اقتصاد۲۴- در حالی که جهان بر لبه خیرهکننده انقلاب هوش مصنوعی، وب ۳ و اقتصادهای غیرمتمرکز ایستاده است، اقتصاد دیجیتال ایران در بازه زمانی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ تاریکترین و سختترین دوران تاریخ خود را سپری کرد. گزارش ملی تابآوری اقتصاد دیجیتال در بحران اینترنت ۱۴۰۴–۱۴۰۵ که توسط انجمن بلاکچین ایران منتشر شده است، تنها یک واکاوی آماری خشک نیست؛ بلکه کالبدشکافی جسد نیمهجانی است که زیر چرخدندههای اینترنت طبقاتی، فیلترینگ هوشمند و قطعیهای دستوری در حال متلاشی شدن است.
مستندات انجمن بلاکچین ایران فاش میکند که چگونه رقمی نزدیک به ۷۰۰ هزار میلیارد تومان سرمایه ملی در غبار اختلالات سیستماتیک ناپدید شد. این گزارش روایتگر داستانی است که در آن اینترنت پرو نه یک راهکار برای نجات، بلکه به مثابه تیر خلاصی بر پیکر عدالت دیجیتال عمل میکند. ما در این بازه زمانی شاهد بودیم که چگونه سیاستگذاری ابزاری، بزرگترین فرصت تاریخی ایران برای جهش اقتصادی را به یک تهدید امنیتی و فرسایش تمدنی تبدیل کرد.
بررسیهای دقیق آماری نشان میدهد که خسارتهای وارده به اقتصاد دیجیتال در بحران ۱۴۰۴-۱۴۰۵ را دیگر نمیتوان در قالبهای سنتی مانند کاهش سود یا رکود موقت تعریف کرد. ما با یک تخریب ساختاری مواجه هستیم. طبق برآوردهای کارشناسی در طی ۷۴ روز اختلال کمرشکن و قطعیهای پراکنده، اما هدفمند، رقمی معادل بودجه عمرانی چندین استان بزرگ کشور به سادگی دود شده و به هوا رفته است.
خسارت ۷۰۰ هزار میلیارد تومانی تنها یک عدد نیست؛ این عدد یعنی نابودی فرصتهای شغلی برای بیش از ۲ میلیون جوان متخصص که در حوزههای برنامهنویسی، دیجیتال مارکتینگ و بلاکچین فعالیت میکردند. در روزهای اوج بحران در سال ۱۴۰۴، برآورد میشد که بدنه نحیف اقتصاد ایران روزانه متحمل ۸ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم میشود. این یعنی در هر ساعت، میلیاردها تومان از جیب کارآفرینانی که با خون جگر پلتفرمهای خود را ساخته بودند، خارج و به حساب عدمالنفع ملی واریز شد. کسبوکارهای کوچک که تمام دارایی و امید خود را در شبکههای اجتماعی بینالمللی سرمایهگذاری کرده بودند، نخستین قربانیان این موج بودند؛ جایی که نرخ ریزش مشتری در برخی حوزههای خدماتی به مرز ۸۵ درصد رسید.
یکی از جنجالیترین و تلخترین بخشهای این گزارش، نقد تند به سیاست اینترنت طبقاتی است که تحت عناوین فریبندهای، چون اینترنت ویژه کسبوکارها یا اینترنت پرو بازاریابی شد. سیاستگذاران با این پیشفرض که میتوان اینترنت متخصصان را از عامه مردم جدا کرد، عملا تیشه به ریشه اکوسیستم زدند.
گزارش انجمن بلاکچین به صراحت بیان میکند که اینترنت یک اکوسیستم زنده است و یک لولهکشی خصوصی نیست. نمیتوان به فروشنده و تولیدکننده اینترنت با پهنای باند آزاد داد، اما خریدار و مصرفکننده را در پشت سد فیلترینگ و کندی عمدی نگه داشت. این سیاست عملا باعث شد کسبوکارهای نوپا یا همان استارتاپها، قبل از تولد بمیرند؛ چرا که هزینههای دسترسی به اینترنت بدون فیلتر به قدری بالا رفت که تنها شرکتهای بزرگ و رانتی قادر به پرداخت آن بودند. این رویکرد، عدالت دیجیتال را به مسلخ برد و فضای رقابت را برای همیشه مسموم کرد. در واقع اینترنت طبقاتی نه یک ابزار توسعه، بلکه یک دیوار برلین دیجیتال بود که بین نخبگان و توده مردم فاصله انداخت.
