اقتصاد۲۴- تهران در فاصله کوتاهِ ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ روزهایی را پشتسر گذاشت که وزنش فراتر از تقویم بود. جنگ تنها چهل روز طول کشید، اما در این مدت کوتاه، پایتخت ضربهای خورد که آثارش هنوز در ساختمانها، پروندههای فنی و حافظه مردم زنده است. شهر هرچند از جنگهای طولانی در امان ماند، اما شدت حملات و گستردگی نقاط آسیبدیده، تهران را در همین فاصله کوتاه به میدان آسیبپذیری تبدیل کرد؛ میدانگاهی که در آن خانهها، نه نماد آرامش، بلکه خطوط اول بحران شدند.
گزارش رسمی منتشرشده از سوی شهرداری تهران اکنون تصویری روشنتر از ابعاد خسارت ارائه میکند. بر پایه این گزارش، ۳۹ هزار و ۵۸۵ واحد مسکونی در طول همان چهل روز دچار آسیب شدند؛ رقمی که نشان میدهد شدت ضربات واردشده با جنگهای طولانیمدت برابری میکرد و تمرکز آن بر بافتهای مسکونی، چهره شهر را در مدت زمانی بسیار کوتاه دگرگون ساخت. این آمار در حقیقت نقشه پنهانی از لحظاتی است که هر نقطه تهران به هدفی بالقوه بدل شد.
بیشترین حجم آسیبها مربوط به ۳۲ هزار و ۶۴۳ واحد دارای خسارت جزئی است؛ خانههایی که در ظاهر ویران نشدهاند، اما زندگی در داخلشان برای ساکنان هر روز یادآور روزهایی است که امنیت مثل شیشهای نازک شکسته شد.
هر ترک روی دیوار، هر پنجره عوضشده و هر سقفی که با چوببست سرپا نگه داشته شده، سندی است از آن چهل روزی که شهر فقط میخواست دوام بیاورد.
طبق گزارش شهرداری، ۵۱۳۳ واحد در دسته تعمیرات متوسط قرار دارند؛ خانههایی که ضربهها به حدی بوده که ساختار تاسیسات و لایههای داخلی بنا آسیب دیده و تعمیر آنها با یک بازسازی ساده تفاوت دارد.
بیشتر بخوانید:ضربه سنگین جنگ به ایرلاینها؛ از خسارت ۳۰ همتی تا خروج ۶۰ هواپیمای مسافربری از چرخه عملیاتی
در کنار آن، ۸۲۵ واحد نیازمند مقاومسازی ثبت شدهاند؛ واحدهایی که ساختارشان چنان ناایمن شده که ورود دوباره ساکنان بدون عملیات فنی گسترده ممکن نیست. این بخش از خسارتها معمولاً بیشترین هزینه را به خانوادهها و سیستم مدیریت شهری تحمیل میکند.
در تلخترین بخش آمار، ۹۸۴ واحد مسکونی کاملاً تخریبشده ثبت شده است؛ خانههایی که دیگر جایی برای تعمیر نداشتند و از نقشه شهر حذف شدند.
بازسازی این خانهها نه فقط یک عملیات ساختوساز، بلکه مواجهه دوباره خانوادهها با خالیشدن ناگهانی زندگیشان بود؛ لحظهای که یک خانه تبدیل به خاک شده و همه چیز باید از صفر شروع شود.
اگرچه جنگ تنها چهل روز طول کشید، اما حجم و نوع آسیبها بهوضوح نشان میدهد که اصول بنیادین حقوق جنگ، از جمله لزوم تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، منع حملات کور، و ضرورت رعایت تناسب، بارها نادیده گرفته شد.
فاصله زمانی کوتاه نمیتواند توجیهی برای شدت خسارات واردشده به فضاهای غیرنظامی باشد. خانههایی که در این آمار آمدهاند، کانونهای زندگی بودند؛ نه هدفهای نظامی.
این آمار، تنها فهرست اعداد نیست؛ سندی است از اینکه چگونه یک جنگ «کوتاه» میتواند شهر را برای سالها ویران و نظامهای شهری را فرسوده کند.
با پایان جنگ در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، تهران تلاش کرد نفس تازه کند؛ اما بازسازی شهری در چنین حجمی، فرایندی نیست که با توقف درگیریها تمام شود.
پروندههای بازسازی در شهرداری، گزارشهای فنی، تخصیص بودجههای اضطراری و ترمیم زیرساختهای خدماترسانی همچنان در جریاناند. در بسیاری از محلهها، صدای مته و بوی سیمان هنوز ادامه همان صدای آژیرهاست؛ فقط بدون ضجههای جنگ.
تجربه تهران نشان داد که حتی یک جنگ محدود و کوتاهمدت نیز میتواند به اندازه یک جنگ فرسایشی، زندگی مردم را مختل کند. تهران آن چهل روز را پشتسر گذاشت، اما به قیمت فرسودگی هزاران واحد مسکونی، تخریب گسترده اعتماد عمومی و هزینهای که تا سالها در بودجه و برنامهریزی شهری باقی خواهد ماند. در حقیقت، جنگ تمام شد؛ اما پیامدهایش در تهران هنوز هر روز ادامه دارد.