اقتصاد۲۴- نبرد نظامی که از نهم اسفندماه سال گذشته آغاز شد، حالا در نخستین روزهای فروردین ۱۴۰۵ به یک جنگ تمامعیار اقتصادی در مقیاس جهانی بدل شده است. انسداد نسبی و اختلال در تردد تانکرهای غولپیکر از تنگه هرمز، تنها یک خبر نظامی نیست؛ بلکه به معنای حذف ناگهانی بخشی از «خون» در رگهای صنعت جهان است. در حالی که دهها نفتکش در دریای عمان و خلیج فارس سرگردان مانده و جرأت عبور از این آبراه ملتهب را ندارند، قیمت سوخت در دورترین نقاط جهان، از توکیو تا نیویورک، با جهشی بیسابقه روبهرو شده است. این وضعیت نشان داد که برخلاف ادعاهای سالهای اخیر مبنی بر کاهش وابستگی به نفت منطقه، جهان همچنان به شدت در برابر تحولات ژئوپلیتیک خلیج فارس آسیبپذیر است.
در ایالات متحده، جایی که قیمت بنزین مستقیماً با رضایت سیاسی شهروندان گره خورده است، وضعیت به شدت بحرانی گزارش میشود. بر اساس دادههای میدانی و تحلیلهای رسانههایی، چون فاکسنیوز، قیمت هر گالن بنزین برای شهروندان آمریکایی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. این گرانی افسارگسیخته برای طبقه کارگر که روزانه مسافتهای طولانی را برای رسیدن به محل کار طی میکنند، به یک کابوس معیشتی تبدیل شده است.
اگرچه برخی از تحلیلگران معتقدند این رقم هنوز با پیشبینیهای وحشتناک اولیه (نفت ۲۰۰ دلاری) فاصله دارد، اما واقعیت این است که تداوم این روند میتواند دستاوردهای اقتصادی دولت فعلی را به کلی نابود کند. ترامپ اکنون با این واقعیت روبروست که هر دلاری که قیمت بنزین در اوهایو یا فلوریدا بالا میرود، بخشی از پایگاه رأی او ریزش میکند؛ موضوعی که عجله واشنگتن برای پایان دادن به درگیریها در هفتههای آتی را به خوبی توجیه میکند.
قاره سبز که هنوز به طور کامل از شوک انرژی ناشی از جنگ اوکراین کمر راست نکرده بود، اکنون با جبهه جدیدی از بحران روبروست. کشورهای اروپایی که وابستگی شدیدی به محمولههای انرژی خاورمیانه دارند، با افزایش سرسامآور هزینه حمل و نقل و بیمه کشتیها مواجه شدهاند.
بیشتر بخوانید: خوش بینی بازار انرژی به اخبار تاییدنشده از مذاکرات/ قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار کاهش یافت
نرخ بیمه دریایی برای عبور از منطقه جنگی به سطحی رسیده است که بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ترجیح میدهند مسیر طولانی دور زدن قاره آفریقا و دماغه امید نیک را انتخاب کنند؛ تصمیمی که به معنای تأخیر حداقل دوهفتهای در رسیدن سوخت و افزایش هزینههای نهایی برای مصرفکننده اروپایی است. در پایتختهای اروپایی، بیم از تورم دورقمی و تعطیلی صنایع انرژیبر بار دیگر بالا گرفته و فشار دیپلماتیک بر طرفین درگیر برای آتشبس فوری، به بالاترین حد خود در یک ماه اخیر رسیده است.
بیشترین فشار این درگیری نظامی بر دوش غولهای صنعتی شرق آسیا سنگینی میکند. کشورهایی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی که بخش اعظم نیاز سوختی خود را مستقیماً از خلیج فارس تأمین میکنند، اکنون با اختلال در زنجیره تأمین روبهرو هستند. در حالی که ذخایر استراتژیک این کشورها برای مدت کوتاهی پاسخگو خواهد بود، اما استمرار جنگ از اسفند تا فروردین، زنگ خطر را برای صنایع پتروشیمی و تولیدی آنها به صدا درآورده است.
هند نیز به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان نفت، با چالش جدی در تنظیم بودجه داخلی خود روبهرو شده و قیمت سوخت در شهرهای بزرگ این کشور به رکورد تاریخی خود نزدیک شده است. این فشار اقتصادی باعث شده تا قدرتهای آسیایی که معمولاً در منازعات خاورمیانه سکوت میکردند، حالا فعالانه برای میانجیگری و بازگشایی مسیرهای امن کشتیرانی وارد عمل شوند.
عجیبترین پرده از این بحران، گریبانگیر کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است. این کشورها که خود بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان هستند، به دلیل قرار گرفتن در مجاورت کانون درگیری، با چالشهای لجستیکی عجیبی روبهرو شدهاند. از یک سو صادرات آنها به دلیل خطرات نظامی و افزایش نجومی هزینههای بیمه با کندی مواجه شده و از سوی دیگر، امنیت تأسیسات پالایشگاهی آنها تحتالشعاع درگیریها قرار گرفته است.
اختلال در صادرات به معنای کاهش درآمدهای ارزی و در نتیجه، تزلزل در پروژههای بزرگ عمرانی این کشورهاست. این واقعیت تلخ نشان میدهد که در یک جنگ منطقهای مدرن، حتی ثروتمندترین تولیدکنندگان انرژی نیز از ترکشهای اقتصادی و کمبودهای احتمالی در امان نخواهند بود.
در نهایت، آنچه در پمپبنزینهای جهان میگذرد، بازتاب مستقیمی از وقایع نظامی در خلیج فارس است. قیمت جهانی نفت برنت که اکنون تحت تأثیر اخبار ضد و نقیض پایان جنگ، نوسانات شدیدی را تجربه میکند، به عنوان قطبنمای اقتصاد جهانی عمل خواهد کرد. اگر گمانهزنیهای وال استریت ژورنال درباره پایان قریبالوقوع جنگ به حقیقت بپیوندد، میتوان انتظار داشت که بازارهای انرژی با یک تخلیه هیجانی روبهرو شده و قیمتها به تعادل نسبی بازگردند. اما در صورت شکست دیپلماسی و ورود به یک جنگ فرسایشی، جهان باید خود را برای عصر جدیدی از گرانی سوخت آماده کند که در آن، انرژی نه یک کالا، بلکه به عنوان سلاحی برنده در دست طرفین درگیر عمل خواهد کرد.