تاریخ انتشار: ۱۲:۳۴ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
در پی جنگ علیه ایران:

برندگان و بازندگان جنگ انرژی در خاورمیانه / درسی که رویارویی ایالات متحده و اسرائیل با ایران برای جهان داشت

جنگ آمریکا علیه ایران و محاصره دوگانه تنگه هرمز توسط دو بازیگر حقیقتی را برای جهان امروز عریان کرد، کشورهایی که در حوزه انرژی مستقل هستند بیش از سایر کشورها قدرت مانور دارند، در مقابل کشورهای وابسته ناچارند برای تامین سوخت مورد نظر خود موضعی اتخاذ کنند که چندان مقبول نیست.

اقتصاد۲۴- برای خاورمیانه، جنگ با ایران درسی دوباره بود که نشان داد تفرقه و رقابت چگونه می‌توانند به خشونت بی‌امان منجر شوند. اما برای بیشتر کشورهای جهان، این جنگ درس دیگری داشت: آسیب‌پذیری‌های سیاسی ناشی از وابستگی به انرژی برجسته است. وقتی تنگه هرمز در اوایل ماه مارس عملا بسته و حدود یک‌پنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از دسترس خارج شد، کشورهای گوناگون با افزایش سرسام‌آور قیمت نفت و گاز مواجه شدند.

در ۲۴ مارس، فیلیپین نخستین کشوری بود که وضعیت اضطراری ملی برای انرژی اعلام کرد. زامبیا برای سه ماه مالیات بر سوخت را لغو کرد، این تصمیم، به دولت پیش‌ازاین‌بدهکارش 100 میلیون دلار ضرر زد. اسلوونی نیز سهمیه‌بندی سوخت را آغاز کرده. دیگر دولت‌ها هم اقدامات مشابهی انجام داده‌اند. بعضی از بازیگران حتی مستقیما با تهران برای عبور ایمن نفت‌کش‌هایشان وارد مذاکره شده‌اند.

درسی که ایران به جهان داد

نشریه فارن افرز با اشاره به گزاره‌های فوق در این باره نوشت: هرج‌ومرج حاکم، بیداری سیاسی را به همراه داشته است. کشورهای وابسته به سوخت‌های فسیلی وارداتی، حالا دریافته‌اند که دولت‌های بیگانه به راحتی می‌توانند نیاز اساسی آن‌ها را سلب و بدین‌ترتیب، حاکمیتشان را تضعیف نمایند. برای نمونه، کشورهای وابسته خود را در مواجهه با جنگ در ایران فلج می‌بینند. همگی خواهان پایان جنگ هستند، اما قادر نیستند در ارتباط با تهران — که کنترل تنگه را در دست دارد — کاری کنند. آنها همچنین در برابر واشنگتن نیز منعف هستند و به انتقادهای ملایم بسنده می‌کنند.

در سوی دیگر، کشورهایی که صنایع انرژی داخلی قدرتمندی ساخته‌اند، با خیالی آسوده از حملات انتقاد کرده و به طرفین درگیر فشار آورده‌اند تا دست از جنگ بردارند. جهان دریافته که استقلال انرژی، شکلی از استقلال سیاسی است و نظام‌های انرژی‌محور امکان یا عدم امکان کنش‌های ژئوپلیتیکی را تعیین می‌کنند. این همان واقع‌گرایی سیاسی است که هم‌اکنون دولت‌ها را به دور شدن از واردات سوخت و حرکت به سمت تقویت توان داخلی سوق داده است.

برندگان و بازندگان جنگ در خاورمیانه

از منظر کشورها دارای ذخایر عظیم نفت و گاز بهترین راه برای رسیدن به استقلال انرژی، سرمایه‌گذاری بیشتر در انرژی‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی و برق‌آبی است. یکی از کشورهایی که اکنون بر زنجیره تامین این فناوری‌ها تسلط دارد، چین است. پکن صدها میلیارد دلار برای ایجاد شرکت‌های بزرگ انرژی پاک سرمایه‌گذاری کرده و این شرکت‌ها اکنون محصولات خود را به سراسر جهان صادر می‌کنند.

