تاریخ انتشار: ۱۰:۰۹ - ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

خواب نفتی ترامپ برای تهران؛ از فشار حداکثری تا مدل ونزوئلایی/ چرا غول‌های آمریکایی چشم به عسلویه دارند؟

گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی در دو هفته اخیر، علی‌رغم ظاهر اقتصادی‌شان، بوی باروت می‌دهند. آنچه ترامپ برای آینده صنعت نفت ایران خواب دیده، یک «قیمومت انرژی» است که تنها از مسیر تضعیف کامل قدرت ملی ایران می‌گذرد.

اقتصاد۲۴- صنعت نفت ایران، به عنوان رگ حیاتی اقتصاد کشور در جریان جنگ فعلی و التهابات منطقه، بار دیگر در کانون توجهات بین‌المللی قرار گرفته است. اما این بار، صحبت تنها از تحریم و انسداد نیست؛ بلکه زمزمه‌هایی از یک سناریوی پیچیده و چندلایه به گوش می‌رسد که لایه‌های پنهان سیاست خارجی دونالد ترامپ را افشا می‌کند.

گزارش اخیر «آکسیوس» و تحلیل‌های پیاپی رسانه‌های معتبر غربی در دو هفته گذشته، نشان‌دهنده تغییری در پارادایم فکری واشنگتن است. ترامپ که زمانی با خروج از برجام، سیاست «فشار حداکثری» را کلید زد، اکنون گویا به دنبال پیاده‌سازی مدلی است که در آن، نفت ایران نه به عنوان ابزار قدرت تهران، بلکه به عنوان بخشی از زنجیره تامین انرژی تحت نظارت غرب تعریف شود.

مدل ونزوئلا؛ نقشه ترامپ برای ایران؟

محور اصلی گزارش‌های اخیر، شباهت عجیب استراتژی پیشنهادی برای ایران با وضعیت کنونی ونزوئلا است. رویترز در تحلیلی به تاریخ ۵ مارس ۲۰۲۶ اشاره کرده که ترامپ به دنبال تکرار تجربه مجوز‌های اختصاصی (مشابه آنچه به شرکت شورون در ونزوئلا داده شد) برای ایران است. در این مدل، فشار تحریمی تا حدی حفظ می‌شود که ساختار سیاسی مجبور به پذیرش حضور شرکت‌های غربی برای بازسازی میادین فرسوده شود.

آکسیوس در گزارش جنجالی خود فاش کرد که سناریوی پسا جنگ در اتاق‌های فکر واشنگتن بر این پایه استوار است که ایالات متحده نباید صرفاً نظاره‌گر باشد، بلکه باید در بازسازی و توسعه صنعت نفت ایران نقش مستقیم ایفا کند. هدف از این کار، خارج کردن بازار نفت ایران از سیطره چین و روسیه و بازگرداندن آن به مدار منافع شرکت‌های نفتی آمریکایی است.

نفت ایران به عنون سوپاپ اطمینان در اقتصاد جهان

خبرگزاری بلومبرگ در مقاله‌ای به قلم کارشناسان انرژی خود نوشته که «ترامپ به خوبی می‌داند که برای مهار تورم در آمریکا، نیاز به پایین نگه داشتن قیمت بنزین دارد. بازگشت رسمی و پرقدرت نفت ایران به بازار جهانی، مشروط به مدیریت واشنگتن، می‌تواند قیمت هر بشکه نفت را در محدوده ۶۰ تا ۷۰ دلار تثبیت کند.»

از دیدگاه بلومبرگ، ترامپ به نفت ایران نه به عنوان یک کالای سیاسی، بلکه به عنوان یک سوپاپ اطمینان برای اقتصاد جهانی نگاه می‌کند. اما این بازگشت، یک پیش‌شرط بزرگ دارد و آن تغییر نظامات نظارتی بر تولید است. این رسانه معتقد است واشنگتن به دنبال نوعی «نظارت بین‌المللی بر درآمد‌های نفتی» است تا اطمینان حاصل کند که این منابع صرف تقویت توان نظامی نمی‌شود.

غول‌های نفتی در انتظار چراغ سبز

روزنامه وال‌استریت ژورنال نیز در گزارشی میدانی و تحلیلی، به رصد تمایل شرکت‌های بزرگ نفتی (Big Oil) پرداخته است. این روزنامه می‌نویسد که مدیران ارشد شرکت‌هایی مانند «اکسان‌موبیل» و «شورون» به طور غیررسمی در حال بررسی پتانسیل‌های میادین مشترک ایران هستند.


بیشتر بخوانید: جنگ ایران یک جنگ نفتی برای تصاحب قدرت چین است؟/چرا هرگونه معامله‌ای با ترامپ باید نفتی باشد؟


طبق تحلیل این روزنامه، صنعت نفت ایران به دلیل سال‌ها تحریم، دچار فرسودگی تکنولوژیک شده و برای بازگشت به ظرفیت تولید ۶ میلیون بشکه در روز، نیازمند حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است. ترامپ قصد دارد این نیاز مبرم را به ابزاری برای «دیپلماسی نفتی» تبدیل کند.

انرژی در برابر امنیت

یکی از بند‌های حساس در سناریوی ترامپ که نشریه فارن پالیسی به آن پرداخته، پیوند زدن بازسازی بخش انرژی به مدیریت فعالیت‌های هسته‌ای است. این نشریه معتقد است که ترامپ می‌خواهد یک «پکیج جامع» ارائه دهد: «تکنولوژی و سرمایه آمریکایی در برابر بازرسی‌های بی قید و شرط و محدودیت‌های دائمی هسته‌ای».

