اقتصاد۲۴- در آستانه هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با سید جمال هادیان طبایی زواره، مدیرعامل انتشارات علمی و فرهنگی، از خسارتهای جنگ ۱۲ روزه تا احیای انتشارات با سابقه و تاریخچه آن از انتشارات فرانکلین تا امروز به گفتوگو نشستیم:
* نخستین سوال را از اتفاقات جنگ ۱۲ روزه شروع کنیم. انتشارات علمیفرهنگی در آن روزها چه آسیبهایی دید؟
ما در ساختمانی مستقر هستیم که بیش از ۵۰ سال قدمت دارد و در گذشته برای انتشارات فرانکلین ساخته شده بود؛ ساختمانی در چهارراه جهانکودک، بلوار حقانی. در جریان جنگ ۱۲روزه، برج بلندی که در مجاورت ساختمان ما قرار داشت مورد اصابت قرار گرفت و همین مسئله باعث شد ساختمان انتشارات علمی و فرهنگی آسیب جدی ببیند.
بخشی از خسارت ناشی از موج انفجار بود و بخشی هم به دلیل سقوط قطعات بزرگ آن برج روی ساختمان انتشارات. در و پنجرهها، آسانسور، تأسیسات و بخشهای مختلف ساختمان آسیب دیدند و برآورد اولیه نشان داد حدود ۲۰ میلیارد تومان خسارت وارد شده است. به همین دلیل دو ماه فعالیت انتشارات متوقف شد تا بخشی از خرابیها ترمیم شود و هنوز هم نتوانستهایم همه مشکلات را بهطور کامل برطرف کنیم. طبیعی است که برای یک مؤسسه نشر، همین توقف فعالیت هم، بحران بزرگی محسوب میشود.
* این اتفاق در شرایطی رخ داد که انتشارات از قبل هم با مشکلاتی روبهرو بود؟
دقیقاً همینطور است. زمانی که ما در ابتدای بهمن ۱۴۰۳ مدیریت مجموعه را تحویل گرفتیم، انتشارات علمی و فرهنگی شرایط بسیار بغرنجی داشت؛ بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان زیان انباشته، چند ماه حقوق و مزایای عقبافتاده کارکنان، تأخیر در پرداخت حقالتألیف و حقالترجمه پدیدآورندگان، بدهیهای بیمهای و مالیاتی، پروندههای قضایی متعدد و مجموعهای از مشکلات انباشتهشده طی سالها.
حتی برخی کارشناسان معتقد بودند این مجموعه باید تعطیل شود و ادامه فعالیتش توجیهی ندارد. اما امروز اگر انتشارات توانسته از آن وضعیت فاصله بگیرد، نتیجه انتخاب راهبردهای درست و تلاش شبانهروزی تیم مدیریتی و کارکنان است.
* چه اقداماتی برای نجات مجموعه انجام دادید؟
اولین اقدام، اصلاح ساختار مالی و اداری بود. بخشی از مشکلات، حاصل بیش از دو دهه انباشت بینظمیهای مالی بود. ما مجبور شدیم اطلاعات مالی ۱۷ سال را بازسازی و یکپارچه کنیم، نرمافزارها را تغییر دهیم و حتی اطلاعات مالی سه سال را دوباره وارد سیستم کنیم.
صورتهای مالی در چند سال متوالی تهیه نشده بود، اما از زمان حضور ما تاکنون سه نوبت صورت مالی ارائه شده و وضعیت حسابرسی از «عدم اظهار نظر» به «مشروط» رسیده که اتفاق بسیار مهمی است. امروز وضعیت بیمه، مالیات و صورتهای مالی مجموعه بهروز شده و این اصلاحات بنیادین بعد از دو دهه برای نخستین بار اتفاق افتاده باشد.
* و قدم بعدی؟
مسئله بعدی «مولدسازی» است. مولدسازی فقط فروش داراییها نیست؛ ترکیبی از قانون، مدیریت و خلاقیت است. ما ابتدا همه داراییهای مجموعه را شناسایی کردیم؛ هم داراییهای فیزیکی مثل چاپخانه و فروشگاهها و هم داراییهای معنوی مثل هزاران عنوان کتاب و اسناد فرهنگی. برای مثال، چاپخانه افست ۵۰ سالهای داشتیم که هزینه نگهداریاش ماهانه بیش از یکونیم میلیارد تومان بود و عملاً صرفه اقتصادی نداشت. این چاپخانه را طبق قانون به بخش خصوصی واگذار کردیم. امروز نهتنها آن مجموعه بازسازی شده، بلکه بیش از ۵۰ نفر در آن مشغول به کار هستند و بهجای هزینهتراشی، برای انتشارات درآمد ایجاد کرده است.
