اقتصاد۲۴- محیط زیست ایران یکی از پرفشارترین و پیچیدهترین دورانهای خود را در سال ۱۴۰۴ سپری کرد. از یک سو زخمهای عمیق ناشی از منازعات نظامی بر پیکره طبیعت نشست و از سوی دیگر، بحرانهای انباشتهشدهای، چون خشکسالی و آلودگی هوا به نقطه جوش رسیدند.
شاید بتوان گفت تاریکترین فصل کتاب محیط زیست در سال ۱۴۰۴، ورود مستقیم اثرات جنگ و درگیریهای نظامی به اکوسیستمهای ایران است. حملات به زیرساختهای استراتژیک، بهویژه تأسیسات نفتی و صنعتی، پدیدههای نادری همچون باران سیاه را در تهران رقم زد. این پدیده که ناشی از سوختن مخازن سوخت و ترکیب دوده با ذرات معلق در طبقات فوقانی جو بود، سلامت شهروندان را به مخاطره انداخت و حجم زیادی از دوده را بر تن شهر نشاند. کارشناسان هشدار میدهند که آلودگیهای شیمیایی ناشی از مهمات و تخریب اکوسیستمهای پایدار، تا دههها بر محیط زیست ایران سایه خواهد انداخت.
درگیریهای نظامی زیستگاههای حساس حیوانات را تحت شعاع قرار داد. موجهای انفجار و آلودگیهای صوتی ناشی از پروازهای ارتفاع پست، باعث بروز اختلالات رفتاری شدید در پستانداران بزرگ شد. گزارشهای سازمان حفاظت محیط زیست نشان میدهد که نرخ سقط جنین در میان حیات وحش مناطق غرب و جنوب غرب در سال ۱۴۰۴ به دلیل استرسهای محیطی ناشی از جنگ، افزایشی ۱۵ درصدی داشته است.
علاوه بر این، نشت مواد شیمیایی ناشی از تخریب انبارها به منابع آب زیرزمینی، منجر به مسمومیتهای زنجیرهای در میان پرندگان مهاجر شد. در تالابهای مرزی، لاشه هزاران پرنده که از آبهای آلوده به مشتقات نفتی و شیمیایی تغذیه کرده بودند، یافت شد. این موضوع زنجیره غذایی را تا شکارچیان رأس هرم تحت تأثیر قرار داد و باعث انباشت زیستی سموم در بدن آنها گشت.
آبان ماه سال گذشته، جنگلهای الیت مرزنآباد به مدت ۲۴ روز در آتش سوختند. ترکیبی از خشکسالی، باد و کمبود تجهیزات، در نهایت بخشی از میراث جهانی هیرکانی را سوزاند. این آتشسوزی که به بیش از ۲۰ درصد درختهای جنگل آسیب رساند و یک پنجم الیت را از بین برد، کمبود نیروی آموزش دیده و فنی و تجهیزات لازم برای اطفای حریق جنگلها را نمایان کرد.
گرمای هوا از یک سو و صعبالعبور بودن منطقه و همچنین انباشت برگ و لاشه درختان خشک شده باعث شد آتش سوزی جنگلهای چالوس چندین نوبت تکرار شود. نابودی بخشی از جنگلهای هیرکانی، تهدید تنوع زیستی و تخریب خاک از پیامدهای زیست محیطی این آتش سوزی عنوان شده است، آتشسوزی که نمونهای روشن از ترکیب بحران اقلیمی و ضعف زیرساختی در ایران را نشان میدهد.
در بخش منابع آبی، سال ۱۴۰۴ را میتوان سال هشدار قرمز نامید. بحران آب از مرحله کمآبی عبور کرد و به مرحله ورشکستگی آبی رسید. کاهش چشمگیر بارندگیها در کنار سوءمدیریت منابع، بسیاری از سدهای بزرگ کشور را به تراز مرده نزدیک کرد.