در مقابل، ایالات متحده به تازگی سرمایه‌گذاری در فناوری پاک را کنار گذاشته و هزینه خود را دوچندان کرده بر روی سوخت‌های فسیلی که هیچ کشور دیگری خواهان آن نیست، متمرکز شده است. بنابراین، ممکن است پکن از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به عنوان برنده بیرون آید و واشنگتن بازنده نهایی باشد.

برای درک اینکه بحران انرژی چگونه رفتار کشورها را شکل خواهد داد، به جنوب شرقی آسیا نگاه کنید؛ منطقه‌ای که بیش از همه به نفت و گاز عبوری از تنگه وابسته است (بیش از نیمی از نفت این منطقه از خلیج فارس تامین می‌شود) و به همین دلیل، بیشترین آسیب را از بسته شدن تنگه متحمل شده است.

لائوس مجبور شده صدها جایگاه سوخت را تعطیل کند و هفته تحصیلی را به چهار روز کاهش دهد تا از اتمام انرژی جلوگیری نماید. در ویتنام، قیمت گازوئیل ۴۰ درصد افزایش یافته است. در اندونزی، کسری بودجه سر به فلک کشیده در حالی که ارزش پول ملی سقوط کرده است.

در نتیجه، این منطقه به طرز شگفت‌آوری در برابر این درگیری سکوت کرده، از ترس اینکه مبادا تهران یا واشنگتن را برنجاند و توانایی خود را برای دریافت هر مقدار نفت وارداتی که هنوز امکان‌پذیر است، به خطر بیندازد. اندونزی مستقیما با ایران مذاکره کرده تا عبور نفت‌کش‌های عازم بنادر خلیج فارس را از طریق تنگه تضمین نماید.

چرایی پیشی گرفتن پاکستان از هند

دیگر کشورهای آسیایی نیز با مشکلاتی مشابه مواجه شده‌اند. برای مثال، هند خود را پیشوای به اصطلاح «جهان جنوب» می‌داند و در ماه‌های اخیر بارها به دلیل تعرفه‌های بالای آمریکا، واشنگتن را مورد سرزنش قرار داده است. اما دو سوم از هر سه بشکه نفت وارداتی هند از تنگه هرمز عبور می‌کند و به همین دلیل، اکنون این کشور با بحران انرژی‌ روبه‌روست که برای حل آن به کمک ایالات متحده نیاز دارد.

از این رو، هند وقتی آمریکا یک ناو جنگی ایران را در اقیانوس هند غرق کرد، با این که آن ناو از سوی دهلی نو برای شرکت در رزمایش‌های دریایی به این منطقه دعوت شده بود، سکوت کرد. از همین رو می‌توان گفت تلاش این کشور برای آنکه واشنگتن را عصبانی نکند، تاکنون نتیجه نداده است: زمانی که تنگه بسته شد، ایالات متحده تحریم‌ها علیه تجارت جهانی نفت روسیه را تسهیل کرد و نخستین استثناها به هند اعطا گردید. واشنگتن همچنین به این کشور اجازه داد در مارس و آوریل از ایران نفت بخرد. اما مقامات هندی بی‌گمان ترجیح می‌دادند که بتوانند آزادانه سخن بگویند و مانند رهبران جهان رفتار کنند.

در عوض، این فرصت برای پاکستان — رقیب هند — فراهم شد. پاکستان به اندازه هند به واردات سوخت‌های فسیلی وابسته نیست، شاید به دلیل انفجار در انرژی تجدیدپذیر. سهم انرژی خورشیدی در تولید برق پاکستان از کمتر از سه درصد در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۳۲ درصد تا پایان سال ۲۰۲۵ رسیده که یکی از گذارهای سریع انرژی در جهان به شمار می‌رود.

این رشد عمدتا ناشی از نیروهای بازار است، زیرا ترکیب کاهش قیمت پنل‌های خورشیدی چینی و افزایش قیمت برق شبکه، خانوارها و کسب‌وکارها را به نصب سامانه‌های خورشیدی روی پشت‌بام با سرعتی چشمگیر ترغیب کرد. تحلیل اخیر تخمین زده که رونق خورشیدی به پاکستان اجازه داده از سال ۲۰۲۰ تاکنون از واردات بیش از ۱۲ میلیارد دلاری نفت و گاز جلوگیری کند که از این میزان، ۶.۳ میلیارد دلار صرفه‌جویی تنها برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌شود.

