رقباست. اما پرسش مسکو این است که آیا واشنگتن برای «پس از فروپاشی» برنامهای دارد یا منطقه را در خلأ قدرت و آشوب رها خواهد کرد؟
یکی از نکات کلیدی که در گزارشهای واشنگتنپست به چشم میخورد، وجود شکاف در تیم امنیتی ترامپ است. در حالی که هگست (وزیر دفاع) سعی دارد جنگ را «محدود و هدفمند» نشان دهد تا مانع مخالفتهای داخلی در کنگره شود، ترامپ با سخنان دیشب خود نشان داد که به دنبال «پیروزی مطلق» است. این تضاد در گفتار، میتواند نشاندهنده نبود یک استراتژی خروج مشخص باشد؛ همان حفرهای که آمریکا را سالها در باتلاق افغانستان و عراق زمینگیر کرد.
در جبهه داخلی، واکنشها به سخنان ترامپ حکایت از یک آمادگی ملی دارد. مواضع اخیر مقامات عالی رتبه و شورای عالی امنیت ملی نشان میدهد که ایران خود را برای یک «جنگ فرسایشی» آماده کرده است. بر خلاف تصور واشنگتن که گمان میکرد با ضربات اولیه، شیرازه امور از هم میپاشد، ساختار دفاعی کشور به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از سرایت تنش به زیرساختهای حیاتی مدنی است.
واکاوی دقیق سخنان اخیر دونالد ترامپ و تطبیق آن با گزارشهای اندیشکدههای غربی، نشاندهنده یک چرخش خطرناک در دکترین نظامی ایالات متحده است؛ جایی که «عملیات محدود» جای خود را به «جنگ باز» داده است. تداوم این وضعیت نه تنها یک تهدید امنیتی، بلکه یک فاجعه تمامعیار برای ثبات اقتصاد سیاسی در پهنه جغرافیایی خاورمیانه محسوب میشود. باید در نظر داشت که طولانی شدن نبرد، برخلاف تصور واشنگتن، لزوماً به معنای تسلیم رقیب نیست، بلکه میتواند به رادیکالیزه شدن فضای منطقه و فروپاشی نظمهای نیمبند فعلی منجر شود.
از منظر داخلی، اگرچه روحیه مقاومت و انسجام ملی در برابر تجاوز خارجی یک اصل تغییرناپذیر است، اما نباید از نظر دور داشت که فرسایشی شدن جنگ، فشار مضاعفی را بر زیرساختهای زیستی و معیشت عمومی تحمیل میکند که جبران آن سالها زمان خواهد برد.
در سطح کلانتر، اصرار ترامپ بر ادامه حملات، ناشی از یک سوءمحاسبه راهبردی است که گمان میکند قدرت نظامی محض میتواند جایگزین راهحلهای سیاسی پایدار شود. این رویکرد، در واقع قمار بر سر آیندهای است که در آن هیچ برندهای وجود ندارد؛ چرا که آشفتگی در بازار جهانی انرژی و گسست در زنجیره تأمین کالا، در نهایت گریبان اقتصاد خود آمریکا را نیز خواهد گرفت.
حقیقت تلخ این است که جنگهای طولانی در این منطقه همواره به جای «دموکراسی» یا «امنیت»، بذر «هرجمرج» و «نفرت» کاشتهاند؛ لذا در این برهه حساس، وظیفه نخبگان و جریانهای دلسوز کشور این است که با واقعبینی و درک پیچیدگیهای ژئوپلیتیک، ضمن صیانت از حاکمیت ملی، بر ضرورت خروج از این بنبست از طریق دیپلماسی فعال و هوشمندانه تأکید کنند. تداوم جنگ تنها به معنای انباشت ویرانی برای طرفین است و هیچ دستاورد استراتژیکی نمیتواند هزینههای انسانی و تمدنی یک درگیری بیانتها را توجیه کند. در نهایت، آنچه سرنوشت این بحران را رقم میزند، نه غرش موشکها در شب، بلکه قدرت منطق و ابتکار عملهای سیاسی در سپیدهدم تدبیر خواهد بود.
سخنان اخیر ترامپ نشان داد که او بیش از آنکه به فکر ثبات باشد، به دنبال نتیجه مطلوب خود به هر قیمتی است. اما تاریخ نشان داده است که در خاورمیانه، نتیجه مطلوب هیچگاه با بمب و موشک به دست نیامده است. تداوم جنگ، تنها به معنای انباشت خشم و ویرانی است.
در این شرایط، وظیفه نخبگان و رسانهها، روشنگری درباره پیامدهای هولناک یک نبرد طولانی است. آگاهی از ابعاد پنهان این قمار بزرگ در واشنگتن، اولین قدم برای ایستادگی در برابر روایتهای جنگطلبانه است. صلح، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بقای تمدن در این پهنه جغرافیایی است.