بیشتر بخوانید: خاک ایران در معرض آلودگی جدی؛ زنگ خطر برای امنیت غذایی و منابع آب کشور به صدا درآمد
در تابستان ۱۴۰۴، حجم آب پشت سدهای بزرگ کشور به پایینترین حد خود در چهار دهه اخیر رسید. سد سفیدرود در گیلان که شریان حیاتی شالیزارهای شمال است، با بحران بیسابقه مواجه شد و برای نخستین بار نوبتبندی آب کشاورزی در گیلان به صورت سختگیرانه اجرا شد. در مرکز ایران، سد زایندهرود عملاً از مدار خارج شد و کف تَرَکخورده آن به نمادی از سال ۱۴۰۴ بدل گشت. براساس آمارها حجم مخازن سدهای تهران در تابستان (لتیان، کرج و لار) به زیر ۱۰ درصد رسید؛ به طوری که سد لار عملاً ۹۹ درصد ظرفیت خود را از دست داد.
این کمآبی تنها به پایتخت محدود نماند. تالابهای درونسرزمینی از ارومیه و بختگان تا هورالعظیم و گاوخونی، تقریباً به طور کامل خشک شدند. کشاورزان در حوضه زایندهرود و دشت سیستان سال سختی را پشت سر گذاشتند و پدیده فرونشست زمین به دلیل برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی، به قلب بافتهای شهری نفوذ کرد.
تخلیه سفرههای زیرزمینی برای جبران کمبود آب سدها، پدیده فرونشست را در اصفهان، یزد و دشت شهریار به مرحله بحرانی رساند. در سال ۱۴۰۴، شکافهای عظیمی در بدنه آثار تاریخی اصفهان ظاهر شد و نرخ فرونشست در برخی مناطق معین به ۲۵ سانتیمتر در سال رسید که رکوردی جهانی و تکاندهنده محسوب میشود.
خشک شدن کامل تالابهایی چون گاوخونی و هامون در سال ۱۴۰۴، آنها را به کانونهای فعال ریزگرد تبدیل کرد. اما تفاوت ریزگردهای این سال با سالهای قبل، سمی بودن آنها بود. خاک تالابهای خشک شده حاوی فلزات سنگین ناشی از دههها پسماند صنعتی بود که با وزش باد، به صورت غبار سمی وارد چشم و ریه مردم محلی میشد.
آلودگی هوا در سال ۱۴۰۴ دیگر محدود به زمستان نبود. روزهای بنفش حتی در بهار و تابستان نیز مهمان ریههای ایرانیان بود. به دلیل ناترازی شدید گاز و ناتوانی در تأمین سوخت نیروگاهها، دولت در سال ۱۴۰۴ مجبور به استفاده گسترده از مازوت با غلظت بالای گوگرد شد. این اقدام، شهرهایی همچون تهران، قزوین، اراک و اصفهان را در هالهای از دود غلیظ فرو برد.
ذرات معلق PM۲.۵ در روزهای متوالی به بالای ۲۰۰ میکروگرم بر متر مکعب رسید که ۱۰ برابر استانداردهای جهانی است. آمار تکاندهندهای از مرگومیرهای منتسب به آلودگی هوا منتشر شد که رقم را سالانه بیش از ۵۸ هزار نفر برآورد میکرد. بسیاری از شهرهای کشور شاخصهای AQI بالای ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ را تجربه کردند.
آیا راه نجات وجود دارد؟
سال ۱۴۰۴ نشان داد که محیط زیست ایران دیگر توان تحمل الگوهای توسعه قدیمی را ندارد. فشار جنگ، مدیریت سنتی آب و بیتوجهی به هوای پاک، کشور را به لبه پرتگاه زیستمحیطی کشانده است. کارشناسان معتقدند سال ۱۴۰۵ باید سال جراحی بزرگ در سیاستهای آبی و انرژی باشد؛ در غیر این صورت، بخشهای وسیعی از فلات مرکزی ایران در آینده غیرقابل سکونت خواهد شد. اکنون برای جبران این خسارات، نیازمند یک دیپلماسی فعال محیط زیستی و بازنگری اساسی در الگوهای مصرف و مدیریت سرزمین هستیم.
ایران در سال ۱۴۰۴ زخمی شد، اما هنوز قلبش میتپد؛ به شرط آنکه ارادهای برای مرهم گذاری بر این زخمها وجود داشته باشد.