تاریخ انتشار: ۱۲:۳۸ - ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵
الجزیره اعلام کرد:

فرودگاه‌ها مقصد شوک بعدی انرژی ناشی از جنگ ایران

در دوم مارس، ایران محدودیت‌هایی را برای دریانوردی در تنگه هرمز اعلام کرد و تهدید کرد که به هر کشتی که بدون هماهنگی بخواهد از آن عبور کند، حمله خواهد کرد.

اقتصاد۲۴- در ادامه این مطلب آمده: شوک بعدی انرژی جهانی نه در سر چاه نفت، بلکه در دروازه فرودگاه احساس خواهد شد. در حالی که درگیری در داخل و اطراف ایران، خطرات منطقه خلیج فارس را تغییر شکل می‌دهد، فوری‌ترین و کمتر گزارش شده‌ترین پیامد آن، نه تامین نفت خام، بلکه سوخت جت است.

این سوخت که شریان حیاتی حمل و نقل جهانی است، بی‌سروصدا در حال تبدیل شدن به یکی از بی‌ثبات‌ترین و از نظر اقتصادی تأثیرگذارترین بخش‌های سیستم انرژی است.

برخلاف نفت خام، اثرات آن تقریباً بلافاصله احساس می‌شود، نه تنها در بازارهای انرژی، بلکه در قیمت بلیط، جریان تجارت، تورم و در نهایت، رشد اقتصادی نیز.

از زمان تشدید درگیری‌ها، قیمت سوخت جت از حدود ۸۵ تا ۹۰ دلار در هر بشکه به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار افزایش یافته است و برخی از بازارها برای مدت کوتاهی از این سطح فراتر رفته‌اند.

از نظر خرده‌فروشی، این معادل افزایش قیمت از حدود ۲.۴۰ تا ۲.۵۰ دلار در هر گالن قبل از درگیری، به بین ۴ تا ۴.۷۵ دلار در حال حاضر است و در برخی مناطق جغرافیایی حتی افزایش بیشتری نیز داشته است.

برای مثال، در شیکاگو، قیمت سوخت جت از ۵ دلار در هر گالن فراتر رفت و نشان داد که محدودیت‌های عرضه محلی چقدر می‌تواند شوک‌های جهانی را تشدید کند.

آنچه اتفاق می‌افتد فقط یک افزایش جزئی نیست، بلکه یک تغییر کامل قیمت است؛ قیمت سوخت جت در بسیاری از موارد بیش از دو برابر شده است، که بسیار بیشتر از قیمت نفت خام است که حدود نصف این نرخ افزایش یافته است.

نکته‌ی مهم در اینجا این است که محدودیت دیگر محدود به عرضه نیست، بلکه به توانایی سیستم در پالایش، حمل و نقل و تحویل سوخت به گونه‌ای که برای استفاده مناسب باشد، مربوط می‌شود.

برای خطوط هوایی، که سوخت معمولاً ۲۵ تا ۳۰ درصد از هزینه‌های عملیاتی را تشکیل می‌دهد، تأثیر آن فوری بود. این شرکت‌ها در حال حاضر به طور متوسط حدود ۴.۳۰ دلار برای هر گالن پرداخت می‌کنند و انتظار می‌رود در طول سال افزایش بیشتری داشته باشد.

واکنش سریع بود، به طوری که قیمت بلیط هواپیما سر به فلک کشید و خطوط هوایی نسبت به افزایش بیشتر تا 20 درصد هشدار دادند، در حالی که هزینه‌های سوخت به تنهایی بیش از 100 دلار به ازای هر مسافر در پروازهای طولانی در برخی بازارها اضافه می‌کند.

با این حال، این افزایش‌ها تنها به بخش هوانوردی محدود نمی‌شوند؛ بلکه از طریق آنچه می‌توان آن را شوک هزینه‌ای توصیف کرد، مستقیماً به اقتصاد گسترده‌تر منتقل می‌شوند. بخش هوانوردی و فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با آن در مجموع تقریباً ۴.۱ تریلیون دلار به تولید ناخالص داخلی جهانی کمک می‌کنند – تقریباً ۴٪ از اقتصاد جهانی. وقتی سفرهای هوایی گران‌تر می‌شوند، پیامدهای آن فوری است.