* و فروشگاهها؟
فروشگاههای ما هم به همین شکل فعال شدند. اکنون بخش خصوصی با برند و کتابهای انتشارات علمیفرهنگی کار میکند؛ بدون اینکه ما هزینهای بابت بیمه، مالیات یا حقوق پرداخت کنیم و در عین حال از محل مشارکت با بخش خصوصی درآمد هم داریم. ضمن اینکه ما به چابکسازی هم پرداختیم. زمانی که وارد مجموعه شدیم، انتشارات ۸۵ نفر نیرو داشت، در حالی که درآمد مجموعه حتی پاسخگوی حقوق کارکنان هم نبود. به همین دلیل، بخشی از ساختار را چابکسازی کردیم.
ابتدا دو شرکت ناکارآمد زیرمجموعه را در شرکت مادر ادغام کردیم و تعداد نیروها را از ۸۵ نفر به ۴۸ نفر رساندیم، بدین ترتیب بخشی از ساختمان آزاد شد. اتفاق مهم دیگر این است که تا نیمه خرداد، نخستین «فضای کار اشتراکی فرهنگ و فناوری» در سه طبقه از ساختمان انتشارات علمی و فرهنگی افتتاح میشود؛ فضایی با ۱۷۰ صندلی برای فعالان فرهنگ، هنر و فناوری.
* افراد چطور میتوانند استفاده کنند؟
در این فضای کار اشتراکی دفاتر یک تا ۸ نفره همراه با اتاق جلسات، اینترنت و امکانات اداری پیش بینی شده است. هدف ما این است که اهالی فرهنگ و فناوری با کمترین هزینه بتوانند در یک فضای حرفهای مستقر شوند و در کنار هم همکاری و همافزایی داشته باشند.
* درباره آثار قدیمی انتشارات هم توضیح دهید، آیا کتابهای قدیمی انتشارات علمی و فرهنگی مجدداً منتشر میشوند؟
انتشارات علمی و فرهنگی تاکنون بیش از ۴۰۰۰ عنوان کتاب منتشر کرده که بسیاری از آنها آثار مرجع و مهم دانشگاهی وپژوهشی هستند.
متأسفانه بخشی از این آثار سالها فراموش شده بودند و دیگر چاپ نمیشدند. ما این کتابها را دوباره بررسی کردیم و آثاری را که همچنان مورد نیاز جامعه علمی و فرهنگی بودند، وارد چرخه انتشار کردیم. اگر این جنگ رخ نداده بود ما به انتشار روزی یک کتاب هم میرسیدیم. اما امروز با شرایط گرانی کاغذ و مسائل دیگر میتوانم بگویم هفتهای سه تا چهار عنوان کتاب وارد بازار میکنیم که حدود ۹۰ درصدشان تجدید چاپ آثار ارزشمند قدیمی است.
* نمونهای از این آثار را نام میبرید؟
یکی از مهمترین آثار، کتاب «پیکار صفین» اثر «نصر بن مزاحم» با ترجمه «پرویزاتابکی» است که سالها در بازار نبود. این کتاب از معتبرترین منابع درباره جنگ صفین به شمار میرود و هفته آینده مجددا منتشر خواهد شد. کتاب «کلماکره» هم از دیگر آثار مهم ماست؛ اثری درباره گنجینه تاریخی غار کلماکره در لرستان که اطلاعات بسیار مهمی از دوره اشکانیان ارائه میدهد و تاکنون اثری مشابه آن منتشر نشده است.
همچنین با توجه به شرایط امروز جامعه و توجه به موضوع ایران، به عنوان محور وحدت و همدلی مردم ایران، مجموعهای از کتابهای تاریخی مربوط به ایران باستان، هخامنشیان، ساسانیان و تاریخ ایران را دوباره بازنشر کردهایم.
