اقتصاد۲۴- بارشهای گسترده در غرب ایران، «دریاچه ارومیه»، «سراب نیلوفر» و سایر تالابهای شمال غرب ایران را پر آب کرده، در جنوب زاگرس هم بارشها، باعث سبزشدن پهنههای زاگرس شده، بااینحال همین بارشها یک نگرانی هم به وجود آورده، احتمال حریقهای گسترده در فصل گرم سال! این نگرانی زمانی بیشتر میشود که فعالان و کنشگران محیطزیست درباره هر گونه برنامه سازمان منابع طبیعی برای اطفای حریق در این محدوده ابراز بیاطلاعی میکنند.
بارشها در زمستان و بهار باعث شده تا علفزارها در استان کهگیلویه و بویراحمد یعنی همان استانی که «امید سجادیان» کنشگر محیطزیست و دبیر نهضت سبز زاگرس در آن فعالیت میکند، بسیار انبوه شوند. به گفته او با خشکشدن علفها در تابستان، به بدل به انبار باروت شود و ریسک آتشسوزی بسیار بالا رود. «هر چقدر زمان بارشها طولانیتر باشد، فصل حریق نیز دیرتر میرسد. اما با زرد و خشکشدن علفها و وجود انبوه علوفهها، حریقهای گستردهای رخ میدهد که مهار آن بسیار دشوار است.»
شرایط آتشبس که بیم آغاز یک جنگ دوباره آن هم در فصل گرم را تشدید میکند، وضعیت را در زاگرس پیچیدهتر کرده است. در کنار آن ما با مشکل برنامهریزی برای اطفای حریق هم مواجهیم. «در برنامهریزی باید مجموعهای از اقدامات پیش از آغاز حریق تحت عنوان پیشگیری انجام شود که متناسب با هر منطقه متفاوت است. در کنار آن ما نیازمند آموزش مردم برای مشارکت هستیم. در زمان حریق هم بایستی در همان ساعات اولیه، عملیات اطفا صورت گیرد.»
جدینگرفتن دو بخش پیشگیری و آموزش که سجادیان به آن اشاره میکند، خسارتهای جبرانناپذیری در دو بعد انسانی و محیط زیستی به همراه داشته. بیش از ۲۰ کنشگر محیطزیست جان خود را برای مهار آتشسوزی ازدستدادهاند و در کنار آن عرصههای گستردهای از زاگرس نیز ازدسترفته است. «ما قبل از جنگ و اتفاقات دیماه بارها به سازمان منابع طبیعی نامه زدیم و از آنها درباره برنامههای امسال پیگیری کردیم، متأسفانه جواب این بود که خودمان برنامه داریم.»
سجادیان بارها اعلام کرده مدیریت آتشسوزی بایستی از مرحله پیشگیری آغاز شود و در آخر به اطفای حریق برسد. او و سایر کنشگران محیطزیست زاگرس، شهریور و مهر گذشته هم در جلساتی بار دیگر بر این موضوع تأکید کردند، اما همچنان شاهد اقدام مؤثری از سوی سازمان منابع طبیعی نیستند. «با این شیوه بار دیگر در مناطق مختلف بخش بزرگی از اطفای حریق بر دوش مردم خواهد بود، کسانی که یا به واسطه علاقه به طبیعت و یا وابستگی معیشتشان به جنگلهای زاگرس در مناطق آتشسوزی حضور پیدا میکنند.»
این حضور بدون آموزش و تنها بر اساس فراخوانهای عمومی هزینه کم نداشته، داوطلبان زیادی به واسطه پرتشدن از کوه و… دچار مشکل جسمی شدهاند و بیش از ۲۰ نفر هم جان خود را ازدستدادهاند. از سوی دیگر سازوکار بیمههای داوطلبی هم شفاف نیست و کسانی که در حریقها کشته و یا دچار آسیب شدهاند، نیز از سوی نهادهای مسئول به رسمیت شناخته نمیشوند. «اینکه اداره منابع طبیعی به دهیار روستا یک دمنده بدهد، راهحل نجات زاگرس نیست.»
نهضت سبز زاگرس، سابقه طولانی در فعالیت مشارکتی با مردم محلی دارد، آنها در جلسات با سازمان منابع طبیعی درباره آموزش هم اعلام آمادگی کردهاند. بااینحال پاسخی که به آنها داده شده این است که ادارات خودشان بهتنهایی قادرند کار را انجام دهند. «حریق سازوکار خودش را دارد. نیروهای جنگلبانی تعدادشان محدود است و درعینحال باید از یک عرصه گسترده حفاظت کنند. آنها با این شرایط نمیتوانند در مدیریت حریق موفق باشند.»
