تاریخ انتشار: ۱۰:۱۱ - ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

رمزگشایی از پاسخ ترسناک ترامپ درباره تغییر نقشه ایران/ چطور باید خواب خاورمیانه جدید را آشفته کرد؟

نگرانی‌ها درباره افزایش شکاف و گسل‌های قومی در کردستان و آذربایجان تا طمع به شاهرگ انرژی در خوزستان در پی جنگ جاری اوج گرفته و ترامپ نیز با یک جمله کوتاه درباره احتمال تغییر نقشه ایران، خوابی که برای ایران پس از جنگ دیده را علنی کرد.

اقتصاد۲۴- در لایه‌های زیرین اخبار جنگ و تبادل آتش در منطقه، گاهی جملاتی شنیده می‌شود که وزن امنیتی آنها از انفجار سنگین‌ترین کلاهک‌های جنگی بیشتر است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در گفت‌وگویی که به‌سرعت به صدر اخبار رسانه‌های فارسی و بین‌المللی راه یافت، با عباراتی کوتاه، اما تکان‌دهنده، ثبات مرز‌های تاریخی ایران را زیر سوال برد. او در پاسخ به پرسش صریح خبرنگار مبنی بر اینکه آیا پس از پایان درگیری‌های فعلی، نقشه سیاسی ایران به همین شکل فعلی باقی خواهد ماند یا خیر، با خونسردی یک معامله‌گر ملک گفت: «نمی‌توانم به شما بگویم؛ احتمالاً نه.» این جمله‌ کوتاه، نه یک پیش‌بینی ساده، که ماشه یک نگرانی تاریخی را در قلب خاورمیانه چکاند و بوی تند پروژه‌هایی را به مشام رساند که سال‌ها در قفسه اندیشکده‌های ضدایرانی خاک می‌خوردند.

رمزگشایی از سیگنال‌های واشنگتن

سخنان اخیر ترامپ در هواپیمای ریاست‌جمهوری، درست در زمانی مطرح شد که او از تمایل برخی گروه‌های کُرد برای ورود به خاک ایران و ایجاد مناطق تحت نفوذ سخن می‌گفت. اگرچه او مدعی شد که فعلاً برای جلوگیری از پیچیده‌تر شدن جنگ، مانع این اقدام شده است، اما تردید او درباره ثبات مرز‌های ایران در دوران پس از جنگ، زنگ خطر را برای امنیت ملی به صدا درآورده است. این دست اظهارات، تداعی‌گر نقشه‌هایی است که در دهه‌های گذشته برای بازترسیم خاورمیانه طراحی شده بود. ترامپ با این پاسخ دوپهلو، عملاً «تمامیت ارضی» ایران را به عنوان یک متغیر وابسته به نتیجه جنگ معرفی کرد؛ موضوعی که خط قرمز مشترک تمامی ایرانیان، فارغ از هرگونه گرایش سیاسی و عقیدتی است.

واقعیت این است که تغییر نقشه، تنها به معنای جابه‌جایی خطوط روی کاغذ نیست؛ بلکه به معنای فروپاشی موزاییک فرهنگی و تاریخی است که هزاران سال هویت ایرانی را شکل داده است. وقتی عالی‌ترین مقام یک قدرت جهانی از احتمال تغییر نقشه سخن می‌گوید، در واقع پیامی به گروه‌های گریز از مرکز مخابره می‌کند که چتر حمایتی بین‌المللی برای پروژه‌های تجزیه‌طلبانه، تحت شرایط خاص، در دسترس است.

