تاریخ انتشار: ۱۵:۱۱ - ۲۲ فروردين ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

مذاکرات اسلام‌آباد و معمای ۷ میلیارد دلار بلوکه شده؛ بانک‌های قطر به کمک آمده‌اند؟

در حالی که مذاکرات اسلام‌آباد با ابهام‌های سیاسی و روایت‌های متناقض همراه است، نگاه بازار‌ها بیش از هر چیز به احتمال آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران دوخته شده؛ گرهی که حتی اگر به صورت محدود باز شود، می‌تواند به کاهش فشار ارزی و تغییر انتظارات تورمی منجر شود، اما در صورت تداوم بلاتکلیفی، اقتصاد همچنان در وضعیت انتظار و نوسان باقی خواهد ماند.

اقتصاد۲۴- هیات مذاکره‌کننده ایران اکنون در اسلام‌آباد و مشغول رایزنی با هیات آمریکایی است. این مذاکرات در شرایطی انجام می‌شود که فضای سیاسی و رسانه‌ای پیرامون آن، بیش از هر زمان دیگری با ابهام، گمانه‌زنی و روایت‌های متناقض همراه است. از یک سو نشانه‌هایی از تمایل طرف‌ها برای کاهش تنش دیده می‌شود و از سوی دیگر، پیش‌شرط‌هایی که از سوی تهران مطرح شده، هنوز به‌طور رسمی محقق نشده‌اند. همین وضعیت باعث شده که این دور از مذاکرات، نه صرفاً یک گفت‌وگوی دیپلماتیک، بلکه آزمونی برای سنجش میزان انعطاف و واقع‌گرایی بازیگران اصلی تلقی شود.

اسلام‌آباد؛ میز تازه برای یک بحران قدیمی

اسلام‌آباد حالا به صحنه‌ای تازه برای یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی ایران تبدیل شده است. سفر هیات ایرانی به پایتخت پاکستان، در ظاهر با هدف «برقراری آتش‌بس و کاهش تنش‌های منطقه‌ای» انجام شده، اما در عمل به نظر می‌رسد دامنه مذاکرات فراتر از یک آتش‌بس محدود باشد. برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که این گفت‌و‌گو‌ها می‌تواند به‌نوعی احیای مسیر‌های دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن نیز تعبیر شود، مسیری که در ماه‌های اخیر بار‌ها با بن‌بست مواجه شده بود.

در این میان، نقش پاکستان به‌عنوان میزبان، قابل توجه است. اسلام‌آباد پیش‌تر نیز در برخی تحولات منطقه‌ای نقش میانجی یا تسهیل‌گر را ایفا کرده و اکنون نیز به نظر می‌رسد تلاش دارد از این موقعیت برای تثبیت جایگاه خود در معادلات منطقه‌ای بهره ببرد. با این حال، هنوز مشخص نیست که مذاکرات چگونه و با چه سازوکاری در حال انجام است؛ آیا چنانچه شایعه شده قالیباف با جی دی ونس دیدار کرده و گفت‌و‌گو‌ها به‌صورت مستقیم پیش می‌رود یا همچنان واسطه‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کنند؟

ابهام دیگر، به دستورکار واقعی مذاکرات بازمی‌گردد. اگرچه به‌صورت رسمی از «آتش‌بس» سخن گفته می‌شود، اما همزمان برخی منابع از طرح موضوعات گسترده‌تری مانند کاهش تنش میان ایران و آمریکا، وضعیت لبنان و حتی مسائل اقتصادی خبر می‌دهند. این چندلایه بودن مذاکرات، خود یکی از عواملی است که تحلیل نتایج احتمالی آن را دشوارتر می‌کند.

در چنین فضایی، حضور هیات ایرانی در اسلام‌آباد را می‌توان نشانه‌ای از تمایل تهران به آزمودن دوباره مسیر دیپلماسی دانست؛ حتی اگر این مسیر با ابهام و ریسک‌های قابل توجهی همراه باشد. به‌ویژه آنکه تجربه مذاکرات پیشین نشان داده که فاصله میان «آغاز گفت‌و‌گو» و «دستیابی به نتیجه» در این پرونده، معمولاً بسیار طولانی و پرهزینه است.