اسلام‌آباد به نوبه خود، برای پایان دادن به جنگ دست به سازماندهی مذاکرات زد و میزبان مقامات ارشد ایران و ایالات متحده بود و هر دو طرف را به امضای توافق دائمی تشویق کرده است. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و عاصم منیر (رهبر عملی این کشور) حتی برای برقراری آتش‌بس ۸ آوریل بین دو طرف میانجیگری کردند.

پاکستان همواره یک میانجی منطقی به نظر می‌رسید، بالاخص با توجه به روابط تاریخی‌اش با تهران و واشنگتن. اما بدون استقلال مادی‌ که سیستم انرژی‌ برایش فراهم کرده، این بازیگر به‌سختی می‌توانست به عنوان یک واسطه مستقل عمل کند. در دو هفته گذشته، شریف بر گذار انرژی پاکستان تاکید دوچندانی کرده و خواستار آن شده که طی دهه آینده، انرژی تجدیدپذیر به ۹۰ درصد سبد انرژی کشور تبدیل شود.

انرژی، پاشنه آشیل بازیگران وابسته

فارن افرز در ادامه یادداشت خود آورد: واگرایی میان کشورهای وابسته به واردات و کشورهای غیروابسته، فراتر از آسیا نیز مشهود است. اسپانیا بیش از ۵۶ درصد برق خود را از انرژی‌های تجدیدپذیر، عمدتا بادی و خورشیدی، تامین می‌کند. در نتیجه، نه تنها در طول جنگ، پایین‌ترین قبض‌های انرژی را در اروپا داشته، بلکه دولت این کشور مانع استفاده ایالات متحده از پایگاه‌های نظامی‌اش برای عملیات علیه ایران شده؛ موضعی که برای دیگر متحدان ناتو که استقلال انرژی کمتری دارند، غیرقابل‌تصور است.

شبکه برق برزیل نیز عمدتا بر نیروی برق‌آبی، بادی و خورشیدی تکیه دارد. به محض شروع بمباران‌ها، لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور برزیل، بلافاصله اعلام کرد که کشورش مخالف حملات است. هر دوی این مواضع عمدتا با اصطلاحات ایدئولوژیک توضیح داده شدند: پدرو سانچز، رئیس‌جمهور اسپانیا، رهبر ائتلاف چپ‌گرا و لولا به عنوان چهره چپ‌گرای مترقی دوست دارند خود را رهبر «جهان جنوب» بنامند. اما هر دو کشور هنوز به فضای مانور اقتصادی نیاز داشتند.

برای درک علت، این گروه از کشورها را با آفریقای جنوبی مقایسه کنید. این کشور نیز توسط حزبی رهبری می‌شود که همواره خود را چپ‌گرا دانسته و با ایران روابط دوستانه دارد و مدت‌هاست خود را به عنوان رهبر جهان غیرغربی معرفی می‌کند. اما واردات گازوئیل و بنزین آن عمدتا از تنگه هرمز عبور می‌کند و دولت مجبور شده تصمیم پرهزینه کاهش مالیات سوخت را اتخاذ کند تا از واکنش منفی داخلی جلوگیری نماید. این کشور در انتقاد از ایالات متحده و اسرائیل نسبتا سکوت کرده؛ به تازگی نیز یک وزیر دوران آپارتاید را به عنوان سفیر خود در ایالات متحده منصوب کرده تا دولت ترامپ را راضی نگه دارد.

بیدارباش سخت

در مواجهه با شوک‌های نفتی گذشته، دولت‌ها اغلب سیستم‌های انرژی خود را بازطراحی کرده‌اند. برای مثال، بحران‌های نفتی عرب‌ها در دهه ۱۹۷۰، تا حد زیادی ماحصل استقلال انرژی امروز برزیل به شمار می‌رود. در آن زمان، این کشور به شدت از بازارهای بین‌المللی نفت تاثیر می‌پذیرفت. اما حاکمانش مصمم شدند که هرگز غافلگیر نشوند، از این رو پنج سد بزرگ برق‌آبی احداث کردند و یک سیاست صنعتی برای حمایت از سوخت اتانول نیشکری اجرایی کردند.