فراتر از کردستان؛ طمع به پاره‌های تن ایران از خوزستان تا آذربایجان

اگرچه در مصاحبه ترامپ تمرکز بر مناطق کردنشین و گروه‌های کُرد فعال در عراق بود، اما ناظران سیاسی به‌خوبی می‌دانند که طمع برای تکه‌تکه کردن این سرزمین، ابعاد گسترده‌تری دارد. در دهه‌های اخیر، سرمایه‌گذاری‌های سنگینی برای تحریک گسل‌های قومی در آذربایجان و خوزستان صورت گرفته است. این تحرکات، برخلاف ادعای مروجانشان، هرگز به دنبال تحقق حقوق قومیت‌ها نبوده، بلکه ابزاری برای تضعیف یک قدرت منطقه‌ای به نام ایران است.


بیشتر بخوانید: ورود نیروهای مسلح کرد به داخل مرزها محتمل است؟/محتوای تماس حساس ترامپ با دو مقام در اربیل


در جنوب غرب، پان‌عربیسم افراطی با حمایت برخی بازیگران منطقه‌ای، همواره در کمین نشسته تا پیوند تاریخی خوزستان - شاهرگ اقتصادی و انرژی ایران - را با پیکره اصلی کشور سست کند. در شمال غرب نیز، تحریکات پان‌ترکیسم با سوءاستفاده از احساسات قومی، به دنبال ایجاد شکاف میان هم‌وطنان آذری و هویت ملی ایران است. ایران بدون نفت خوزستان، بدون کشاورزی و صنعت آذربایجان و بدون دژ‌های کوهستانی کردستان، دیگر آن بازیگر مقتدری نخواهد بود که بتواند در برابر اراده قدرت‌های بزرگ ایستادگی کند. هدف نهایی این نقشه‌ها، تبدیل ایران به مجموعه‌ای از اقلیم‌های ضعیف، کوچک و وابسته است که توانایی چانه‌زنی در سطح جهانی را نداشته باشند.

تمامیت ارضی به مثابه میثاق ملی

تاریخ معاصر ایران ثابت کرده است که در مقاطع حساس، «خاک» به یگانه پیونددهنده قلب‌های ایرانیان تبدیل می‌شود. حتی منتقدترین افراد به ساختار‌های سیاسی، وقتی سخن از تمامیت ارضی به میان می‌آید، در جبهه دفاع از وطن قرار می‌گیرند. اظهارات ترامپ نشان داد که برخلاف تصور برخی، تهدیدات خارجی تنها متوجه یک نظام یا ساختار خاص نیست، بلکه ماهیت وجودی «ایران» را هدف گرفته است.

حسین باستانی، تحلیلگر مسائل سیاسی، در واکنشی به این موضوع تأکید کرده است که ایرانیان علی‌رغم گرایش‌های متفاوت، در موضوع تمامیت ارضی دیدگاه قاطع و مشخصی دارند: اینکه این مسئله قابل مذاکره نیست. این بلوغ جمعی، حاصل تجربه‌های تلخی، چون عهدنامه‌های تحمیلی قرون گذشته و یا مقاومت هشت‌ساله در برابر تجاوز است. در واقع، تمامیت ارضی ایران نه یک موضوع دولتی، بلکه یک میثاق ملی و غریزه بقا است که در ناخودآگاه جمعی هر ایرانی ریشه دارد. هرگونه تلاش برای خدشه به این اصل، با واکنش سخت و یکپارچه جامعه‌ای مواجه خواهد شد که شاید در مسائل داخلی اختلاف داشته باشند، اما در مورد «یکپارچگی سرزمینی» هم‌صدا هستند.

پدافند غیرنظامی؛ چرا توسعه اقتصادی سد راه تجزیه است؟

بسیاری بر این باورند که دفاع از مرز‌ها تنها وظیفه نیرو‌های نظامی است. اما در دنیای امروز، مرز‌ها ابتدا در ذهن‌ها جابه‌جا می‌شوند و سپس در زمین. مقابله با خطر تجزیه، بیش از آنکه نیازمند سلاح باشد، نیازمند «همبستگی ملی» و «عدالت اجتماعی» است. وقتی توسعه در تمامی استان‌های مرزی به شکلی متوازن صورت گیرد و هر ایرانی، از تبریز تا اهواز و از سنندج تا زاهدان، خود را ذینفع در اقتصاد ملی ببیند، راه برای نفوذ تفکرات گریز از مرکز بسته خواهد شد.

