تاریخ انتشار: ۱۰:۴۳ - ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
طوفان سبز در تالار شیشه‌ای

بورس تهران رکورد‌ها را جابه‌جا کرد!

بازار سهام یکشنبه را در حالی پشت‌سر گذاشتیم که به طور کامل و جدی تحت تاثیر خبر‌های سیاسی قرار داشت و رسیدن سیگنال‌هایی از پاکستان و بحث توافق دو مرحله‌ای بازار را در صف تقاضا قفل کرد!

اقتصاد۲۴- بورس تهران معاملات دومین روز هفته را تحت تاثیر رسیدن خبر‌هایی از توافق احتمالی میان ایران و آمریکا با رکورد ۳۰ همت صف تقاضا در سطوح مختلف بازار آغاز کرد و یک روز فوق رویایی با سبزپوش شدن ۹۹% نماد‌های قابل معامله و عرضه‌های قطره‌چکانی، ارزش معاملات ۱۰ هزار میلیارد تومانی را رقم زد و در عین حال ۲۷ همت صف تقاضا پابرجا بود! ورود ۵.۴ همت پول حقیقی (معادل ۵۲% ارزش معاملات) از دیگر رخداد‌ها و رکورد‌های جالب‌توجه بازار یکشنبه بود. در این روز شاخص کل با رشد ۲ درصدی به کانال ۳.۹ میلیون پیوست و شاخص هم‌وزن همچون روز‌های گذشته با ثبت بازدهی قوی‌تر ۳.۳ درصدی به کانال یک میلیونی راه یافت و باری دیگر ثابت کرد که در این مقطع هم‌وزنی‌ها پتانسیل بیشتری برای رشد دارند! گفتنی است از زمان گشایش بازار تاکنون یعنی طی ۴ روز کاری گذشته رقمی بالغ بر ۱۵.۵ همت ورود پول به تالار شیشه‌ای رقم خورده است ...

بازار یکشنبه را در حالی پشت‌سر گذاشتیم که به طور کامل و جدی تحت تاثیر خبر‌های سیاسی قرار داشت و رسیدن سیگنال‌هایی از پاکستان و بحث توافق دو مرحله‌ای بازار را در صف تقاضا قفل کرد! به شکل واضحی روشن است که بازار در این مقطع ۳ رویداد مهم را دنبال می‌کند. موضوع اول مربوط به تحولات سیاسی و اخبار‌های پیرامونی بین ایران و آمریکا از طریق میانجی‌گری پاکستان و تا حدودی قطر است. موضوع دوم انتشار گزارش‌های ماهانه و ۱۲ ماهه و بطور کل تحولات کدال است؛ و موضوع سوم، انتظارات تورمی و اثرات آن بر بازار است؛ بنابراین در این گزارش بطور مختصر درخصوص هر ۳ موضوع صحبت خواهیم کرد. اما پیش از ورود به این مباحث به این نکته اشاره کنیم که بازار هر چه جلوتر می‌رود اهمیت انتخاب سهم و دقت در خرید نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند.

از موضوع اول یعنی تحولات خاصی سیاسی آغاز می‌کنیم. آنچه در روی صحنه مشاهده می‌شود این است که طرفین ماجرا در حال نزدیک شدن به یک توافق دو مرحله‌ای هستند. از دید ما این شرایط بسیار خاص است و فکر می‌کنیم که اگر به هر دلیل این رفت‌وآمد‌ها و پیغام و پسغام‌ها منتج به توافق نشود، یک دوره جنگ و حمله قوی را تجربه خواهیم کرد. در واقع فضای فعلی نه جنگ و نه صلح خیلی نمی‌تواند ادامه‌دار باشد و احتمالا تا پیش از جام جهانی فوتبال باید تکلیف این موضوع روشن شود. هرچند کاملاً واضح است که این فضا بیش از هر چیز به واسطه محاصره دریایی فشار به اقتصاد ایران را بالا برده است.

از دید ما، فضای سیاسی منطقه وارد مرحله‌ای تازه، اما مبهم شده است؛ مرحله‌ای که در آن، بازی قدرت به میدانِ جنگِ روایت‌ها و نمایش اقتدار تبدیل شده است. توئیت ترامپ، بیش از آنکه یک توافق دیپلماتیک باشد، یک بیانیه فشارمحور با معماری روانی ـ سیاسی است؛ متنی که تلاش می‌کند واقعیت جدید را پیش از نهایی‌شدن، به ذهن بازیگران منطقه تحمیل کند. نام‌بردن هم‌زمان از عربستان، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن، بحرین و اسرائیل، صرفاً یک اشاره سیاسی نیست؛ یک نمایش حساب‌شده از «محاصره ژئوپلیتیکی» و القای اجماع منطقه‌ای تحت فرمان واشنگتن است. عبارتِ «توافق تا حد زیادی مذاکره شده» نیز حامل پیامی سنگین و چندلایه است؛ یعنی مرحله چانه‌زنی‌های اولیه پایان یافته و اکنون زمانِ پذیرشِ نظمِ جدید فرا رسیده است.


