اقتصاد۲۴- بازار کار، پیش از آنکه در آمارها فرو بریزد، در ذهنها متوقف میشود. جنگ، تنها زیرساختها و کسبوکارها را هدف نمیگیرد؛ بلکه افق پیشبینیپذیری را از بین میبرد و تصمیمگیری اقتصادی را به تعویق میاندازد.
بر اساس گزارشهای International Labour Organization، تنشهای ژئوپلیتیک و بحرانهای منطقهای میتواند به کاهش قابلتوجه در ایجاد فرصتهای شغلی منجر شود؛ بهطوریکه پیشبینی شده حدود ۷ میلیون شغل کمتر از برآوردهای قبلی در سطح جهان ایجاد شود.
این یعنی، در زبان سادهتر، جنگ فقط شغلها را نابود نمیکند؛ «امید به شغل» را نیز از بین میبرد. از اوکراین تا خاورمیانه، بازار کار در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ شرکتها استخدام را به تعویق میاندازند، سرمایهگذاریها متوقف میشود و نیروی کار، میان ماندن و رفتن معلق میماند.
در ایران نیز، این وضعیت با شدت بیشتری خود را نشان داده است؛ جایی که جنگ، در کنار قطعی طولانیمدت اینترنت، نهتنها فرصتهای شغلی را محدود کرده، بلکه بخشهایی از اقتصاد، بهویژه اقتصاد دیجیتال، را عملاً فلج کرده است.
در چنین بستری، دادههای پلتفرم جابویژن، تصویری دقیق از عمق بحران ارائه میدهد: ثبت ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، رکوردی که نسبت به سقف قبلی ۲۱۲ هزار رزومه، رشدی ۵۰ درصدی را نشان میدهد. این عدد، تنها یک رکورد نیست؛ بلکه نشانهای از ریزش گسترده مشاغل و افزایش اضطراب معیشتی است.
به گزارش جاب ویژن در مقابل، آمار آگهیهای استخدامی کاهش یافته است؛ یعنی همزمان با افزایش شدید تقاضا، عرضه فرصتهای شغلی کوچکتر شده است. این همان نقطهای است که بازار کار وارد فاز «عدم تعادل حاد» میشود؛ جایی که رقابت افزایش مییابد، اما امکان جذب کاهش پیدا میکند.
آنچه امروز در رفتار کارجویان دیده میشود، پیشتر در سطح سیاستگذاری هشدار داده شده بود. برآوردهای رسمی از حذف بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر در اثر جنگ خبر میدهد؛ روندی که با دادههای جدید، نشانهای از تداوم آن دیده میشود.
در این میان، کسبوکارها برای بقا، به کوچکسازی روی آوردهاند. گزارشها نشان میدهد برخی شرکتهای فعال در حوزه اینترنت، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد نیروی انسانی خود را تعدیل کردهاند. این الگو در بسیاری از استارتاپها و شرکتهای وابسته به اینترنت نیز قابل مشاهده است.
دادههای جابویژن نشان میدهد که شکاف میان عرضه و تقاضای نیروی کار، که پیشتر نیز وجود داشت، در ماههای اخیر بهشدت عمیقتر شده است. رشد انفجاری ارسال رزومهها در کنار کاهش فرصتهای شغلی، تصویری از بازاری ارائه میدهد که در آن، تقاضا به اوج رسیده، اما ظرفیت جذب کاهش یافته است.
بر اساس گزارشهای بازار کار در کشورهایی مانند ایالات متحده، هر موقعیت شغلی بهطور متوسط با صدها رزومه مواجه میشود و در برخی برآوردها این عدد به حدود ۲۵۰ درخواست برای هر موقعیت میرسد؛ در حالی که تنها حدود ۳ درصد از متقاضیان به مرحله مصاحبه راه پیدا میکنند. این دادهها نشان میدهد مسئله امروز بازار کار، صرفاً بیکاری نیست، بلکه تراکم رقابت است.
در چنین شرایطی، حتی افراد شاغل نیز بهطور همزمان در حال جستوجوی فرصتهای جدید هستند؛ پدیدهای که میتوان آن را نوعی ناامنی شغلی مزمن دانست. از این منظر، عدد ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، نهفقط نشانه افزایش بیکاری، بلکه نشانه انفجار رقابت برای دستیابی به فرصتهای محدود است.