* در طراحی و انتشار دوباره کتابهای قدیمی تغییراتی ایجاد شده؟
بله، ما تلاش کردیم کتابهای انتشارات را با همان هویت شناخته شده قدیمی به روز کنیم تا فونتهای بهروز و رسمالخط مصوب فرهنگستان و قطع مناسبتر منتشر شوند، به همین دلیل قیمت تمام شده کاهش پیدا کرد و هم استفاده از آنها راحتتر شد. بعضی کتابهای حجیم با صفحهآرایی جدید تقریباً نصف شدهاند، بدون اینکه حتی یک کلمه از متن حذف شود.
مجموعه رمانهای کلاسیک خارجی، کتابهای جیبی و گزیده ادبیات معاصر هم با طراحی تازه دوباره وارد بازار شدهاند، که در کتابفروشیهای انقلاب و کریمخان عرضه میشوند.
* به نظر میرسد انتشارات روی بازطراحی برند خود تمرکز کرده است.
دقیقاً. شاید مهمترین موفقیت ما همین بازطراحی هویت و جایگاه انتشارات علمی و فرهنگی باشد. ناشران و موضوعاتی که سالها با ما همکاری نمیکردند، دوباره برگشتهاند و بسیاری از نویسندگان و مترجمان دوباره با ما همکاری میکنند. به هر صورت انتشارات علمیفرهنگی همان مؤسسهای است که زمانی با نام فرانکلین شناخته میشد و نقش مهمی در فرهنگ معاصر ایران داشت. هدف ما این است که این جایگاه دوباره احیا شود.
* آینده صنعت نشر را چطور میبینید؟
واقعیت این است که صنعت نشر ناگزیر از تغییر پارادایم است. هزینه کاغذ، کاهش تیراژ و تغییر رفتار مخاطب باعث شده مدل سنتی نشر دیگر پاسخگو نباشد. به نظر من آینده نشر ترکیبی از کتاب کاغذی، نسخههای الکترونیک، کتاب صوتی و چاپ بر اساس تقاضا یا POD خواهد بود. همانطور که نسخههای پزشکی از کاغذی به الکترونیکی تغییر کرد، نشر هم باید به سمت فناوری نوین و به روز حرکت کند.
* انتشارات علمی و فرهنگی در این زمینه چه برنامهای دارد؟ اگر درست یادم باشد سال گذشته در نمایشگاه شما دستیار هوش مصنوعی آریو را داشتید.
ما سال گذشته از «آریو»، دستیار هوش مصنوعی انتشارات علمی و فرهنگی رونمایی کردیم. نسخه جدید آریو بهزودی هم روی سایت و هم بهصورت اپلیکیشن منتشر میشود. کاربر میتواند درباره کتابها اطلاعات بگیرد، مشاوره دریافت کند و حتی خرید انجام دهد. هدف ما این است که آریو در آینده به دستیار هوشمند صنعت نشر ایران تبدیل شود.
* درباره همکاری با ناشران و سرمایهگذاران دیگر هم برنامهای دارید؟
بله. ما طرح مشارکت در انتشار کتاب را آغاز کردهایم. بسیاری از آثار ارزشمند ما به دلیل هزینههای بالا امکان چاپ نداشتند. به همین دلیل از ناشران، مؤسسات فرهنگی و حتی بنگاههای اقتصادی دعوت کردهایم در انتشار این آثار مشارکت کنند. نخستین قرارداد ما زمستان ۱۴۰۴ منعقد شد و یکی از ناشران خصوصی در انتشار ۶۰ عنوان کتاب با ما همکاری کرد. این مدل هم به نشر کشور کمک میکند و هم باعث میشود آثار ارزشمند از انبارها خارج شوند و در اختیار مردم قرار بگیرند. شخصا از همین جا از ناشران و موسسات علاقهمند به حوزه نشر دعوت میکنم که برای مشارکت در آثار ارزشمند انتشارات علمی و فرهنگی پیش قدم شوند.