این تأثیرات به ویژه در منطقه خلیج فارس مشهود است، جایی که هوانوردی و گردشگری عناصر کلیدی در استراتژی‌های تنوع اقتصادی هستند.

تنها در امارات متحده عربی، هوانوردی و گردشگری مرتبط با آن حدود ۹۲ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی کمک می‌کند که تقریباً یک پنجم اقتصاد است و نزدیک به یک میلیون شغل را پشتیبانی می‌کند.

بنابراین، هرگونه اختلال طولانی‌مدت در جریان سوخت جت یا قیمت‌ها، مستقیماً بر رشد، اشتغال و ثبات مالی در منطقه تأثیر می‌گذارد.

پیامدهای مضر این افزایش‌ها در تنگه هرمز احساس می‌شود، تنگه‌ای که حدود ۲۰ درصد از جریان نفت و سوخت جهان از آن عبور می‌کند و آن را به یکی از مهم‌ترین آبراه‌های باریک در سیستم انرژی جهانی تبدیل می‌کند.

حتی بدون تعطیلی کامل، افزایش تنش‌ها اقتصاد حمل و نقل را مختل کرده بود؛ حق بیمه افزایش یافت، مسیرهای کشتیرانی طولانی‌تر شد و زمان تحویل طولانی‌تر شد که منجر به افزایش هزینه‌ها حتی قبل از محدود شدن واقعی عرضه شد.

بازار سوخت جت تمایل دارد این اثر را تشدید کند. برخلاف نفت خام که به راحتی در سطح جهانی معامله می‌شود، سوخت جت به تعداد محدودی از پالایشگاه‌ها متکی است که قادر به تولید آن با مشخصات مورد نیاز هستند.

سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری و تعطیلی پالایشگاه‌ها در طول همه‌گیری، ظرفیت تولید سیستم را محدود کرده است، که در شرایط عادی کارایی را افزایش می‌دهد اما در شرایط فشار، شکنندگی ایجاد می‌کند.

این آسیب‌پذیری اکنون به وضوح قابل مشاهده است؛ در اروپا که به شدت به سوخت جت وارداتی، عمدتاً از خاورمیانه، وابسته است، مقامات نسبت به کمبود احتمالی سوخت در عرض چند هفته در صورت تداوم اختلالات عرضه هشدار داده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی نیز نسبت به شکاف‌های احتمالی عرضه در صورت عدم تحقق جریان‌های جایگزین هشدار داده است.

برای خطوط هوایی، پیامدها از فشارهای هزینه‌ای به استرس ساختاری تغییر می‌کنند. در مرحله اولیه شوک، شرکت‌ها می‌توانند به استراتژی‌های پوشش ریسک، تنظیم قیمت‌ها و استفاده محدود از ذخایر اضطراری تکیه کنند. با این حال، این ذخایر موقت هستند.

با ادامه درگیری، خطوط هوایی شروع به کاهش مسیرها، کاهش پروازها و بازنگری در برنامه‌های رشد خود کرده‌اند. هزاران پرواز در سطح جهان در تلاش برای کنترل هزینه‌ها و موجودی سوخت لغو شده‌اند. اینجاست که تأثیر اقتصادی عمیق‌تر می‌شود؛ هوانوردی به عنوان مجرایی برای تورم عمل می‌کند.

صندوق بین‌المللی پول، شوک‌های انرژی را به ویژه برای اقتصادهای واردکننده سوخت، «مالیات بر درآمد» توصیف کرده است. صنعت هوانوردی این تأثیر را تشدید می‌کند، زیرا قیمت‌های بالاتر، سفرهای اختیاری را کاهش می‌دهد، تقاضای گردشگری را به ویژه در بازارهای نوظهور تضعیف می‌کند و هزینه‌های حمل و نقل هوایی را افزایش می‌دهد و در نتیجه قیمت کالاها را افزایش می‌دهد و زنجیره‌های تأمین را تحت فشار قرار می‌دهد.

