اقتصاد۲۴- بحران ناشی از تقابل ایران و آمریکا تنها یک مسئله در سیاست خارجی اروپا نیست، بلکه به عاملی تبدیل شده است که همزمان اقتصاد، سیاست و انسجام داخلی اتحادیه را تحت فشار قرار داده است. اروپا اکنون در موقعیتی قرار گرفته که نه توان کنترل کامل بحران را دارد و نه ابزار کافی برای محافظت از شهروندان خود در برابر پیامدهای جنگ.
در حالی که تقابلها میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد، اروپا با نگرانی شاهد تبدیل شدن این بحران از یک شوک اقتصادی به یک بحران سیاسی عمیق در درون اتحادیه است؛ بحرانی که میتواند به تضعیف بیشتر جریانهای میانهرو و طرفدار اتحادیه اروپا منجر شود.
افزایش قیمت انرژی، کاهش رشد اقتصادی و فشار بر دولتهای کمدرآمد شرایطی را رقم زده که رهبران اروپایی ابزار چندانی برای مهار آن در اختیار ندارند. همین مسئله نگرانی آنان از بیثباتی سیاسی را بیشتر کرده است.
پولیتیکو در گزارشی نوشت: در سراسر اروپا، دولتهای مستقر و نامحبوب با موجی از نارضایتی عمومی روبهرو هستند؛ موجی که میتواند در کشورهایی مانند فرانسه به پیروزی جریانهای راست افراطی از جمله رالی ملی در انتخابات آینده منجر شود.
به گفته شیموس بولاند، رئیس کمیته اقتصادی و اجتماعی اروپا، افزایش هزینه انرژی بهسرعت به بخشهای دیگر مانند غذا، حملونقل و مسکن سرایت کرده و بیشترین فشار را بر طبقات متوسط و پایین وارد میکند؛ موضوعی که به گفته او اعتماد عمومی به دولتها و حتی نهادهای اروپایی را تضعیف کرده و فضا را برای گرایشهای محافظهکارانه و ملیگرایی اقتصادی باز میکند.
این وضعیت محدود به فرانسه نیست. در بلغارستان همزمان با پیروزی رومن رادف، نگرانیها در میان دولتهای طرفدار اتحادیه اروپا افزایش پیدا کرده است.
در رومانی، بحران ائتلاف حاکم میتواند به سقوط نخستوزیر طرفدار اروپا، ایلِی بولوژان منجر شود. در آلمان نیز حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان در حال گسترش نفوذ خود در ایالتهای غربی است؛ جایی که قبلا پایگاه اصلی این حزب محسوب نمیشد.
در این میان، بحران محدودیت در تنگه هرمز در دستور کار نشست مقامات مالی اتحادیه اروپا در آتن قرار گرفته است. قرار است تا معاونان وزرای اقتصاد ۲۷ کشور عضو درباره راههای کاهش اثرات اقتصادی این جنگ بدون ایجاد بحران بدهی جدید گفتوگو کنند. این نشست مقدمهای برای ادامه بحث در بروکسل است؛ نشستی که دولتها باید بودجه سال آینده خود را تدوین کنند.
یکی از کمیسرهای ارشد اقتصادی اتحادیه اروپا به نام والدیس دومبروسکیس هشدار داده است که اقتصاد اروپا پیش از این نیز ضعیف بوده و اکنون شوک ناشی از بحران ایران میتواند پیامدهای آن را بهمراتب بیشتر کند.
بیشتر بخوانید:طلای سیاه در گرداب بحران خاورمیانه/ کاهش تقاضای جهانی نفت روزانه حدود ۸۰ هزار بشکه
او تأکید کرده که افزایش قیمت انرژی از طریق بسته شدن تنگه هرمز در حال گسترش به کل اقتصاد بوده و دولتها باید تنها از اقدامات موقت و هدفمند استفاده کنند، زیرا ظرفیت مالی آنها پس از بحران کرونا و جنگ اوکراین محدود شده است.
ادامه بنبست میان واشنگتن و تهران باعث شده تا تنگه هرمز همچنان برای کشتیرانی تجاری محدود باشد. این درحالی است که قیمت نفت با رقمی بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه تثبیت شده است. این وضعیت اقتصاد اروپا را همزمان با افزایش تورم، به روند کاهش رشد اقتصادی کشانده است؛ وضعیتی که مقامات اروپایی آن را رکود تورمی توصیف میکنند.
اقتصاددانان اروپایی از جمله ماریو دراگی، پیشتر هشدار داده بودند که در صورت عدم اصلاحات ساختاری، اروپا بهاحتمال زیاد ا وارد دورهای از فرسایش تدریجی شود.
اکنون رهبران سیاسی نیز این نگرانی را به صورت علنیتر مطرح میکنند. امانوئل مکرون در نشست اخیر خود با رهبران اروپایی هشدار داد که در شرایطی که آمریکا، روسیه و چین در برابر اروپا موضعی واحد گرفتهاند، اتحادیه اروپا در لحظهای تعیینکننده برای بازیابی توان خود قرار دارد.
همزمان با بحران انرژی، اختلافات قدیمی میان کشورهای شمالی و جنوبی اروپا هم دوباره تشدید شده است. مذاکرات مربوط به بودجه ۱.۸ تریلیون یورویی اتحادیه اروپا برای دوره ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۴ به میدان جدال تبدیل شده است. در این میان کشورهای شمالی خواستار کاهش هزینهها و تمرکز بر دفاع هستند، در حالی که کشورهای جنوبی بر نیاز به حمایت اقتصادی تأکید دارند.
از سال ۲۰۲۸، اتحادیه اروپا باید سالانه ۲۵ میلیارد یورو از بدهیهای مربوط به دوران دوران را پرداخت کند؛ موضوعی که فشار مالی بیشتری را بر کشورهای عضو وارد میکند. مکرون همچنین این وضعیت را غیرمنطقی توصیف کرده و هشدار داده که بازپرداخت سریع بدهیها در شرایط فعلی اقتصادی، تصمیمی نادرست است.
بنابراین، بحران ناشی از تقابل ایران و آمریکا تنها یک مسئله در سیاست خارجی اروپا نیست، بلکه به عاملی تبدیل شده است که همزمان اقتصاد، سیاست و انسجام داخلی اتحادیه را تحت فشار قرار داده است. اروپا اکنون در موقعیتی قرار گرفته که نه توان کنترل کامل بحران را دارد و نه ابزار کافی برای محافظت از شهروندان خود در برابر پیامدهای جنگ.