اقتصاد۲۴- از زمانی که سیاست خارجی دولت ترامپ به حملات نظامی چرخش کرده بارها این تحلیل مطرح شده که این جنگ زیر سایه نفت در جریان است. چه اینکه ترامپ شب گذشته در گفتوگو با شبکه ان بی سی گفت که نمیخواهد درباره این موضوع که آیا دوست دارد ایالات متحده نفت ایران را تصاحب کند یا نه بحث کند، اما ادامه داد: «به ونزوئلا نگاه کنید. مردم دربارهاش فکر کردهاند، اما هنوز زود است که درباره آن صحبت کنیم.».
اما ماجرا وقتی روشنتر میشود که بدانیم که ایران نهمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان است و حدود ۵ درصد از کل تولید جهانی را تأمین میکند. این جنگ اگر در نهایت خواست مهاجمان یعنی به تامین منافع آمریکا منجر شود، فروش نفت ایران که این روزها عمدتاً به چین است، متوقف خواهد شد. این درحالیست که ایران از زمان آغاز تحریمها هرچه بیشتر به فروش نفت به چین متمایل شد و اکنون حدود ۸۰ درصد از صادرات نفت خام ایران به چین صادر میشود. حتی در سایه تحریمهای تشدید شده اخیر از سوی ایالات متحده نیز شرکتهای خصوصی چین به طور مداوم از ایران نفت دریافت میکردند. از آنجا که چین بزرگترین رقیب ژئوپولتیکی آمریکا و دومین اقتصاد بزرگ جهان است، این امر اهمیتی ویژه برای سیاست خارجی آمریکا ایجاد میکند.
از زمانی که دولت آمریکا نیروهای دلتا فورس را برای ربودن نیکلاس مادورو به کار گرفت، برخی محدودیتهای نفتی علیه ایران را آغاز کرد، ترامپ مدعی شد که هند دیگر نفت ایران را خریداری نخواهد کرد و به سراغ نفت ونزوئلا خواهد رفت.
همچنین پس از عملیات ربایش مادورو، کاراکاس و واشنگتن بر سر فروش حداکثر ۵۰ میلیون بشکه نفت خام ونزوئلا که در مخازن و کشتیها ذخیره شده بود، توافق کردند. شرکتهای تجاری ویتول و ترافیگورا اولین مجوزهای آمریکا را برای بارگیری و صادرات محمولهها از این کشور عضو اوپک دریافت کردند. اما این عرضه هنوز نتوانسته است به طور قابل توجهی از ذخایر بالای نفت ونزوئلا که در طول محاصره یک ماهه صادرات توسط آمریکا ایجاد شدند، بکاهد و دهها میلیون بشکه نفت در انبارهای خشکی و نفتکشهای بارگیری شده در آبهای ونزوئلا باقی مانده بود.
بعد از اینکه دولت آمریکا برتری خود را بر نفت ونزوئلا ایجاد کرد. رویترز به نقل از دو منبع آگاه خبر داد که پالایشگاههای مستقل چین در حال خرید نفت سنگین ایران با تخفیف هستند تا جای محمولههای ونزوئلایی را بگیرند که ارسال آنها به چین پس از وقایع اخیر ونزوئلا متوقف شد.
به گفته این منابع، برداشت از ذخایر نفت ایران که در انبارها نگهداری میشد، در حال جبران کاهش عرضه ونزوئلا به بزرگترین واردکننده نفت خام جهان بود. به این ترتیب برنامه ترامپ مبنی بر محدودسازی صادرات نفت ونزوئلا به چین با شکست مواجه شد. به نظر میرسد وقتی این تیر به سنگ خورد، اهمیت دسترسی به ذخایر راهبردی نفت ایران اهمیت ویژهای یافت. موضوعی که شاید یکی از عوامل حملات واشنگتن علیه تهران را توجیه کند.
اما به هر حال نمیتوان توفیقات دولت ترامپ را نادیده گرفت. دولت ترامپ در کارزار حمله به ونزوئلا به نفت این کشور دسترسی پیدا کرده که زمینه را برای افزایش درآمدهای آمریکا فراهم میکند. همچنین درباره گرینلند به یک موفقیت نسبی دست پیدا کرده است. به هر حال این دستاورد برای دولت آمریکا کم نیست که هر پایگاهی در گرینلند بزند، بخشی از خاک آمریکا محسوب میشود؛ بنابراین با توجه به این دستاوردها و توفیقاتی برای دستیابی به معادن کمیاب گرینلند کسب کرده است. ترامپ مسرور از این دستاوردها به دنبال افزودن به لیست دستاوردهای خود بوده است. به هر حال دونالد ترامپ با دسترسی به نفت ایران نه تنها به هدف خود مبنی بر افزایش درآمدهای آمریکا خواهد رسید بلکه در بلند مدت، رقیب خود یعنی چین را در دستیابی به منابع نفتی بسیار محدود خواهد کرد.