بحران ۱۴۰۴-۱۴۰۵ تنها به ریال و دلار آسیب نزد؛ این بحران ریشه امید را هدف قرار داد. وقتی یک متخصص هوش مصنوعی یا برنامهنویس ارشد بلاکچین برای دسترسی به ابتداییترین کتابخانههای کدنویسی در گیتهاب یا مخازن دادههای بینالمللی باید ساعتها با فیلترشکنهای ناامن کلنجار برود، پیام روشنی دریافت میکند: تو در این سرزمین جایی نداری.
بیشتر بخوانید:درخواست برقراری اینترنت آزاد و بدون فیلتر برای عموم مردم ایران
آمار مهاجرت متخصصان فناوری اطلاعات در این دو سال، رشدی تکاندهنده و ۳۰۰ درصدی را نشان میدهد. ما دیگر با فرار مغزها روبهرو نیستیم، بلکه با یک تخلیه بزرگ مواجهیم. شرکتهایی که سالها برای آموزش نیروهای خود هزینه کرده بودند، اکنون با دفاتر خالی روبهرو هستند. این مهاجرت تودهای، اقتصاد ایران را در برابر رقبای منطقهای مانند امارات، عربستان و ترکیه به شدت ضعیف کرده است. در حالی که همسایگان ما فرش قرمز برای جذب نخبگان ما پهن کردهاند، سیاستهای داخلی ما عملا آنها را به سمت خروج از مرزها هل میدهد.
در حالی که کارآفرینان در حال ورشکستگی بودند، یک صنف به شدت رشد کرد: کاسبان فیلترینگ. گزارش نشان میدهد که گردش مالی بازار سیاه VPN در سال ۱۴۰۵ به ارقام نجومی رسیده است. این یک طنز تلخ است که بودجه خانوادههای ایرانی به جای صرف شدن در آموزش، سلامت یا کالاهای اساسی به جیب سوداگرانی میرود که فیلترشکنهای بیکیفیت و ناامن میفروشند.
از سوی دیگر، استفاده همگانی از فیلترشکنها امنیت ملی دادهها را به صفر رسانده است. وقتی میلیونها کاربر از درگاههای غیررسمی برای دور زدن محدودیتها استفاده میکنند، عملا تمام دادههای حساس بانکی و شخصی خود را در معرض شنود و سرقت قرار میدهند. گزارش تابآوری هشدار میدهد که این وضعیت، ایران را به بهشت هکرها و کلاهبرداران اینترنتی تبدیل کرده است.
انجمن بلاکچین در انتهای این گزارش، سه مسیر محتمل را برای آینده ترسیم میکند:
۱. سناریوی سیاه (ادامه روند فعلی): با تبدیل شدن ایران به یک جزیره دیجیتال متروکه و قطع کامل پیوند با اقتصاد جهانی، اقتصاد دیجیتال به یک فعالیت زیرزمینی و غیررسمی تبدیل خواهد شد.
۲. سناریوی خاکستری (اصلاحات قطرهچکانی): باز کردن مقطعی برخی پلتفرمها برای فرو نشاندن خشم عمومی، بدون تغییر در زیرساختهای قانونی، مسیری است که تنها زوال را به تاخیر میاندازد.
۳. سناریوی سفید (بازگشت به خرد): تنها مسیری که میتواند اعتماد تخریب شده سرمایهگذاران را بازسازی کند، پذیرش اینترنت به عنوان یک حق اساسی، لغو فیلترینگ پلتفرمهای تجاری و پایان دادن به ایده شکستخورده اینترنت طبقاتی است.
در همین حال، اما رئیس هیات مدیره انجمن بلاکچین و کمیته خودتنظیمگری کسبوکارهای تبادل رمزدارایی مشاغل آزاد در گفتوگو با آوش میگوید که: «مشاغل آزاد، کارمند دولت نیستند که آخر ماه حقوق ثابت بگیرند. در بحرانها، اولین گروهی که باید از آنها حمایت شود، بخش خصوصی و مشاغل آزاد هستند؛ نه اینکه اولین قربانی بحران شوند.»