پوستری برای برنامه اتانول به نام «پروآلکول» در سال ۱۹۷۹ تصویری داشت که امروز به طرز شگفت‌آوری آشناست: یک نفت‌کش در حال عبور از کنار یک مین دریایی در شاهراهی که می‌توانست تنگه هرمز باشد. زیرنویس آن می‌گفت: «اتانولی که در ماشین شماست، از اینجا عبور نمی‌کند.» در گوشه پوستر، شعار پروآلکول چنین بود: «اگر آن را داشته باشی، به هیچکس وابسته نیستی.»

امروزه، بیش از ۸۰ درصد خودروهای در حال تردد در برزیل با موتورهایی کار می‌کنند که می‌توانند هم بنزین و هم اتانول را بسوزانند. شبکه برق این کشور نیز یکی از پاک‌ترین شبکه‌های جهان است و نزدیک به ۹۰ درصد آن را نیروگاه‌های برق‌آبی، بادی و خورشیدی تشکیل می‌دهند.

بحران هرمز تقریبا به طور قطع گروه جدیدی از کشورها را به سمت استقلال انرژی بیشتر سوق خواهد داد. برای این کار، برخی از آنها سرمایه‌گذاری بیشتری روی سوخت‌های فسیلی خواهند کرد. فیلیپین تولید برق از زغال سنگ را افزایش داده و استفاده از سوخت‌های درجه‌پایین‌تر با آلایندگی بالاتر را برای افزایش طول عمر ذخایر موجود مجاز کرده است. تایلند نیز برای جایگزینی گاز طبیعی مایع از دست رفته، به زغال سنگ روی آورده است. اندونزی هم تولید زغال سنگ را تقویت کرده است.

دولت‌ها همچنین سرمایه‌گذاری بیشتری روی انرژی‌های تجدیدپذیر انجام می‌دهند. برای نمونه، ویتنام در شش سال گذشته بیش از ۸۰ پروژه بزرگ انرژی تجدیدپذیر از جمله بادی فراساحلی و برق‌آبی را تصویب کرده است. همچنین روند پذیرش خودروهای برقی و ساخت زیرساخت‌های شارژ را تسریع می‌بخشد. تایلند اگرچه روی زغال سنگ سرمایه‌گذاری می‌کند، اما برنامه خورشیدی مسکونی خود را نیز احیا کرده است.

همزمان رئیس‌جمهور اندونزی، اعلام کرده که می‌خواهد در سه سال آینده ۱۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید خورشیدی بسازد. او در یک مجمع تجاری اخیر، بحران ایران را «بیدارباشی سخت» توصیف کرد که گذار به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر را شتاب می‌بخشد. او متعهد شده که طی سه سال، یارانه‌های عظیم سوخت اندونزی — که عنصری حیاتی در مدل اقتصادی‑سیاسی مبتنی بر سوخت فسیلی این کشور بوده — را حذف کند. او همچنین اعلام کرده که تمام خودروهای این کشور در نهایت برقی خواهند شد.

برگ برنده پکن

این سرمایه‌گذاری‌ها به شکلی نامتناسب به سمت یک کشور سرازیر خواهد شد: چین. پکن دهه‌ها صرف کرده تا تریلیون‌ها دلار در تولیدات انرژی تجدیدپذیر و برقی‌سازی سرمایه‌گذاری کند و اکنون به تولیدکننده غالب فناوری انرژی پاک در جهان تبدیل شده است. این کشور بیش از هر کشور دیگری پنل خورشیدی تولید می‌کند.

چین میزبان شرکت CATL، بزرگترین تولیدکننده باتری در جهان، و شرکت BYD، پرفروش‌ترین خودروساز برقی جهان است. بر اساس داده‌های دو سال اخیر، به نظر می‌رسد چین اکنون به قله انتشار کربن خود رسیده باشد.به لطف این تغییرات، پکن برای مدیریت بحران کنونی بهتر از هر واردکننده عمدهٔ نفت دیگری آماده بود و اکنون در بهترین موقعیت برای بهره‌گیری از آن قرار دارد.

