اقتصاد۲۴ - دیدار دیروز مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با مدیران و معاونان سازمان صداوسیما را میتوان یکی از قابهای نمادین و در عین حال چالشبرانگیز در فضای رسانهای و سیاسی کشور دانست. رئیسجمهور در این نشست، طبق مشی همیشگی خود یعنی تاکید بر «وفاق ملی» و با زبانی ملایم، محتاط و سرشار از کنایههای اخلاقی، از عملکرد رسانه ملی گلایه کرد. او با استناد به مبانی دینی و نهجالبلاغه تلاش کرد تا مدیران جامجم را به سمت عدالت، انصاف و بازگرداندن اعتماد عمومی سوق دهد.
اما واقعیت جاری در فضای جامعه و نگاه منتقدان، فراتر از این تعارفات و ملاحاظات سیاسی است. معضل فعلی در صداوسیما با توصیههای اخلاقی درمان نمیشود. آنچه در این دیدار از سوی رئیسجمهور به زبان نیامد -، اما دغدغه اصلی بدنه جامعه و کارشناسان است - ماهیت عملکرد تحولخواهی وارونهای است که صداوسیما را از یک «دانشگاه عمومی» به تریبونی جناحی، دوقطبیساز و در مواردی همصدا با تندرویهای آسیبزا تبدیل کرده است. به همین خاطر هم حرفهای بسیاری وجود دارد که مسعود پزشکیان میتوانست در دیدار دیروز بیان کند و نکرد.
مسعود پزشکیان در سخنان خود بر مفهوم «عدالت» و ضرورت داشتن نگاهی برابر به همه آحاد جامعه تاکید کرد. اما آنچه او نگفت، فاصله کهکشانی رفتار عملی صداوسیما با مفهوم وفاق ملی است. در حالی که دولت چهاردهم تمام سرمایه سیاسی خود را بر روی ترمیم شکافهای اجتماعی و سیاسی درون کشور شرطبندی کرده، خروجی بسیاری از برنامههای سیاسی و گفتوگومحور رسانه ملی، عملاً در مسیر «تولید نفرت» و تعمیق قطبیسازیهای کاذب حرکت میکند.
رسانهای که طبق قانون اساسی باید مظهر انسجام ملی باشد، با اتخاذ رویکردهای حذفی، بخش وسیعی از نخبگان، دانشگاهیان، هنرمندان و فعالان شناسنامهدار کشور را صرفاً به دلیل ناهمسو بودن با خطمشی یک جریان خاص، بایکوت کرده است. این رفتار نهتنها حس طردشدگی را در میان بخش بزرگی از شهروندان تقویت میکند، بلکه به وضوح در تضاد با شعار دولت برای ایجاد همگرایی قرار دارد. صداوسیما به جای آنکه پلی میان حاکمیت و مردم باشد، در مواردی به بولتن تصویری جریانهای انحصارطلب تبدیل شده است.
یکی از انتقادات جدی که رئیسجمهور در دیدار با مدیران سازمان به آن اشاره مستقیمی نکرد، «انحصار تریبونها» در دست یک طیف فکری خاص است. نگاهی به لیست مهمانان ثابت، کارشناسان مدعو و حتی مجریان برنامههای زنده نشان میدهد که دایره انتخاب جامجم روز به روز تنگتر شده است. چهرههای تابلودار، تندرو و متعلق به یک جریان فرعی و اقلیت در جبهه اصولگرایی، به صورت نوبتی از این شبکه به آن شبکه منتقل میشوند تا تئوریهای شاذ و جناحی خود را به عنوان گفتمان رسمی نظام و مردم ایران جا بزنند.
پرسش اصلی اینجاست: جایگاه اکثریت جامعه ایران که سبک زندگی، باورهای سیاسی و تحلیلهای اقتصادیشان با این گروه اندک متفاوت است، در این رسانه کجاست؟ وقتی صداوسیما اصرار دارد جامعه تکثرگرای ایران را از عینک دودی یک جریان تندروی سیاسی ببیند، طبیعی است که مخاطب نیز حق خود را نادیده انگاشته و آنتن تلویزیون را به سمت رسانههای جایگزین بچرخاند. این انحصارطلبی، بزرگترین ضربه را به مشروعیت خود سازمان وارد کرده است.
