اقتصاد۲۴- دو پرونده جنجالی شوهرکشی در دادگاه کیفری یک استان تهران روی میز قضات قرار گرفت؛ پروندههایی که در آن مردان قربانی روابط پنهانی همسرانشان شدند.
متهمان این دو پرونده در مقابل قضات جنایی تهران سعی کردند خود را از مجازات دور کنند و پس از دفاعیات آنها و وکلایشان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
رسیدگی به اولین پرونده جنایی از بامداد ۱۸ تیرماه سال ۱۴۰۳ و با کشف جسد مرد میانسالی در یکی از خیابانهای تهران آغاز شد. رهگذران با مشاهده پیکر خونآلود مردی که گلولهای به سرش شلیک شده بود موضوع را به پلیس خبر دادند و دقایقی بعد تیم جنایی در محل حاضر شد.
ماموران در حال بررسی صحنه قتل بودند که زن و دختر جوانی با اضطراب خود را به محل رساندند و مدعی شدند مقتول همسر و پدر آنهاست. زن میانسال که فرزانه نام داشت و خودش را پرستار خانگی معرفی میکرد در تحقیقات اولیه گفت برای انجام تزریقات از خانه بیرون رفته بودم. وقتی برگشتم، شوهرم در خانه نبود. نگرانش شدم و دنبالش گشتم و حالا این صحنه میبینیم. بررسی تماسهای تلفنی و حسابهای بانکی فرزانه نشان میداد او با مرد جوانی به نام بهنام ارتباط داشته و چند مرحله نیز مبالغی به حساب او واریز کرده است.
فرزانه که تنها مظنون بازداشتشده پرونده بود، این بار در بازجوییها روایت تازهای مطرح کرد و گفت: مدتی بود بهنام با ابراز علاقه برایم مزاحمت ایجاد میکرد. هرچه میگفتم دست از سرم بردارد، قبول نمیکرد و تهدیدم میکرد اگر خواستههایش را نپذیرم به شوهرم میگوید که با او رابطه دارم. برای اینکه زندگیم از هم نپاشد چند بار به او پول دادم. آخر هم شوهرم را کشت.
با این اظهارات، بهنام بازداشت شد، اما او در تحقیقات ادعا کرد قرار بوده در ازای دریافت ۲۰۰ میلیون تومان در قتل همدستی کند. پس از تکمیل تحقیقات، برای دو متهم کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در اولین جلسه دادگاه ابتدا بهنام در جایگاه ایستاد و بارد اتهام قتل گفت: من و فرزانه از قبل آشنا بودیم و فقط به خاطر مشکلات مالی از او کمک خواسته بودم. دلیلی نداشت برای ۲۰۰ میلیون تومان دست به قتل بزنم.
او در ادامه ادعای دیگری مطرح کرد و گفت: فرزانه شوهرش را کشت و بعد اسلحه را داخل ماشین من گذاشت. من هم اسلحه را مخفی کردم بعد از آن هرچه با او تماس گرفتم جوابم را نداد.
پس از دفاعیات بهنام، فرزانه در جایگاه ایستاد و روایت دیگری از ماجرا ارائه کرد و گفت: قبل از اینکه پرستار خانگی شوم در کار فروش لباس بودم و آنجا با بهنام و همسرش آشنا شدم. چند سال بعد همسر او فوت کرد و بعد از مدتی که در یک مطب مشغول تزریقات شدم. بهنام گاهی برای تزریق آمپول به آنجا میآمد.
بیشتر بخوانید:قاتل بانوی خبرنگار در انتظار مجازات قصاص
وی ادامه داد: یک روز بعد از پایان کار، مقابلم توقف کرد و اصرار داشت مرا برساند. اول قبول نکردم، اما بعد سوار ماشینش شدم. در مسیر گفت به من علاقه دارد. وقتی مخالفت کردم و از ماشین پیاده شدم متاسفانه تلفن همراهم داخل خودرو جا ماند. بعد از آن عکسها و فیلمهای خصوصیم را برایم میفرستاد و تهدید میکرد اگر حرفش را گوش نکنم آنها را برای شوهرم میفرستد.
تحقیقات جنایی درباره دومین پرونده از حدود ۱۸ ماه قبل و با گزارش قتل مردی در حاشیه تهران آغاز شد. بررسیهای اولیه نشان میداد او با ضربات چاقو به قتل رسیده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات کارآگاهان جنایی وارد مرحله تازهای شد. بررسی زندگی خصوصی مقتول نشان میداد او مدتی با همسرش اختلاف شدید داشته و درگیریهای خانوادگی میان آنها ادامهدار بوده است. همین موضوع باعث شد همسر مقتول در مظان اتهام قرار بگیرد.
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان متوجه شدند زن جوان با مردی به نام بابک ارتباط پنهانی دارد. از سوی دیگر، فرزندان خانواده نیز در تحقیقات عنوان کردند پدر و مادرشان مدتها بود با هم اختلاف داشتند و اعتیاد پدرشان باعث تنشهای خانوادگی شده بود.
آنها گفتند: پدرمان اعتیاد داشت و همین موضوع زندگی ما را به هم ریخته بود. پدر و مادرم مدام با هم دعوا میکردند. احتمال میدهیم قتل توسط موادفروشان رخ داده باشد.
با به دست آمدن این سرنخها، مینا و بابک بازداشت شدند. دو متهم در بازجوییهای اولیه اظهارات ضد و نقیضی مطرح کردند، اما در ادامه به قتل اعتراف کردند.
مینا در تحقیقات مدعی شد از نقشه قتل خبر نداشته و بابک بهتنهایی شوهر او را کشته است. اما بابک روایت دیگری ارائه کرد و گفت من خواستگار سابق مینا بودم و چند ماه قبل دوباره با هم ارتباط برقرار کردیم. او همیشه از رفتارهای شوهرش و آزار و اذیتهایی که میدید برایم حرف میزد.
او ادامه داد: قبل از حادثه قرص تهیه کردم و به مینا دادم تا در غذای شوهرش بریزد. شب حادثه، بعد از بی حال شدن مقتول، هر دو با چاقو به او ضربه زدیم. بعد هم جسد را از خانه خارج و به حاشیه شهر منتقل کردیم.
پس از تکمیل تحقیقات، برای هر دو متهم به اتهام مشارکت در قتل عمد کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبهای از دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در جلسه دادگاه پدر و مادر مقتول برای هر دو متهم درخواست قصاص کردند. سپس فرزندان مقتول در جایگاه حاضر شدند و مادرشان را بخشیدند، اما برای بابک درخواست قصاص کردند.
در ادامه بابک در جایگاه قرار گرفت و با قبول نقش خود در جنایت گفت: قتل را با همکاری مینا انجام دادم و او در تمام مراحل با من همراه بود.
مینا در دفاع از خودش مشارکت در قتل را رد کرد و گفت: من هیچ ضربهای به شوهرم نزدم، بابک دروغ میگوید.