سیده مهکامه شریفزاد رئیس هیئت مدیره انجمن بلاکچین و کمیته خودتنظیمگری کسبوکارهای تبادل رمزدارایی در خصوص گزارش ملی تابآوری اقتصاد دیجیتال، اما درباره بحران اینترنت ۱۴۰۴–۱۴۰۵ به آوش میگوید: «در سالهای گذشته، فعالان اقتصاد دیجیتال بارها نسبت به پیامدهای محدودسازی اینترنت، کاهش کیفیت ارتباطات و بیثباتی زیرساختی هشدار داده بودند؛ اما امروز دیگر مساله «خطر احتمالی» نیست. بخشی از اقتصاد دیجیتال ایران عملا آسیب دیده، بخشی از کسبوکارها تعطیل شدهاند و بسیاری دیگر تنها برای زنده ماندن تلاش میکنند.»
شریفزاده همچنین میافزاید: «ما تا یک سال قبل درباره جلوگیری از بحران حرف میزدیم، اما امروز داریم درباره جلوگیری از سقوط آزاد اقتصاد دیجیتال صحبت میکنیم. اقتصاد دیجیتال دیگر در مرحله هشدار نیست؛ بخشی از آن عملا از بین رفته است.»
او تاکید میکند: «آمارها خطی نیستند؛ تصاعدیاند. مثلا: هر روز اختلال، چند برابر اثر میگذارد، اعتماد خطی از بین نمیرود، بازار خطی برنمیگردد و نهایتا تعدیل نیروها زنجیرهای میشود.»
به باور رئیس هیئت مدیره انجمن بلاکچین و کمیته خودتنظیمگری کسبوکارهای تبادل رمز داری، اما «بزرگترین اشتباه این است که تصور کنیم خسارت اینترنت روزانه و ثابت است. واقعیت این است که این بحران به شکل تصاعدی رشد میکند و هر روز تأخیر، چند برابر بیشتر از روز قبل خسارت تولید میکند.»
مهکامه شریفزاده درباره هدف از انتشار گزارش ملی تابآوری اقتصاد دیجیتال در بحران اینترنت ۱۴۰۴–۱۴۰۵ میگوید: «اگر هنوز بخواهیم با آمار تعارف کنیم، فقط عمق فاجعه را پنهان کردهایم. پنهان کردن بحران، بحران را حل نمیکند، فقط باعث میشود کسبوکارها دیرتر تصمیم بگیرند و خسارت بیشتری ببینند. یکی از اهداف ما از انتشار این گزارش این بود که خود کسبوکارها هم تا دیر نشده، جلسات بحران، ریکاوری و مدیریت ریسک را جدیتر بگیرند. متاسفانه امروز دیگر نه سرمایهگذاری مؤثری باقی مانده، نه ساختارهای سرمایهگذاری خطرپذیر توان سابق را دارند و نه بسیاری از شرکتها پشتوانه مالی لازم برای تحمل بحرانهای طولانیمدت را دارند.»
او از به وجود آمدن نابرابری میان کسبوکارها در مقیاس مختلف خبر داده و به آوش گفت: «اگر امروز اینترنت پایدار بازگردد، هنوز میتوان جلوی بخشی از این ریزش را گرفت؛ اما ادامه وضعیت فعلی فقط سرعت نابودی کسبوکارها را بیشتر میکند. الان نابرابری شدیدی بین کسبوکارهای بزرگ، متوسط و کوچک ایجاد شده و این روند عملا به سمت حذف کسبوکارهای متوسط و کوچک حرکت میکند. اقتصاد دیجیتال بدون کسبوکارهای متوسط و کوچک، دیگر اکوسیستم نیست، بلکه انحصار است.»
