اقتصاد۲۴- کارت بازی نفت در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تا کنون موثر بوده و فشار را بر اقتصادهای بزرگ جهان افزایش داده است. قیمت نفت که پیش از جنگ در محدوده ۶۷ تا ۷۰ دلار نوسان میکرد، حالا روی خط ۱۰۰ دلاری است و حتی ۱۲۰ دلار در هر بشکه را هم دیده است. قیمت نفت از روز گذشته و بهویژه پس از آنکه روشن شد، کشورهای هند و ترکیه از ایران مجوز عبور از تنگه هرمز را دریافت کردهاند، اندکی کاهشی شده است.
با این حال، این تمام ماجرای نفت نیست! فایننشالتایمز بهتازگی از نفت ۱۵۰ دلاری عمان رونمایی کرده و خبر داده است که قیمت نفت در معاملاتی که روی شناورها صورت میگیرد، با آنچه رسما اعلام میشود، بسیار متفاوت است و گاه شکاف ۴۰ تا ۵۰ دلاری دارد.
این رسانه تحلیل کرده است که مصرفکنندگان اکنون به دنبال جایگزین کردن نفت خلیج فارس هستند تا از این جهش قیمت آن مصون بمانند. اما آیا این رویکرد موثر خواهد بود؟
عبور و مرور نفتکشها از تنگه هرمز تحت سیطره ایران قرار گرفته و تنها نفت کشورهای دوست ایران و آنهایی که معاملات خود را با یوآن چین انجام دادهاند، اجازه عبور از این آبراهه طلایی را دریافت میکند؛ مسیری که تامین ۲۰ درصد از نفت مورد نیاز جهان را بر عهده دارد و وضعیت فعلی آن، بازار جهانی نفت را متلاطم کرده است.
در این بین، کشورهای صنعتی به آزادسازی ذخایر نفتی آژانس انرژی دل بستهاند و این در حالی است که بسیاری از کارشناسان آن را مسکنی کوتاهمدت و حتی با آیندهای خطرناک برای ذخیره احتیاطی جهانی توصیف میکنند.
کارشناسان انرژی با تاکید بر اینکه، صفحات اکسل یا الگوریتمها همیشه واقعیت را نشان نمیدهند، معتقدند که جهان در شرایط کنونی به یک خط باریک خطرناک نگاه میکند، زیرا حاشیه بین عرضه و مصرف واقعی نفت کاهش یافته است. عرضه جهانی امروز حدود ۱۰۲ تا ۱۰۳ میلیون بشکه در روز است، در حالی که تقاضا با وجود روایت گذار از انرژیهای فسیلی همچنان سرسختانه بالا است!
کارشناسان هشدار میدهند که اگرچه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک وارد بازار انرژی میشود و ممکن است بسیار زیاد به نظر برسد، اما باید به خاطر داشت که جهان در حال حاضر به طور متوسط بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه در روز مصرف میکند. اگر هیچ نفتی در جای دیگری تولید نمیشد، این به معنای تنها چهار روز تقاضای جهانی بود! این حجمها طی چند ماه توزیع میشوند و تنها تسکینی حاشیهای و کماثر ایجاد میکنند. به این ترتیب، کنارگذاشتن تنگه هرمز از معادلات جهانی بازار انرژی غیرقابل اجراست.
با توجه به میزان مصرف روزانه نفت و مقدار توزیع آن در شرایط فعلی، واضح است که آزادسازی ذخایر استراتژیک اساساً تعادل عرضه فعلی را تغییر نمیدهد و حتی ممکن است مشکل جدیدی ایجاد کند. هر بشکهای که آزاد میشود باید جایگزین شود، زیرا دولتها نمیتوانند اجازه دهند که این ذخایر اضطراری کم شوند یا به طور نامحدود خالی بمانند. وقتی بحران جنگ ایران حلوفصل شود، همه این کشورها باید برای پر کردن ذخایر خود، خرید بشکههای جدید را آغاز کنند.
این امری است که تا حدودی در اکثر تحلیلها از قلم افتاده و به این معنی است که بازار نه تنها امروز عرضه اضافی را جذب میکند، بلکه تقاضای اضافی در آینده معادل ۴۰۰ میلیون بشکه ایجاد میکند. این تقاضای اضافی در آینده، علاوه بر تقاضای رو به رشد نفت خام در سالهای آینده، در زمانی رخ خواهد داد که ظرفیت عرضه به طور فزایندهای محدود میشود.
نتیجه، حداقل برای برخی، روشن است: بازارهای نفت، با یا بدون بحران ایران، دچار رکود خواهند شد. این وضعیت حتی پس از فروکش کردن فوری درگیریها نیز ادامه خواهد داشت. همچنین به این معنی است که آزادسازی ذخایر استراتژیک، کف قیمتی را برای آینده تعیین میکند، اما اکثر دولتها این را نمیپذیرند!