اقتصاد۲۴- آتشبس شده، اما معلوم نیست تا کی؛ همین ابهام کافی است تا سایه جنگ همچنان بر سر کشور سنگینی کند. از اقتصاد گرفته تا زندگی روزمره مردم، از دسترسی به اینترنت تا امتحانات و وضعیت مدارس همه تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتهاند. طبیعی است که در چنین فضایی، چشم مردم به دهان مسئولان و گوششان به اخبار باشد تا بدانند این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد و قرار است چگونه تغییر کند.
در این میان، هر حرف و موضعی بهمراتب بیش از شرایط عادی اثرگذار است و تبعات دارد؛ بنابراین انتظار میرود مسئولان در اظهارنظرهای خود با دقت و حساسیت بیشتری عمل کنند. اما در عمل چنین نیست. هر کسی از راه میرسد، چنان قاطعانه موضعگیری میکند که گویی حرف آخر را او میزند؛ حتی در مواردی برای محکمکاری، دیدگاههای شخصی خود را به رهبری نظام نیز نسبت میدهند. این رویه در روزهای اخیر دردسرساز شده و اگر مهار نشود، میتواند تبعات جدیتری بهدنبال داشته باشد.
در شرایطی که هر جمله و هر سیگنال میتواند معادلات سیاسی و امنیتی را جابهجا کند، ایران با پدیدهای مواجه شده که میتوان آن را «تورم سخنگو» نامید؛ وضعیتی که در آن مرز میان تصمیمگیر، مجری و ناظر مخدوش شده و هر تریبونی به محلی برای اعلام مواضع کلان تبدیل شده است.
این در حالی است که کشور دارای ساختار مشخصی در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی است؛ از وزارت امور خارجه و سخنگوی آن گرفته تا نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی و حتی نقشآفرینی چهرههایی مانند رئیس مجلس که اکنون هدایت تیم مذاکرهکننده را بر عهده دارد. با این حال، در عمل این نظم نهادی زیر سایه اظهارنظرهای پراکنده و بعضاً تندروانه در لایههایی پایینی حاکمیت به حاشیه رفته است.
برای نمونه، علمالهدی امام جمعه مشهد از تریبون نماز جمعه این شهر اعلام میکند که «امروز در ایران هیچکس دنبال توافق نیست». یا علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از «توقف کامل هرگونه تبادل پیام» با آمریکا سخن میگوید و حتی تأکید میکند که «جنگ قطعی است و هر لحظه ممکن است از سر گرفته شود». او پا را فراتر گذاشته و انتقال پیام از طریق شبکههای اجتماعی، خبرنگاران یا واسطهها را نیز نوعی مذاکره دانسته و از مسدود شدن همه این مسیرها خبر داده است. چنین موضعگیری قاطعی—آن هم از سوی یک نماینده مجلس—این پرسش را ایجاد میکند که آیا کانالهای رسمی دیپلماسی عملاً تعطیل شدهاند یا با نوعی چندگانگی در اعلام سیاستها مواجهایم؟
بیشتر بخوانید: کفه دیپلماسی سنگینتر است یا تنشها؟/ پشت پرده تور دیپلماتیک سه مقصدی برای مهار یک طوفان
از این نمونهها کم نیست و همین رفتارها در روزهای اخیر با انتقادات جدی مواجه شده است. احمد زیدآبادی در واکنش به موضعگیریهای محمد مرندی نوشته است: «افرادی مانند محمد مرندی دقیقاً چه کاره این مملکت هستند که به جای اظهارنظر، دستور صادر میکنند! والله هر کس نداند، با خواندن نوشتههای آقای مرندی میپندارد که او همان نقش و سمت ترامپ در آمریکا را در ایران دارد!» او هشدار میدهد که چنین ادبیاتی، جامعه را درباره جایگاه واقعی تصمیمگیران دچار خطا میکند و این تصور را بهوجود میآورد که برخی افراد خارج از ساختار رسمی، نقش تعیینکننده دارند.
دامنه این چندصدایی به حدی رسیده که حتی در میان جریان اصولگرا نیز نشانههایی از نگرانی دیده میشود. میثم مطیعی، مداح در تجمعی در میدان ونک با کنایه به برخی جریانها تأکید کرده که «هر حرف ناقصی را تکرار نکنید» و یادآور شده که «الان انتخابات نیست، وسط جنگیم». او همچنین هشدار داده که هرگونه رفتار تفرقهافکنانه به نام انقلابیگری، با واکنش مواجه خواهد شد.
روزنامه کیهان نیز در موضعی قابل تأمل، از بروز شعارهای رادیکال در تجمعات انتقاد کرده و نوشته است که برخی افراد «در لباس انقلابیگری» درباره مذاکره تنش ایجاد میکنند؛ موضوعی که بهنوعی تأیید وجود شکاف و افراط در بخشی از بدنه حامیان سیاستهای سختگیرانه است.