از زمان آغاز جنگ، ارزش سه تولیدکننده بزرگ باتری در جهان — CATL چین، BYD و Sungrow — در مجموع بیش از ۷۰ میلیارد دلار افزایش یافته که با وجود افزایش سرسام‌آور قیمت نفت، بسیار فراتر از افزایش سهام شرکت‌های بزرگ نفتی است.

در این میان نظرسنجی سالانه رهبران افکار عمومی جنوب شرقی آسیا که توسط ISEAS، موسسه تحقیقاتی برجسته در سنگاپور انجام شده و این ماه منتشر گردیده، نشان می‌دهد که رهبری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به بزرگترین نگرانی ژئوپلیتیک آنان تبدیل شده و چین از آمریکا به عنوان شریک ابرقدرت مورد علاقه‌شان پیشی گرفته است. جنگ، شتاب‌بخش یک حرکت سیاسی به دور از واشنگتن در سراسر آسیاستو بحران انرژی، سازوکار مادی محرک این حرکت است.

ایالات متحده امیدوار است که همچنان بتواند از بحران هرمز به نفع خود استفاده کند، بالاخص با عرضه هیدروکربن‌های بیشتر به جهان. در سال گذشته، دولت ترامپ از محدود کردن صادرات نفت خودداری کرده — حتی اگر این کار می‌توانست به مصرف‌کنندگان داخلی سوخت کمک کند — و معافیت‌های تحریمی صادر کرده تا نفت روسیه به جریان خود در خارج از کشور ادامه دهد.

شرکت مالی توسعه بین‌المللی ایالات متحده که پیشتر از تامین مالی پروژه‌های نفت و گاز در خارج از کشور منع شده بود، وام‌دهی خود را دقیقا به سمت چنین زیرساخت‌هایی در جهان در حال توسعه سوق داده است. ترامپ همچنین از متحدان اروپایی خود خواسته تا برای ادامه تضمین‌های امنیتی، قراردادهای بلندمدت گاز طبیعی مایع با تامین‌کنندگان آمریکایی منعقد کنند.

اما واقعیت این است که جنگ، پیشنهادهای واشنگتن را بسیار کمتر از آنچه پکن ارائه می‌دهد جذاب کرده است. اگرچه برخی از مقامات خارجی ناگزیر نگرانی‌هایی درباره اتکا به چین برای ساخت زیرساخت‌های مورد نیاز سیستم‌های انرژی تجدیدپذیر خواهند داشت، اما منابع انرژی این سیستم‌ها — باد و خورشید — بر خلاف نفت و گاز، به سادگی نمی‌توانند توسط یک تنگه ژئوپلیتیک به دام افتند.

در همین حال، جهان در حال تجربه کردن معنای وابستگی به تنگه‌های سوخت فسیلی است: سهمیه‌بندی، هفته‌های تحصیلی کوتاه‌شده، بودجه‌های در حال فروپاشی، تعطیلی صنایع و فلج شدن سیاسی. آنها همچنین می‌دانند که عرضه سوخت‌های فسیلی همیشه پس از پایان یک بحران به حالت عادی باز نمی‌گردد. برای نمونه، قطر اعلام کرده که سال‌ها طول می‌کشد تا تاسیسات گاز طبیعی مایع راس لفان دوباره به ظرفیت کامل بازگردد و در این میان، قراردادهای تامین بلندمدت خود با بلژیک، چین، ایتالیا و کره جنوبی را معلق اعلام کرده است.

با این حال هیچ‌یک از اینها به این معنا نیست که سیستم‌های انرژی تنها عامل تعیین‌کننده سیاست خارجی هستند. ایدئولوژی، ساختارهای ائتلافی، سیاست داخلی و روابط تاریخی همگی شکل‌دهنده موضع‌گیری کشورها هستند. اما این عوامل در محدودیت‌هایی عمل می‌کنند که توسط سیستم‌های انرژی تعیین می‌شوند. و برای بخش بزرگی از جهان جنوب، درس این جنگ این است که حاکمیت ژئوپلیتیک مستلزم توانایی تولید برق به شکلی مستقل است.

منبع: تجارت نیوز
ارسال نظر