هر چه این درگیری بیشتر طول بکشد، این اثرات بدتر می‌شوند. چیزی که به عنوان یک مشکل قیمت‌گذاری شروع می‌شود، به یک معضل شبکه تبدیل می‌شود؛ سطح اتصال کاهش می‌یابد، خطوط ارتباطی سودآوری کمتری پیدا می‌کنند و فعالیت‌های اقتصادی مرتبط، از گردشگری گرفته تا تجارت، کاهش می‌یابند.

خطرات عبور از محدودیت‌های بحرانی نیز برجسته شده است؛ اگر قیمت سوخت بالا بماند و همچنان افزایش یابد، احتمال نابودی تقاضا وجود دارد، به خصوص اگر افزایش قیمت‌ها از ۱۵ تا ۲۰ درصد ثبت شده فعلی فراتر رود.

در عین حال، خطوط هوایی ضعیف‌تر از نظر مالی که در حال حاضر با حاشیه سود ناچیزی فعالیت می‌کنند، با فشارهایی روبرو هستند که توانایی پرداخت بدهی‌هایشان را تهدید می‌کند و در برخی بازارها نشانه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر هزینه‌های سوخت در سطوح فعلی ادامه یابد، شرکت‌ها ممکن است عملیات خود را متوقف کنند.

با این حال، بزرگترین خطر مربوط به قیمت نفت نیست، بلکه مربوط به در دسترس بودن آن است. اگر ناآرامی‌ها در خلیج فارس به طور قابل توجهی عرضه واقعی سوخت جت را مختل کند، ممکن است خطوط هوایی مجبور شوند هواپیماهای خود را صرف نظر از تقاضا زمین‌گیر کنند. در آن مرحله، مسئله دیگر اقتصادی نخواهد بود، بلکه یک مسئله سیستماتیک خواهد بود.

عناصری که نیاز به نظارت دارند:

خطرات عبور از تنگه هرمز: حتی اختلال جزئی، هزینه‌ها را افزایش می‌دهد و بر عرضه فشار می‌آورد.

حاشیه سود پالایش سوخت جت: شکاف‌های فزاینده نشان‌دهنده تنگناهای موجود در پالایش و توزیع است.

تورم قیمت بلیط: افزایش مداوم بیش از ۱۵ تا ۲۰ درصد، کاهش تقاضا را تهدید می‌کند.

کاهش ظرفیت خطوط هوایی: کاهش مسیرها منعکس کننده فشارهای ساختاری است، نه فقط افزایش هزینه‌ها.

محدودیت‌های واقعی عرضه: کمبودها – نه قیمت‌ها – نقطه شکست واقعی هستند.

هزینه جنگ اغلب با بشکه‌های نفت و تیترهای خبری سنجیده می‌شود، اما به طور فزاینده‌ای با چیزی مستقیم‌تر و واقع‌بینانه‌تر سنجیده می‌شود: افزایش هزینه‌های حمل و نقل.

سوخت جت ممکن است سهم کمتری از سیستم انرژی جهانی را تشکیل دهد، اما نقش آن بسیار فراتر از اندازه آن است. این سوخت امکان اتصال را فراهم می‌کند، از تجارت پشتیبانی می‌کند و کل بخش‌های اقتصاد جهانی را حفظ می‌کند. هنگامی که مختل می‌شود، اثرات آن تدریجی نیست، بلکه فوری و گسترده است.

اگر شرایط فعلی ادامه یابد، خطر واقعی نه تنها در افزایش قیمت بلیط، بلکه در فرسایش تدریجی ظرفیت حمل و نقل جهانی نیز نهفته است، و پیامدهای آن بسیار فراتر از بخش هوانوردی تا قلب اقتصاد جهانی گسترش خواهد یافت.

منبع: انتخاب
ارسال نظر