مسأله، اما فراتر از اختلافنظرهای داخلی است. در دنیای دیپلماسی، یکصدایی به معنای حذف نقد نیست، بلکه به معنای ارسال سیگنال روشن و قابل اتکا به طرف مقابل است. وقتی از داخل کشور پیامهای متناقض مخابره میشود، طرف خارجی این وضعیت را نه نشانه قدرت، بلکه علامتی از شکاف و عدم انسجام تلقی میکند.
چنانکه در روزهای اخیر نیز دونالد ترامپ صراحتاً به «اختلافات داخلی در ایران» اشاره کرده و به نظر میرسد روی همین شکافها حساب باز کرده است؛ نقطهای که در آن، چندصدایی داخلی عملاً به ابزار فشار خارجی تبدیل میشود.
در کنار تعدد تریبونهای سیاسی، نقش رسانه رسمی کشور نیز در این آشفتگی قابل چشمپوشی نیست. در شرایطی که با تداوم محدودیتهای اینترنتی، صداوسیما عملاً به یکی از معدود منابع در دسترس برای افکار عمومی تبدیل شده، انتظار میرفت این رسانه با تنوعبخشی به صداها، به ایجاد تعادل در فضای تحلیلی کمک کند. اما بررسیها نشان میدهد ترکیب مهمانان برنامههای گفتوگومحور بهشدت یکدست و همسو است؛ بهطوریکه حدود ۷۹ درصد از کارشناسان گرایش اصولگرایانه دارند، ۱۵ درصد به جریانهای تندرو نزدیکاند و تنها ۶ درصد را چهرههای غیرهمسو یا اصلاحطلب تشکیل میدهند.
این اعداد تنها از یک سوگیری ساده حکایت ندارند، بلکه نشان میدهند رسانهای که باید «ملی» باشد، عملاً به تریبون یک جریان خاص - آن هم عمدتاً با رویکردهای سختگیرانه و بعضاً جنگطلبانه - تبدیل شده است. نتیجه چنین وضعیتی، حذف صداهای میانهرو و تقویت همان چندصدایی نامتوازن در سطح کلان است؛ وضعیتی که در آن نهتنها مخالفان، بلکه حتی اصولگرایان منتقد نیز مجال حضور و اثرگذاری پیدا نمیکنند.
پیامدهای این وضعیت قابل انکار نیست. جامعهای که همزمان با تورم، نااطمینانی اقتصادی، محدودیتهای ارتباطی و سایه جنگ مواجه است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات و شفافیت در تصمیمگیری است. اما وقتی هر روز موضعی تازه و بعضاً متناقض از تریبونی متفاوت شنیده میشود، نتیجه چیزی جز افزایش اضطراب عمومی و بیاعتمادی نیست.
مردم انتظار دارند مسئولان رسمی -آنهایی که اختیار و مسئولیت دارند - با هماهنگی و انسجام، کشور را از این وضعیت عبور دهند. اما تکثر سخنگوهای غیررسمی و بعضاً خودخوانده، این انتظار را به حاشیه رانده است.
واقعیت این است که در شرایط بحرانی، حتی یک جمله نسنجیده میتواند هزینهساز باشد. تجربههای پیشین نیز نشان داده که سیاست خارجی میدان آزمون و خطای تریبونی نیست. اگر قرار است تصمیمی گرفته شود - چه در مسیر تنشزدایی و چه در مسیر تقابل - این تصمیم باید از مجاری رسمی اعلام شود و دیگران بهجای پیشدستی، در چارچوب همان سیاست حرکت کنند.
ادامه روند فعلی نهتنها دست دستگاه دیپلماسی را میبندد، بلکه کشور را در موقعیتی قرار میدهد که دیگران روایتگر وضعیت داخلی آن باشند؛ روایتی که لزوماً به نفع منافع ملی نخواهد بود.
در چنین شرایطی، شاید یکی از موثرترین اقدامات، همان بود که در قالب انتشار یک پیام مشترک از سوی روسای قوای سهگانه تجربه شد، پیامی که با تأکید بر انسجام داخلی، توانست سیگنالی روشن و واحد به خارج از کشور مخابره کند و تا حدی از فضای ابهام و چندگانگی بکاهد. تداوم این رویکرد میتواند بهعنوان یک الگوی کارآمد، مانع از تکثر مواضع پراکنده بهویژه از سوی جریانهای تندرو و متمایل به تشدید تنش شود و در عین حال، دست دستگاه دیپلماسی را برای پیشبرد منافع ملی در فضایی قابل پیشبینیتر بازتر کند.