* امسال با چند عنوان کتاب در نمایشگاه مجازی حاضر میشوید؟ آیا در نمایشگاه حضوری باغ کتاب هم حاضر هستید؟
امسال با ۵۸۲ عنوان کتاب در نمایشگاه مجازی حضور داریم. همزمان از دو کتاب جدید در باغ کتاب تهران رونمایی میشود. یکی «گنجینه غار کلماکره» و دیگری «شطرنج روی آب، موازنهسازی انگلستان در خلیج فارس» تألیف دکتر عباس نادری. علاوه بر نمایشگاه مجازی، در فروشگاههای انقلاب و کریمخان هم نمایشگاه حضوری با عنوان «در آغوش کتاب» و با تخفیف ۲۰ درصدی برگزار خواهیم کرد؛ تا مخاطبانی که به لمس و دیدن کتاب کاغذی علاقه دارند، بتوانند کتابها را از نزدیک ببینند و با تخفیف تهیه کنند.
* به نظر میرسد انتشارات علمی و فرهنگی به دلیل پیشینه تاریخی و سرمایه فرهنگیاش توانسته در برخی حوزهها پیشرو باشد.
دقیقاً همینطور است. بعضی سرمایهها را نمیشود یکشبه ساخت. انتشارات علمی وفرهنگی یک سرمایه تاریخی و فرهنگی دارد که حاصل دههها فعالیت، اعتماد مخاطبان و حضور چهرههای بزرگ فرهنگ و نشر در این مجموعه است. همین پشتوانه باعث شده امروز بتوانیم در بعضی حوزهها پیشرو باشیم و امیدوارم اهالی نشر هم در این مسیر همراه شوند تا کل صنعت نشر بتواند یک حرکت رو به جلو داشته باشد.
انتشارات علمی و فرهنگی فقط یک ناشر نیست؛ بخشی از حافظه فرهنگی ایران است. تلاش ما این بوده که این سرمایه فرهنگی دوباره زنده شود و در اختیار مردم قرار بگیرد. چون واقعیت این است که اگر ایران تا امروز پابرجا مانده، بیش از هر چیز مدیون فرهنگ و تمدنش است. ما همیشه از مشکلات اقتصادی، تورم، جنگ و بحرانها صحبت میکنیم، اما آن چیزی که این کشور را در طول تاریخ سرپا نگه داشته، فرهنگ ایرانی است.
بسیاری در طول تاریخ تلاش کردند این سرزمین را از بین ببرند. از اسکندر مقدونی گرفته تا مغولها، اعراب، عثمانیها و قدرتهای استعماری. اما نکته مهم این است که همه اینها در نهایت یا از این سرزمین رفتند یا در فرهنگ ایران هضم شدند. اسکندر پایتخت ایران را به آتش کشید، اما چند دهه بعد بازماندگانش در فرهنگ ایرانی حل شدند. مغولها با خشونت وارد ایران شدند، اما ظرف چند دهه در این فرهنگ مستحیل شدند، تیموریان به این تاختند، اما یک نسل بعد، شاهرخ و گوهرشاد را میبینیم که حامی فرهنگ و هنر ایرانی هستند. این نشان میدهد ایران یک «قوه هاضمه فرهنگی» بسیار قدرتمند دارد.
* راز ماندگاری ایران، فرهنگ آن است؟
قطعاً. این فرهنگ مرز جغرافیایی هم نمیشناسد. از هند و چین تا اسپانیا و از قفقاز تا شمال آفریقا اثر گذاشته است. به همین دلیل باید برای نهادهای فرهنگی ارزش قائل شویم. ما اگر معتقدیم مؤسساتی مثل انتشارات علمی و فرهنگی باید باقی بمانند، فقط به خاطر سود اقتصادی نیست. این مجموعهها بخشی از حافظه فرهنگی و تمدنی ایران هستند. حتی اگر سودآور هم نباشند، دولتها باید از آنها حمایت کنند، چون نقششان فراتر از اقتصاد است.
* همچنان به روز بزرگداشت فردوسی نزدیکیم، به واقع اگر امروز ایران همچنان «ایران» مانده، یکی از مهمترین دلایلش کار فرهنگی بزرگی است که فردوسی هزار سال پیش انجام داد. پیرمردی در خراسان نشست، عمر و سرمایهاش را گذاشت تا زبان و هویت ایرانی حفظ شود. من تصویری را هیچوقت فراموش نمیکنم؛ در روزهای نخست تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، عکسی منتشر شد از سنگر یکی از نیروهای مقاومت. در آن سنگر کوچک، کنار اسلحه، دو چیز بود: قرآن و شاهنامه. این تصویر برای من بسیار معنادار بود. یعنی آن فرد میدانست برای دفاع فقط اسلحه کافی نیست؛ آن هویت فرهنگی غنی و عظیم هم لازم است.