این فعال صنفی کسبوکارهای دیجیتال درباره درک تصمیمگیران از عمق فاجعه قطع اینترنت معتقد است: «انگار تا یک کسبوکار بزرگ و شناختهشده به شکل علنی زمین نخورد، هنوز بخشی از تصمیمگیران عمق فاجعه را درک نمیکنند. امروز دیگر حرف از جلوگیری نیست. ما تا همین یک سال قبل درباره جلوگیری از بحران حرف میزدیم؛ اما امروز دیگر چیزی که نباید اتفاق میافتاد، اتفاق افتاده و الان فقط میتوانیم برای جلوگیری از سقوط آزاد باقیمانده اقتصاد دیجیتال تلاش کنیم.»
به باور رئیس هیئت مدیره انجمن بلاکچین، «مدیران کسبوکارها تا امروز با تمام توان سعی کردند تا اوضاع را مدیریت کنند، اما واقعیت این است که توان مالی و روانی بسیاری از شرکتها به مرز فرسودگی رسیده است. متاسفانه درباره حمایت و جبران خسارت صحبت میشود، اما هنوز هیچ سازوکار شفاف، مشخص و قابل ارزیابی برای آن ارائه نشده است و همین موضوع باعث نگرانی فعالان بازار نسبت به شکلگیری رانت و دسترسیهای نابرابر شده است.»
شریفزاده موقعیت تشکلهای تخصصی در برابر کسبوکارها را چنین توصیف میکند: بهعنوان تشکلهای تخصصی، امروز ما هم در پاسخگویی به کسبوکارها دچار بحران شدهایم، چون در بسیاری از موارد خود بدنه تصمیمگیری هم پاسخ مشخص و شفافی ندارد. اینکه چرا بعضیها وایت میشوند و چرا بعضی نمیشوند، چرا اینترنت پرو مدام تغییر میکند و تبدیل به اینترنت فعلی کشور شده است و چرا زمان مشخصی برای بازگشت ثبات اعلام نمیشود را هم ما نمیتوانیم پاسخ مشخصی بدهیم.
بیشتر بخوانید:گیتهاب از لیست سفید اینترنت ایران خارج شد
او میافزاید: «کسبوکاری که کاربر اینترنت نداشته باشد، حتی با بهترین دسترسی اختصاصی هم دوام نمیآورد. مسئله فقط دسترسی شرکتها نیست؛ مسئله دسترسی مردم است.»
رئیس کمیته خودتنظیمگری کسبوکارهای تبادل رمزدارایی نیز به آوش میگوید: «امروز روز عروسی کلاهبرداران است. وقتی کاربران به سمت VPNها و مسیرهای ناشناس رانده میشوند، طبیعی است که فضا برای فیشینگ، کلاهبرداری و سوءاستفاده گستردهتر شود.»
سیده مهکامه شریفزاده در پایان نیز خاطرنشان میکند: «اکوسیستم بلاکچین، تبادل رمزدارایی و فناوریهای مرتبط، طی سالهای گذشته با وجود نبود چارچوب شفاف، فشارهای متعدد و محدودیتهای مستمر، همچنان توانسته بخشی از اقتصاد دیجیتال کشور را زنده نگه دارد. امروز حوزه بلاکچین صرفا یک بازار معاملاتی نیست؛ هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم، زیرساخت فنی، امنیت سایبری، خدمات مالی دیجیتال، توسعه نرمافزار و بخش مهمی از نیروی متخصص فناوری کشور در این اکوسیستم فعال هستند. در شرایطی که بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال کشور تحت فشار است، حفظ ظرفیتهای باقیمانده اکوسیستم بلاکچین و رمزدارایی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.»
مساله اکنون این است که اقتصاد دیجیتال، ساختمان یا کارخانه نیست که با بمباران خراب شود و با سیمان بازسازی شود؛ این اقتصاد از جنس اعتماد، سرعت و ارتباط جهانی است. بحران ۱۴۰۴-۱۴۰۵ ثابت کرد که تیغ سیاستگذار، شاهرگهای حیاتی پیشرفت کشور را بریده است. امروز زمان انتخابهای سخت است. یا باید واقعیتهای جهان متصل را بپذیریم یا با چشمان بسته به تماشای سقوط آخرین سنگرهای نوآوری و امید در ایران بنشینیم. تاریخ در مورد کسانی که فرصت جهش دیجیتال یک ملت را به بهای توهم امنیت قربانی کردند به سختی قضاوت خواهد کرد. فردا برای بازگشت، خیلی دیر است.