اقتصاد۲۴- بازار خودرو در ایران دیگر فقط یک بازار مصرفی نیست؛ آینهای است از وضعیت اقتصاد، قدرت خرید مردم و حتی تغییرات طبقاتی جامعه. اگر زمانی خانوادههای طبقه متوسط میتوانستند میان پراید، پژو، سمند، تندر۹۰ یا خودروهای مونتاژی اقتصادی دست به انتخاب بزنند، حالا بخش بزرگی از همان طبقه متوسط یا بهطور کامل از بازار حذف شده یا ناچار است در پایینترین لایه بازار دنبال خودرو بگردد. گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس درباره وضعیت صنعت خودرو در ششماهه نخست ۱۴۰۴، تصویری دقیق و البته نگرانکننده از همین تغییر ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد بازار خودرو ایران دیگر بازاری متنوع نیست و بخش اعظم تقاضا در کف بازار متمرکز شده است.
بر اساس این گزارش، نزدیک به ۷۰ درصد ارزش بازار خودرو مربوط به خودروهای ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان است و در مجموع حدود ۸۵ درصد تقاضای بازار در محدوده خودروهای زیر ۱.۵ میلیارد تومان قرار دارد. این یعنی برخلاف تصویری که نمایشگاههای خودرو، تبلیغات مونتاژیها و ویترین کراساوورهای چینی نشان میدهند، اکثریت جامعه اساساً در آن بازار حضور ندارند. مردم هنوز در همان بازار خودروهای اقتصادی و نیمهاقتصادی ماندهاند، اما مشکل اینجاست که حتی آن بازار هم دیگر «اقتصادی» نیست.
دادههای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد بازار خودرو کشور به خودروهای کمتر از یک میلیارد تومان اختصاص دارد؛ خودروهایی که تقریباً همگی تولید ایران خودرو و سایپا هستند. این یعنی با وجود رشد شدید مونتاژ خودروهای چینی، همچنان ستون اصلی بازار روی دوش خودروهای داخلی ارزانتر قرار دارد؛ همان خودروهایی که سالهاست کیفیت، ایمنی و فناوری آنها محل انتقاد است، اما برای بخش بزرگی از جامعه هیچ جایگزین واقعی دیگری وجود ندارد.
شاید مهمترین نکته گزارش همین باشد؛ سیاستگذاری خودرو در ایران طی سالهای اخیر عملاً از سمت تقاضای واقعی جامعه جدا شده است. در حالی که مردم در بازار زیر یک میلیارد تومان دنبال خودرو میگردند، بخش مهمی از تولید و واردات به سمت خودروهای میلیاردی، کراساوورهای مونتاژی و محصولات کمتیراژ رفته است. نتیجه این سیاست، شکلگیری بازاری دوپاره است؛ بازاری که در یک سمت آن خودروهای گرانقیمت با مشتری محدود قرار دارند و در سمت دیگر، انبوه مردمی که هر سال قدرت خریدشان کمتر میشود.
برای فهم عمق این تغییر، کافی است قیمت خودروها را با چند سال قبل مقایسه کنیم. گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد قیمت کوییک دندهای از ۴۲۰ میلیون تومان به ۷۰۵ میلیون تومان رسیده است. پژو پارس ELX حالا حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان قیمت دارد و دنا معمولی به محدوده یک و نیم میلیارد تومان رسیده است.
این اعداد فقط نشانه گرانی خودرو نیستند؛ نشانه سقوط طبقه متوسطاند. خودرویی مثل پژو پارس تا چند سال پیش انتخاب معمول خانوادههای متوسط بود، اما حالا خرید همان خودرو نیازمند سرمایهای است که برای بخش بزرگی از حقوقبگیران دستنیافتنی شده است. در واقع، بازار خودرو در ایران از بازاری برای «خرید مصرفی» به بازاری برای «حفظ سرمایه» تبدیل شده و همین مسئله باعث شده مصرفکننده واقعی روزبهروز عقبتر رانده شود.
مرکز پژوهشهای مجلس در بخش دیگری از گزارش خود تأکید میکند که جهش قیمت خودروها از سال ۱۳۹۷ به بعد، همزمان با کاهش ارزش پول ملی و تورم عمومی شدت گرفته است. در چنین شرایطی، حذف خودروهای ارزانقیمتی مانند پراید، تیبا و سمند بدون آنکه جایگزین اقتصادی واقعی برای آنها تعریف شود، شکاف میان درآمد مردم و قیمت خودرو را عمیقتر کرده است.
در ظاهر، صنعت خودرو ایران در سالهای اخیر پر از نامهای جدید شده؛ از انواع کراساوورهای چینی تا مونتاژیهایی که هر چند ماه یکبار با برند تازه وارد بازار میشوند. اما آمارهای رسمی نشان میدهد بدنه اصلی بازار هنوز همان خودروهای قدیمی داخلی هستند.
مرکز پژوهشها میگوید عمده تولید خودرو در کشور همچنان مربوط به خودروهای سواری است و سهم خودروهای تجاری و حملونقل عمومی بسیار ناچیز باقی مانده است. از سوی دیگر، کل تولید خودرو در ششماهه نخست ۱۴۰۴ به ۴۶۱ هزار دستگاه رسیده؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۸ درصد کاهش داشته است.