این یعنی آینده صنعت نفت ایران در نگاه ترامپ، مستقل از مسائل امنیتی نیست. او می‌خواهد همان‌طور که در توافقات تجاری با چین عمل می‌کرد، اینجا هم «معامله قرن نفتی» را رقم بزند. در این رویکرد، نفت دیگر یک دارایی ملی مستقل نیست، بلکه به عنوان یک متغیر در معادلات ژئوپلیتیک واشنگتن تعریف می‌شود.

چالش نفوذ چین و روسیه؛ نبرد در لایه‌های زیرین

رسانه اکونومیست در شماره اخیر خود به موضوع رقابت قدرت‌های بزرگ در صنعت نفت ایران پرداخته است. این هفته‌نامه معتقد است که یکی از اهداف اصلی ترامپ از طرح «همکاری با بخش نفت ایران»، کوتاه کردن دست چین از تخفیف‌های نفتی و قرارداد‌های بلندمدت با تهران است.

چین هم‌اکنون بزرگترین خریدار نفت غیررسمی ایران است. اگر ترامپ بتواند مدل خود را پیاده کند، ایران مجبور خواهد شد نفت خود را با قیمت‌های جهانی و در بازار‌های رسمی به فروش برساند که این امر، مزیت رقابتی چین در دستیابی به انرژی ارزان را از بین می‌برد. از سوی دیگر، روسیه که خود تحت تحریم است، از بازگشت نفت ایران به بازار رسمی هراس دارد، چرا که این اتفاق به معنای اشباع بازار و کاهش بیشتر قیمت نفت روسیه خواهد بود.

زیرساخت‌های نفت از جنگ جان سالم به در می‌برند؟

در حالی که رسانه‌های غربی از «مدل ونزوئلایی» سخن می‌گویند، واقعیت روی زمین در خلیج فارس و دریای عمان چیز دیگری است. ایران و آمریکا در یک درگیری نظامی مستقیم به سر می‌برند و هر لحظه احتمال هدف قرار گرفتن شریان‌های حیاتی انرژی وجود دارد. نشریه «دیفنس وان» در تحلیل هفته گذشته خود اشاره کرد که «استراتژی ترامپ برای پساجنگ، بر ویرانه‌هایی بنا شده که هنوز دود از آنها بلند می‌شود.»

پرسش اساسی اینجاست: وقتی رادار‌های دو طرف روی سکو‌های نفتی و پالایشگاه‌ها قفل شده‌اند، چگونه می‌توان از حضور غول‌های نفتی سخن گفت؟ به نظر می‌رسد ترامپ با مطرح کردن این سناریو‌ها در میانه نبرد، به دنبال یک «جنگ روانی» است تا به افکار عمومی و بدنه مدیریتی ایران القا کند که راه نجات، نه در ایستادگی نظامی، بلکه در پذیرش مدل «نفت در برابر بقا» است. او می‌خواهد در حالی که ماشه را می‌چکاند، کلید بازسازی را هم در دست داشته باشد تا ایران را به یک تسلیم اقتصادی در پوشش همکاری فنی بکشاند.

تحلیل‌گران «فارن افرز» معتقدند که ترامپ در حال اجرای یک «بازی دوگانه خطرناک» است. از یک سو، فشار نظامی برای درهم‌شکستن ساختار دفاعی ایران را تشدید می‌کند و از سوی دیگر، از طریق رسانه‌هایی، چون آکسیوس، بوی دلار‌های نفتی را به مشام می‌رساند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که روشن می‌شود؛ ترامپ نفت ایران را نه برای شکوفایی ایران، بلکه به عنوان «غنیمت جنگی» می‌بیند.

او به دنبال آن است که پس از پایان احتمالی درگیری‌ها، صنعت نفت ایران را به گونه‌ای بازسازی کند که برای همیشه به تکنولوژی و قطعات آمریکایی وابسته بماند. در واقع، این نه یک «طرح توسعه»، بلکه یک «طرح مهار ابدی» است. او می‌خواهد ایران را به کشوری تبدیل کند که شیر‌های نفتش در واشنگتن باز و بسته شود. در شرایطی که سربازان در جبهه‌ها با تهدید مستقیم رو‌به‌رو هستند، وعده حضور «اکسان موبیل» در عسلویه، بیشتر به یک دام دیپلماتیک می‌ماند تا یک فرصت اقتصادی.

عبور از میدان مین برای رسیدن به طلای سیاه

گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی در دو هفته اخیر، علی‌رغم ظاهر اقتصادی‌شان، بوی باروت می‌دهند. آنچه ترامپ برای آینده صنعت نفت ایران خواب دیده، یک «قیمومت انرژی» است که تنها از مسیر تضعیف کامل قدرت ملی ایران می‌گذرد.

بدیهی است که در میانه درگیری نظامی، هرگونه صحبت از همکاری نفتی با آمریکا، بخشی از پازل فشار حداکثری نظامی-اقتصادی است. ایران باید پیش از هر چیز، زیرساخت‌های خود را از گزند جنگ حفظ کند و بداند که راه بازسازی صنعت نفت، نه از راهرو‌های کاخ سفید و مدل‌های تحمیلی ونزوئلایی، بلکه از مسیر حفظ اقتدار ملی و تنوع‌بخشی به شرکای استراتژیک می‌گذرد. ترامپ شاید برای نفت ایران خواب‌هایی دیده باشد، اما تعبیر این خواب در دستان کسانی است که امروز در میانه میدان، از تمامیت ارزی و سرمایه‌های ملی دفاع می‌کنند.

ارسال نظر