اقتصاد۲۴-زهرا عرب درباره شیوه هایی که بازار سرمایه میتواند به احیاء صنایع فولادی و پتروشیمی کمک کند، گفت: در شرایط کنونی اقتصاد کشور و نیاز مبرم به بازسازی زیرساختهای حیاتی، بازار سرمایه می تواند به عنوان موتوری برای هدایت نقدینگی به سوی صنایع کلیدی اقتصادی، یعنی فولاد و پتروشیمی، عمل میکند تا چرخه تولید و صادرات دوباره روی ریلِ خود بیفتد.
وی ادامه داد: آسیب دیدن این شرکتها تولید را کم میکند، صادرات دچار اختلال میشود، هزینهها بالا میرود و همه چیز در نهایت خودش را به سود و سپس قیمت سهم نشان میدهد. برای کسی که از قبل سهامدار است، دیدن افت قیمت و ناتوانی در فروش منطقی، به ویژه وقتی بازار طوری رفتار میکند که مجبور میشود سهم خود را حتی با نصف ارزش معامله کند دردناک است.
عرب افزود: فروش اوراق تبعی میتواند در چنین شرایطی مثل یک مُسکن عمل کند. اینکه سهامدار با خرید این اوراق این حق را بدست می آورد که سهم را با یک قیمت مشخص میتواند بفروشد حتی اگر بازار در مسیر ریزش حرکت کند در اتفاقات حساس مثل روزهای بیاعتمادیِ شدید یا شوکهایی از جنس جنگ. وقتی همه دنبال خروجاند و فروشندهها زیاد میشوند، همین سازوکار میتواند برای سهامداری که گیر افتاده، به یک مُسکن روانی و مالی تبدیل شود. نتیجه مستقیم هم این است که چون سهامدار خیالش راحتتر است، کمتر میفروشد؛ پس فشار فروش کاهش پیدا میکند و روند سقوط سهم، فرصتِ نفس کشیدن مییابد.
این تحلیلگر بازار سرمایه با بیان نکته که زمانی که یک شرکت یا نهاد «اوراق تبعی» میفروشد، در واقع به زبان بیزبانی اعلام میکند من میخواهم سهم ام مثل یک قربانیِ صف فروش، فرو نریزد، ادامه داد: در بازار ایران که اعتماد سرمایهگذار کالایی کمیاب است، همین سیگنال حمایت، برای مدیریت روان بازار حیاتی است. اما واقع بینانه هم باید دید، اوراق تبعی هم هزینه دارد، هم محدودیت زمانی. این حمایت معمولا کوتاهمدت است؛ چرا که این ابزار اساسا زمان خریدن است، نه حلِ دائمی همه ریشهها. اگر شرایط به موقع تغییر نکند یا محرکهای واقعی مثل تخفیف خوراک پتروشیمی، افزایش نرخ ارز، تسهیل صادرات، یا کاهش محدودیتها وارد فاز اجرایی نشوند، ممکن است فشار فروش دوباره برگردد و سهم دوباره مسیر ریزش را تجربه کند.
او در پایان تصریح کرد: با این حال، اگر حمایتها واقعا به یک بسته هماهنگ تبدیل شوند یعنی هم اوراق تبعی و هم پشتیبانی حقوقی و هم سیاستهای عملیاتی که آینده سودآوری را قابل پیشبینی کند، آنوقت نگه داشتن سهم دیگر ریسک بیپناهی نیست. تبدیل میشود به صبرِ هدفمند. در چنین حالتی، سهامدار منطقی میتواند به جای فروشِ از سرِ ترس، زمان بخرد؛ و زمان، وقتی شرایطِ کلان اصلاح شود، میتواند سهم را از مسیر سقوط نجات بدهد و حتی به مسیر رشد برگرداند.