پیش‌شرط‌های اعلامی و واقعیت‌های روی زمین

یکی از مهم‌ترین محور‌های بحث‌برانگیز در آستانه مذاکرات اسلام‌آباد، پیش‌شرط‌هایی است که از سوی تهران مطرح شده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در آستانه این سفر در پیامی به زبان انگلیسی تاکید کرد هبود که «دو مورد از اقدامات مورد توافق طرفین هنوز محقق نشده است، آتش‌بس در لبنان و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران پیش از آغاز مذاکرات. این دو موضوع باید پیش از شروع مذاکرات محقق شوند».

این موضع‌گیری صریح، در نگاه اول نشان‌دهنده خط قرمز‌های ایران برای ورود به هرگونه مذاکره است. اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان می‌دهد؛ نه آتش‌بس در جنوب لبنان به‌طور کامل برقرار شده و نه خبری از آزادسازی رسمی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران منتشر شده است. همین تناقض میان «موضع اعلامی» و «اقدام عملی»، به یکی از محور‌های اصلی تحلیل‌ها تبدیل شده است.


بیشتر بخوانید: رویترز: موافقت آمریکا با آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده ایران


در این میان، یک شایعه نیز در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود مبنی بر اینکه «بانک‌های قطر و کره جنوبی در تلاش برای آزادسازی ۷ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران هستند» و حتی ادعا می‌شود که ایران خواستار آزادسازی این منابع پیش از مذاکره با آمریکا شده است. خبرگزاری رویترز نیز به نقل از یک منبع ارشد ایرانی گزارش داده که آمریکا با آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران در قطر و دیگر بانک‌های خارجی موافقت کرده است.

️در مقابل یک مقام ارشد آمریکایی در واکنش به ادعای مقام آگاه ایرانی به سی‌بی‌اس نیوز گفت که ایالات متحده با آزادسازی هیچ یک از دارایی‌های مسدود شده ایران موافقت نکرده است. به گزارش سی‌بی‌اس، ملاقات‌ها با ایران هنوز آغاز نشده است، بنابراین هیچ توافقی مورد بحث قرار نگرفته است.

در سایر رسانه‌ها اعم از داخلی یا خارجی، اما خبر رسمی و جدی در این خصوص منتشر نشده است. این وضعیت، یک پرسش کلیدی را پیش می‌کشد و آن این است که اگر پیش‌شرط‌ها محقق نشده، چرا مذاکرات آغاز شده است؟ پاسخ به این پرسش را می‌توان در چند سناریو جست‌و‌جو کرد. نخست آنکه ممکن است تضمین‌هایی به‌صورت غیرعلنی به ایران داده شده باشد؛ تضمین‌هایی که هنوز به مرحله اعلام عمومی نرسیده‌اند. سناریوی دیگر این است که تهران، با در نظر گرفتن فوریت‌های میدانی به‌ویژه در لبنان، تصمیم گرفته اولویت را به توقف تنش‌ها بدهد و برخی شروط را به مراحل بعدی موکول کند.

در هر دو حالت، آنچه روشن است این است که پیش‌شرط‌ها دیگر نه به‌عنوان «پیش‌نیاز قطعی»، بلکه بیشتر به‌عنوان «اهرم چانه‌زنی» در جریان مذاکرات عمل می‌کنند. این تغییر کارکرد، می‌تواند نشانه‌ای از واقع‌گرایی بیشتر در رویکرد دیپلماتیک ایران باشد؛ رویکردی که البته هزینه‌های سیاسی خاص خود را نیز به همراه دارد.

چشم‌انداز مذاکرات؛ میان توافق حداقلی و بن‌بست دوباره

چشم‌انداز مذاکرات اسلام‌آباد را می‌توان در طیفی میان دو سناریوی اصلی ترسیم کرد؛ توافق حداقلی یا بازگشت به بن‌بست. در سناریوی اول، طرف‌ها ممکن است به یک توافق محدود برای کاهش تنش مثلاً آتش‌بس موقت در لبنان یا برخی اقدامات اعتمادساز دست پیدا کنند. چنین توافقی، اگرچه به‌معنای حل‌وفصل ریشه‌ای اختلافات نخواهد بود، اما می‌تواند فضای تنفس کوتاه‌مدتی برای همه بازیگران فراهم کند.