مبارزه با فقر، رفع تبعیض‌های اقتصادی و احترام به تنوع فرهنگی در چارچوب هویت ملی، قدرتمندترین سدی است که می‌توان در برابر نقشه‌های شوم ترامپ و دیگران بنا کرد. امنیت پایدار ایران از مسیر توسعه پایدار در مناطق مرزی می‌گذرد. اگر مرزنشینان ما از رفاه اقتصادی و امنیت شغلی برخوردار باشند، هیچ جریان بیگانه و هیچ دلار‌های نفتی نمی‌تواند آنها را به سمت پروژه‌های ویرانگر تجزیه سوق دهد. در واقع، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های خوزستان، آذربایجان و کردستان، موثرتر از هر سامانه پدافندی در حفظ تمامیت ارضی عمل می‌کند.

دیپلماسی هوشمند در برابر دومینوی بی‌ثباتی

در کنار انسجام داخلی، ایران نیازمند یک دیپلماسی فعال برای تبیین غیرقابل‌مذاکره بودن مرزهایش در سطح بین‌المللی است. جهان باید بداند که بی‌ثباتی در مرز‌های ایران، به معنای آغاز یک دومینوی خطرناک در کل منطقه خاورمیانه است که شعله‌های آن دامن همه را خواهد گرفت. کشور‌های همسایه نیز که خود با چالش‌های مشابه قومی رو‌به‌رو هستند، باید درک کنند که حمایت از هرگونه تغییر نقشه در ایران، در درازمدت موجودیت خود آنها را نیز تهدید خواهد کرد.

رسانه‌ها و نخبگان وظیفه دارند با تبیین دقیق ابعاد خطر، اجازه ندهند که واژه‌های فریبنده‌ای، چون «خودمختاری» یا «حق تعیین سرنوشت قومی»، پوششی برای پروژه‌های ویرانگر شود. آگاهی‌بخشی درباره پیامد‌های اقتصادی و انسانی فروپاشی کشور‌ها - که نمونه‌های دردناک آن در لیبی و سوریه پیش چشم ماست - می‌تواند سدی در برابر فریب‌های تبلیغاتی گروه‌های وابسته به بیگانه باشد. تجزیه ایران به معنای پایان تمدنی است که قرن‌ها لنگرگاه ثبات در این منطقه بوده است.

ایران، این سرزمین کهن، بار‌ها از میان شعله‌های آتش و هجوم بیگانگان عبور کرده و همچنان پابرجا مانده است. اظهارات اخیر دونالد ترامپ، اگرچه هشداردهنده و نگران‌کننده است، اما باید به عنوان فرصتی برای بازخوانی ارزش‌های ملی و تقویت پیوند‌های برادری میان اقوام مختلف ایرانی نگریسته شود. تمامیت ارضی ایران، میراثی نیست که در میز‌های مذاکره یا در کوران فشار‌های سیاسی واگذار شود؛ این امانتی است که نسل به نسل رسیده و حفظ آن، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی برای بقای هویت ایرانی است.

نقشه‌های کاغذی زمانی تغییر می‌کنند که پیوند میان مردم و خاک گسسته شود. تا زمانی که قلب هر ایرانی برای "ایران" می‌تپد و تا زمانی که ما بر روی نقاط مشترکمان از جمله عشق به این آب و خاک تکیه می‌کنیم، هیچ مداد سیاسی در واشینگتن یا هیچ پایتخت دیگری نخواهد توانست مرز‌های این گربه نشسته بر پهنه آسیا را مخدوش کند. بیداری ملی، بزرگترین پاتک در برابر قمار خطرناک ترامپ است.

ارسال نظر