در دل این تحولات، زنان بیش از سایر گروهها آسیب دیدهاند. دادههای داخلی نشان میدهد، جمعیت زنان شاغل حدود ۲۳۳ هزار نفر کاهش یافته، در حالی که اشتغال مردان افزایش داشته است. نرخ بیکاری زنان نیز از ۱۴.۲ به ۱۵ درصد رسیده، در حالی که برای مردان کاهش یافته است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی زنان نیز افت کرده و به ۱۲.۲ درصد رسیده است.
این روند، با دادههای جهانی نیز همخوانی دارد. بر اساس گزارشهای International Labour Organization و مطالعات منتشرشده در رسانههایی مانند Euronews، حدود ۴۱ درصد از مشاغلی که زنان در آنها حضور دارند، در معرض تغییر یا حذف ناشی از فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی قرار دارند. همچنین گزارشهای Deloitte نشان میدهد با وجود سهم تقریباً برابر زنان در جمعیت، تنها حدود ۴۰ درصد نیروی کار جهان را زنان تشکیل میدهند و در عین حال، فقط ۵ درصد آنها تمایل دارند بیش از پنج سال در شغل فعلی خود باقی بمانند.
این اعداد، روایتی روشن دارند: ناامنی شغلی، فرسودگی و خروج تدریجی زنان از بازار کار. بازاری که بهنظر میرسد بیش از گذشته زنانه شده، اما همزمان، ناپایدارتر و بیثباتتر نیز هست.
الگوی تعدیلها نشان میدهد مشاغلی که وابستگی بالایی به اینترنت، تقاضای بازار و یا ساختارهای تکراری دارند، بیش از سایر حوزهها آسیب دیدهاند. در ایران، این وضعیت در حوزههایی مانند:
استارتاپها و اقتصاد دیجیتال
تولید محتوا و بازاریابی آنلاین
پشتیبانی مشتری و خدمات دیجیتال
و برخی مشاغل اداری
بیشتر دیده میشود؛ جایی که قطعی اینترنت و افت تقاضا، بهطور مستقیم به کاهش فرصتهای شغلی منجر شده است.
در میان این اعداد، تجربههای انسانی، عمق بحران را ملموستر میکند. یک کارشناس تولید محتوا میگوید: «پروژه هست، اما کوتاهمدت و بدون قرارداد. درآمدها هم نسبت به قبل بهشدت پایینتر آمده است.»
یک برنامهنویس که بهتازگی تعدیل شده، میگوید: «بیش از ۴۰ رزومه فرستادم، اما یا پاسخی نگرفتم یا پیشنهادها بسیار پایینتر از حد انتظار بود.»
در حوزه فروش نیز شرایط مشابه است: «شرکتها بیشتر دنبال کار پورسانتی هستند. حقوق ثابت یا حذف شده یا بسیار ناچیز است.»
این روایتها نشان میدهد مسئله فقط نبود شغل نیست؛ بلکه از بین رفتن کیفیت، ثبات و امنیت شغلی است.
کاهش نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۰.۱ به ۳۹.۷ درصد، نشانهای دیگر از این وضعیت است؛ یعنی بخشی از جمعیت در سن کار، حتی از ورود به بازار کار نیز منصرف شدهاند. این اتفاق معمولاً زمانی رخ میدهد که امید به یافتن شغل کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، افزایش فقر و فشار معیشتی نیز به این چرخه دامن میزند؛ بهطوری که حتی شاغلان نیز به دنبال شغل دوم یا تغییر شغل هستند.
بازار کار ایران اکنون در نقطهای ایستاده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با شاخصهای سنتی بیکاری توضیح داد. افزایش تقاضا، کاهش فرصتها، رشد رقابت و افت کیفیت شغلها، همگی نشانههایی از تغییر عمیق در ماهیت کار هستند. ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز، تنها یک رکورد نیست؛ روایتی است از بازاری که در آن، شغل کمتر شده، رقابت بیشتر شده و آینده، بیش از هر زمان دیگری در ابهام قرار گرفته است.