بیشتر بخوانید: بازار خودرو در رکود/افزایش قیمت تا یک میلیارد تومانی خودرو روی کاغذ
در گزارش، دلایل مختلفی برای این افت مطرح شده؛ از مشکلات ارزی و اختلال در تأمین قطعات گرفته تا پیامدهای جنگ ۱۲ روزه و انفجار بندر شهید رجایی. اما واقعیت این است که صنعت خودرو ایران سالهاست درگیر بحرانی عمیقتر است؛ بحرانی که به ساختار تولید، سیاستگذاری و وابستگی شدید به واردات قطعات مربوط میشود.
جالب اینجاست که طبق برنامه هفتم توسعه، قرار است تولید خودرو در ایران به سه میلیون دستگاه در سال برسد. اما کل تولید کشور در سال ۱۴۰۳ حدود یک میلیون و ۱۲۱ هزار دستگاه بوده است. این فاصله عظیم نشان میدهد اهداف اعلامی سیاستگذاران تا چه اندازه با واقعیت صنعت فاصله دارد.
یکی از مهمترین تناقضهای بازار خودرو ایران در سالهای اخیر، رشد سریع خودروسازان خصوصی مونتاژکار است. شرکتهایی که سهمشان از تولید هنوز پایینتر از ایران خودرو و سایپاست، اما سهم قابل توجهی از پول بازار را در اختیار گرفتهاند.
گزارش مرکز پژوهشها مثال جالبی میزند؛ مدیران خودرو با وجود آنکه کمتر از ۲۵ درصد سایپا تولید دارد، از نظر ارزش ریالی بازار فاصله کمی با این شرکت پیدا کرده است. این یعنی بخش بزرگی از گردش مالی بازار خودرو به سمت مونتاژیهای گرانقیمت رفته است.
اما مسئله فقط قیمت نیست. گزارش نشان میدهد میزان داخلیسازی در خودروسازان مونتاژی بسیار پایینتر از دو خودروساز اصلی کشور است. عمق ساخت داخل در ایران خودرو حدود ۷۷ درصد و در سایپا ۸۱ درصد اعلام شده، اما این عدد برای مدیران خودرو فقط ۲۱ درصد و برای گروه بهمن ۲۳ درصد است.
به زبان ساده، بخش بزرگی از این خودروها عملاً وابسته به واردات قطعات هستند. همین مسئله باعث شده ارزبری آنها بسیار بالا باشد. طبق آمار گزارش، میانگین ارزبری محصولات مدیران خودرو بیش از ۱۴ هزار دلار است؛ عددی که چند برابر خودروهای داخلی ایران خودرو و سایپاست.
این یعنی صنعت خودرو ایران در حالی به سمت مونتاژ خودروهای گرانقیمت حرکت کرده که نه بازار مصرف گستردهای برای آنها وجود دارد و نه ارزش افزوده داخلی قابل توجهی ایجاد میکنند.
در سالهای اخیر یکی از وعدههای اصلی سیاستگذاران، واردات خودرو برای تنظیم بازار بود. اما گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد واردات نیز نتوانسته تغییری در بازار خودروهای اقتصادی ایجاد کند.
طبق این گزارش، در ششماهه نخست ۱۴۰۴ حدود ۲۵ هزار خودرو وارد کشور شده است، اما میانگین ارزش خودروهای وارداتی همچنان بالای ۲۰ هزار دلار است.
مرکز پژوهشها صراحتاً هشدار میدهد که برای ایجاد رقابت واقعی در بازار، واردات باید بر خودروهای اقتصادی متمرکز شود، نه خودروهای گرانقیمت. اما در عمل، واردات بیشتر به بازاری برای خودروهای نیمهلوکس و مونتاژی تبدیل شده؛ بازاری که باز هم طبقه متوسط در آن جایی ندارد.
شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که با وجود این قیمتهای نجومی، خودروسازان بزرگ کشور همچنان زیانده هستند. ایران خودرو در ششماهه نخست ۱۴۰۴ حدود ۱۳.۶ هزار میلیارد تومان زیان خالص ثبت کرده و زیان سایپا به ۲۵.۷ هزار میلیارد تومان رسیده است.
این یعنی در ساختار فعلی، نه مصرفکننده راضی است، نه تولیدکننده سود میبرد و نه سیاستگذار توانسته بازار را کنترل کند. خودروسازان از قیمتگذاری دستوری و هزینههای تولید مینالند، مردم از گرانی و کیفیت پایین ناراضیاند و دولت همچنان میان خصوصیسازی ناقص، مدیریت شبهدولتی و سیاستهای متناقض سرگردان است.
مرکز پژوهشها در بخش دیگری از گزارش خود تأکید میکند که با وجود کاهش سهم مستقیم دولت در ایران خودرو و سایپا، ساختار سهامداری چرخهای باعث شده دولت همچنان نقش تعیینکننده در مدیریت این شرکتها داشته باشد.
اگر بخواهیم تمام این گزارش را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت بازار خودرو ایران امروز تصویری فشرده از اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که در آن طبقه متوسط کوچکتر شده، قدرت خرید سقوط کرده، سیاستگذاری از نیاز واقعی جامعه فاصله گرفته و بخش بزرگی از منابع به سمت فعالیتهایی رفته که بیش از آنکه تولیدمحور باشند، بر پایه مونتاژ و سوداگری شکل گرفتهاند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که ۸۵ درصد مردم فقط به خودروهای زیر ۱.۵ میلیارد تومان فکر کنند؛ اگرچه همان خودروها هم دیگر برای بسیاری از آنها دستنیافتنی شده است.