بله، به نظر من ایران و اسلام در این سرزمین چنان در هم تنیدهاند که جدا کردنشان ممکن نیست. نه «ایرانِ بدون اسلام» واقعبینانه است و نه «اسلامِ بدون ایران». آنچه در این سرزمین شکل گرفته، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است. اسلام وقتی از ایران عبور کرد و به هند و چین رسید، با عرفان و فرهنگ ایرانی آمیخته شد و شکل تازهای پیدا کرد.
همین ویژگی است که فرهنگ این منطقه را متمایز کرده است؛ و البته این را هم بگویم، به نظر من بزرگترین خطر فرهنگی این است که تصور کنیم «هر که با ماست، از ماست و هر که با ما نیست، بر ماست». این نگاه برای جامعهای مثل ایران آفتی خطرناک است. ایران کشوری متکثر است؛ اقوام، مذاهب، سبکهای زندگی، سلیقهها و دیدگاههای مختلف دارد. اگر بخواهیم فقط یک گروه را به رسمیت بشناسیم و بقیه را حذف کنیم، در واقع به سمت انحطاط رفتهایم. باید بپذیریم که همه حق دارند حرف بزنند، نقد کنند و متفاوت فکر کنند. توسعه بدون پذیرش تنوع ممکن نیست. هر زمان دچار خودبرتربینی و تعصب شویم، کمکم قدرت تشخیص درست را از دست میدهیم و به بی راهه میرویم.
* در واقع توسعه فرهنگی را در پذیرش تکثر و وسعت مشرب میبینید؟
کاملاً. ما برای پیشرفت نیاز داریم همه احساس کنند زیر چتر بزرگ جمهوری اسلامی ایران قرار دارند. نمیشود امکانات، فرصتها یا تریبونها فقط در اختیار گروه خاصی باشد. جامعه زمانی پایدار میماند که همه اقشار احساس تعلق و احترام داشته باشند. من بعد از ۳۰ سال فعالیت فرهنگی، صریح میگویم که نگاه مبتنی بر خودی و ناخودی، بزرگترین مانع توسعه فرهنگی و اجتماعی ماست.
* به تاریخ انتشارات فرانکلین اشاره کردید، نکتهای هست که در این باره بفرمایید؟
بله، تاریخ انتشارات فرانکلین و علمیفرهنگی خودش بخشی از تاریخ فرهنگی معاصر ایران است و باید دربارهاش بیشتر صحبت شود. هرچند این انتشارات از ابتدا شعبهای از یک انتشارات آمریکایی بوده است، اما از گزند بدعهدی آمریکاییها مصون نمانده است. اصولا آمریکاییها در طول تاریخ ناچیز خود به بدعهدی و استعمارگری شهرت دارند. برای مثال، نکتهای در تاریخ نشر ایران وجود دارد که شاید کمتر شنیده شده باشد. به گفته مرحوم همایون صنعتیزاده، مؤسس انتشارات علمیفرهنگی، در دهه ۵۰ خورشیدی مؤسسه فرانکلین آمریکا حدود ۳۰۰ هزار دلار از فرانکلین ایران قرض میگیرد، اما این پول هرگز بازگردانده نمیشود!
آقای صنعتیزاده دو بار برای پیگیری این موضوع به آمریکا سفر کرده بود، اما نتیجهای نگرفت و نتوانست این پول را پس بگیرد. بعد از انقلاب هم دیگر این موضوع در میان تحولات آن دوره عملاً پیگیری نمیشود، اگر ارزش امروز آن مبلغ را حساب کنیم، رقم قابلتوجهی میشود که امیدوارم بتوانیم یک روزی این حق را اعاده کنیم.
حتی اگر رقمش هم کوچک باشد، اصل ماجرا اهمیت دارد. بسیاری از چیزها در طول تاریخ از این کشور رفته یا گرفته شده و حق طبیعی است که درباره آنها پرسش شود و اگر حقی وجود دارد، حتی شما بگویید یک ریال، بازپس گرفته شود. این هم بخشی از تاریخ ناگفته روابط فرهنگی و اقتصادی آن دوران است.