از زمانی که آتش به جان یک منطقه میافتد تا زمانی که تیم اطفا سر برسد و بعد از آن نوبت به ورود نیروهای عموماً آموزش ندیده برسد، منطقه حریق به گفته سجادیان دچار یک نابسامانی میشود. «دستورالعملی بر اساس تجربههای بومی در کنار سازوکارهای علمی تهیه کردیم تا بتوانیم مدیریت دقیقی برای اطفای حریق زاگرس داشته باشیم. این دستورالعمل را به ادارات منابع طبیعی هم ارائه کردهایم، آنها در جلسات استقبال خوبی میکنند؛ اما پس از جلسه خبری از آنها نیست.»
هیچکس نمیداند آتشبس تا چه زمانی ادامه پیدا میکند، آیا به صلح پایدار میرسیم، یا جنگ بار دیگر آغاز میشود، این موضوع شرایط را برای اطفای حریق زاگرس پیچیدهتر کرده است. «اگر درگیریها ازسرگرفته شود، احتمالاً باتوجهبه خشکشدن علفها، حریقهای گسترده در زاگرس خواهیم داشت. افتادن هر خمپاره یا انفجار میتواند به آتشسوزی منجر شود و حریق به سایر مناطق سرایت پیدا کند. در جنگ ۱۲ روزه که در خرداد و تیر سال گذشته اتفاق افتاد شاهد آتشسوزی در زاگرس بودیم که بهسختی و با تلاش زیاد مهار شد. اما امسال باتوجهبه بارشها و تراکم علفها خطر حریق بیش از سال گذشته است.»
بیشتر بخوانید:۱۴۰۴؛ سال تقاطع بحرانها در محیط زیست ایران/ نگاهی به میراث جنگ، عطش سدها و خفگی شهرها در سالی که گذشت
ریسک حریق در کدام مناطق بیشتر است؟ به گفته سجادیان در تمام پهنه زاگرس از شمال تا جنوب، بارش خوب بوده و همین موضوع احتمال حریق را افزایش داده است. «در مناطقی که در سالهای اخیر شاهد افزایش حریق بودیم، ریسک آتشسوزی بالاتر است. در جنگ قبلی شاهد بودیم که در پارک ملی بمو حریق گستردهای اتفاق افتاد که با تلاش گسترده محیطبانان و کنشگران محیطزیست مهار شد.»
سازمان حفاظت محیطزیست و سازمان منابع طبیعی بارها از مشارکت مردم حرف زدهاند، جلسات متعددی هم درباره مدیریت حریق توسط این دو سازمان برگزار شده، بااینحال در عمل رویههای سابق تغییر نمیکنند. «سازمانهای دولتی همچنان به دنبال شیوههای سنتی اطفای حریق هستند و نمیخواهند تغییری در رویکردشان بدهند.»
«دانیال محمودی» کنشگر محیطزیست در استان کردستان و شهر سنندج است، همان شهری که سال گذشته سه فعال محیطزیست آن، «خبات امینی»، «حمید مرادی» و «چیاکو یوسفینژاد» در حریق منطقه «آبیدر» کشته شدند. به گفته او با وجود بارشها و احتمال بالای حریق آمادگی و برنامه جدیدی نسبت به سال قبل صورت نگرفته. «باتوجهبه شرایط کشور و بلاتکلیفی در جامعه شاهد آمادگی خاصی برای مقابله با حریق نیستیم.»
محمودی و سایر کنشگران محیطزیست پیش از جنگ از طریق شبکههای اجتماعی با هم در ارتباط بودند، اختلال در اینترنت، باعث بههمخوردن ارتباط فعالان محیطزیست هم شده، آنها با گذشت ۵۰ روز همچنان نتوانستهاند جلسهای با هم داشته باشند و همین موضوع بر هماهنگی آنها برای برنامههای مدیریت آتش تأثیر منفی گذاشته. از سوی دیگر اداره منابع طبیعی سنندج هم با آنها تماس نگرفته است. «ما سال قبل چند شهید در آتشسوزی زاگرس داشتیم. همین موضوع نگران و استرس زیادی بین گروههای مردمی که در موضوع اطفای حریق مشارکت دارند، به وجود آورده است. ما در انجمن در تلاش هستیم تا با هزینه شخصی لباس، دستکش و… را برای نیروهای خودمان فراهم کنیم، به دنبال بیمه حوادث اضطراری هم هستیم تا اگر مشکلی پیش آمد بتوانیم کاری برای نیروهایمان انجام دهیم.»
«شرکو شکری» هم کنشگر محیطزیست سنندجی است. به گفته او نیاز مالی باعث شده برخی از مردم به دنبال تغییر کاربری زاگرس باشند و همین موضوع باعث آتشسوزیهای گسترده در عرصههای جنگلی شود. «در پروژههای حفاظتی نیاز اقتصادی مردم در نظر گرفته نمیشود. تا زمانی که این موضوع در حاشیه قرار داشته باشد، مسئله حریق زاگرس هم حل نخواهد شد.»