در ماههای اخیر و همزمان با تحولات حساس منطقهای و بینالمللی، رفتار بخشهای خبری و تحلیلی صداوسیما بیش از پیش مورد نقد ناظران سیاسی قرار گرفته است. در حالی که تصمیمات کلان نظام و راهبرد دولت بر اساس عقلانیت، صلابت و در عین حال باز نگه داشتن درهای دیپلماسی و رفع تحریمها استوار است، برخی برنامههای صداوسیما با ادبیاتی تند و تحریکآمیز، سیگنالهای متفاوتی صادر میکنند.
بیشتر بخوانید: جام جم در تسخیر رانتخوارانی که تنها هنرشان دوقطبیسازی و هزینهتراشی است/ صداوسیما یا باشگاه خالصسازان
بسیاری از کارشناسان معتقدند برخی مواضع افراطی مطرح شده در برنامههای زنده، به جای آنکه به آرامش روانی جامعه و تقویت موضع کشور کمک کند، عملاً بهانه به دست دشمنان منطقهای و بینالمللی مانند آمریکا و اسرائیل میدهد. القای این حس که کشور به دنبال تنشزایی بیقاعده است و تضعیف ایده مذاکره و توافق در چارچوب منافع ملی، گویی خطمشی رسانهای است که باید همسو با شورای عالی امنیت ملی و دولت حرکت کند، اما ساز خود را میزند. رئیسجمهور دیدار دیروز به این تقابل آشکار میان سیاستهای رسمی دیپلماتیک کشور و جهتگیریهای رسانه ملی اشارهای نکرد، اما این شکاف بر کسی پوشیده نیست.
پزشکیان در بخشی از سخنانش اشاره کرد که اگر زبان ما صادقانه باشد، مردم به سمت رسانههای بیگانه نمیروند. این سخن درست است، اما ابعاد فاجعه بسیار عمیقتر است. سقوط آزاد میزان مخاطبان صداوسیما و بحران جدی «مرجعیت رسانهای»، نتیجه مستقیم همان رویکردهای حذفی و جناحی است.
هنگامی که رسانه ملی از پوشش واقعبینانه اخبار داخلی، مطالبات واقعی مردم و بحرانهای معیشتی سر باز میزند یا آنها را با روایتی وارونه و تقلیلیافته ارایه میدهد، در حقیقت اتوبان یکطرفهای را برای رسانههای خارج از کشور باز میکند. صداوسیما با اصرار بر این رویه، ناخواسته بزرگترین کمک را به جریانسازیهای دشمن و اپوزیسیون جمهوری اسلامی میکند؛ چرا که با سلب اعتماد از خود، افکار عمومی را تشنه شنیدن روایتهای بیرونی نگه میدارد. این همان حقیقت تلخی است که پشت لبخندها و تعارفات دیدار اخیر پنهان ماند.
مدیران صداوسیما سالهاست که از کلیدواژه «تحول» سخن میگویند. اما خروجی این تحول، تا به امروز چیزی جز ریزش بیشتر مخاطب، حذف چهرههای محبوب و حرفهای، و تبدیل رسانه به بستر تقابلهای جناحی نبوده است.
دیدار رئیسجمهور با مدیران جامجم، هرچند با ادبیاتی آرام سپری شد، اما زنگ خطری جدی را برای این سازمان به صدا درآورد. اگر قرار است شعار «وفاق ملی» دولت چهاردهم به ثمر بنشیند، صداوسیما نمیتواند و نباید تافتهای جدابافته و سازمانی در خدمت یک تفکر خاص باشد. آقای پزشکیان از موضع مصلحت و جایگاه ریاستجمهوری، بسیاری از ناگفتهها را در دل نگه داشت و با زبان نرم سخن گفت؛ اما واقعیتهای جامعه، آمار ریزش مخاطب و شکافهای اجتماعی موجود، این ناگفتهها را با صدای بلند فریاد میزنند. وقت آن رسیده است که رسانه ملی، به معنای واقعی کلمه «ملی» شود؛ پیش از آنکه فرآیند بیمخاطب شدن آن به نقطه بازگشتناپذیر برسد.