در مقابل، سناریوی دوم به شکست مذاکرات و تشدید دوباره تنش‌ها منجر می‌شود. تجربه مذاکرات پیشین نشان داده که نبود اعتماد متقابل، اختلاف در تفسیر تعهدات و فشار‌های داخلی در هر یک از طرف‌ها، می‌تواند به‌راحتی روند گفت‌و‌گو‌ها را متوقف کند. در این صورت، نه‌تنها فرصت دیپلماسی از دست خواهد رفت، بلکه احتمال بازگشت به چرخه تنش نیز افزایش می‌یابد.

میان این دو سناریو، یک حالت بینابینی نیز وجود دارد و آن ادامه مذاکرات بدون دستیابی به نتیجه فوری است. در این حالت، گفت‌و‌گو‌ها به‌صورت فرسایشی ادامه پیدا می‌کند و هر طرف تلاش می‌کند با حفظ موقعیت خود، امتیازات بیشتری کسب کند. این سناریو، اگرچه از تشدید تنش جلوگیری می‌کند، اما می‌تواند به طولانی شدن وضعیت بلاتکلیف فعلی منجر شود.

نکته مهم در همه این سناریوها، نقش متغیر‌های بیرونی است؛ از تحولات میدانی در لبنان گرفته تا فضای سیاسی داخلی آمریکا و ایران. هر یک از این عوامل می‌تواند به‌سرعت معادلات را تغییر دهد و مسیر مذاکرات را به سمت یکی از سناریو‌های فوق سوق دهد.

اقتصاد در انتظار نتیجه؛ از گشایش محدود تا تداوم فشار

فارغ از ابعاد سیاسی، یکی از مهم‌ترین پیامد‌های مذاکرات اسلام‌آباد به حوزه اقتصاد بازمی‌گردد. اقتصاد ایران در سال‌های اخیر به‌شدت تحت تأثیر تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی قرار داشته و هرگونه تحول در مسیر دیپلماسی می‌تواند اثرات مستقیمی بر متغیر‌های کلان اقتصادی داشته باشد. به خصوص اکنون که از یک جنگ چهل روزه با خسارت‌های قابل توجه برون آمده‌ایم.

در سناریوی خوش‌بینانه یعنی دستیابی به توافق ولو اینکه یک توافق محدود باشد، می‌توان انتظار داشت که بخشی از فشار‌های روانی بر بازار کاهش یابد. آزادسازی حتی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده یا ایجاد مسیر‌های مالی جدید، می‌تواند به بهبود نسبی وضعیت ارزی کشور کمک کند. این امر به‌نوبه خود می‌تواند بر نرخ ارز، تورم و انتظارات اقتصادی تأثیرگذار باشد.

اما در سناریوی بدبینانه و به فرض شکست مذاکرات، وضعیت متفاوت خواهد بود. در این حالت، نه‌تنها امید به گشایش اقتصادی کاهش می‌یابد، بلکه احتمال تشدید فشار‌های خارجی نیز وجود دارد. این موضوع می‌تواند به افزایش نوسانات در بازار ارز و تشدید نااطمینانی در فضای کسب‌وکار منجر شود.

در سناریوی میانه یعنی ادامه مذاکرات بدون نتیجه مشخص نیز به معنای تداوم وضعیت فعلی خواهد بود؛ وضعیتی که در آن اقتصاد در حالت «انتظار» باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی معمولاً از تصمیم‌گیری‌های بلندمدت خودداری می‌کنند و این امر می‌تواند به کاهش رشد اقتصادی منجر شود.

در مجموع، می‌توان گفت که مذاکرات اسلام‌آباد، اگرچه در ظاهر یک رویداد سیاسی است، اما پیامد‌های آن به‌طور مستقیم بر زندگی اقتصادی شهروندان نیز تأثیر خواهد گذاشت. به همین دلیل، رصد دقیق این مذاکرات و تحلیل سناریو‌های مختلف آن، برای درک آینده اقتصاد ایران اهمیت ویژه‌ای دارد.

ارسال نظر