بیشتر بخوانید:چرا بورس تهران رشد کرد؟ / ارزش دلاری بازار سهام به محدوده ۶۰ میلیارد دلار رسیده


پیام پنهان این روایت، بازتعریف آمریکا به‌عنوان اتاق فرمان امنیت خاورمیانه است؛ تلاشی برای آنکه واشنگتن دوباره خود را «معمار ثبات» و هم‌زمان «مهندس مهار ایران» معرفی کند. این پیام ۳ لایه راهبردی را به‌صورت هم‌زمان حمل می‌کند؛ فشار مستقیم بر ایران از طریق ترسیم چارچوبی که قواعد آن در واشنگتن نوشته می‌شود، آرام‌سازی شوک در بازار‌های جهانی با برجسته‌کردن بازگشایی تنگه هرمز و در نهایت، نمایش یک اتحاد امنیتی که هدفش القای این گزاره است که تهران دیگر با بازیگرانی پراکنده مواجه نیست، بلکه با بلوکی هماهنگ و در حال همگرایی روبه‌رو شده است.

در دل این صحنه، ۳ تاکتیک سیاسیِ به‌هم‌تنیده دیده می‌شود. نخست، دیپلماسی نمایشی؛ جایی که ترامپ بار دیگر از «روایت بزرگِ نجات» استفاده می‌کند تا این تصویر را بسازد که تنها بازیگری ا‌ست که می‌تواند خاورمیانه را از آستانه انفجار دور کند. دوم، فشار از مسیرِ «توافق قریب‌الوقوع»؛ تکنیکی که با القای نزدیک‌بودن پایان مذاکرات، فضای روانیِ «ناگزیر بودن تصمیم» را بر طرف مقابل تحمیل می‌کند. سوم، ساخت ائتلاف امنیتی منطقه‌ای؛ جایی که قرار گرفتن نام نتانیاهو در کنار رهبران عرب، تنها یک چینش رسانه‌ای نیست، بلکه اعلامِ تولدِ یک قاب‌بندی ژئوپلیتیکی تازه است که می‌خواهد پرونده ایران را از یک اختلاف سیاسی به مسئله‌ای مربوط به «امنیت جمعی منطقه» تبدیل کند.

در این میان، کلیدی‌ترین و انفجاری‌ترین بخش توافق، بدون تردید تنگه هرمز است؛ شاه‌رگ انرژی جهان و حساس‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران. اشاره به «باز شدن تنگه هرمز» فقط معنای اقتصادی ندارد، بلکه حامل مجموعه‌ای از تعهدات امنیتی، نظامی و راهبردی است؛ از کاهش احتمال درگیری دریایی گرفته تا بازگرداندن اعتماد به بازار انرژی و مهار شوک‌های نفتی. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، این بند می‌تواند به معنای ورود مستقیم به پرونده محدودسازی ظرفیت بازدارندگی دریایی ایران باشد؛ نقطه‌ای که احتمالاً سخت‌ترین و پرتنش‌ترین بخش هر توافق احتمالی را شکل خواهد داد.

در نهایت، این خبر را نمی‌توان صرفاً اعلام یک تفاهم سیاسی دانست؛ بلکه باید آن را نشانه ورود پرونده ایران به فاز تازه‌ای از بازطراحی امنیت منطقه‌ای و مهندسی موازنه قدرت در خاورمیانه تلقی کرد. ترامپ در این روایت، تنها از «توافق» سخن نمی‌گوید؛ او در حال ساختن یک تصویر بزرگ‌تر است: نمایش اقتدار آمریکا، مدیریت ترس جهانی، بازآرایی ائتلاف‌های منطقه‌ای و کشاندن تهران به میدانِ تصمیمی تاریخی؛ بنابراین چنانچه اوضاع تحولات سیاسی را جالب نمی‌بینید، مثبت‌های بازار فرصتی برای خروج است، اما اگر به هر دلیلی توافقی شکل بگیرد، بدون تردید قیمت‌های فعلی تبدیل به خاطره خواهند شد و روند حرکتی بازار تبدیل به یک سوپرسیکل صعودی خواهد شد.

موضوع دوم، مربوط به انتشار گزارش‌های ماهانه است. با خاتمه یافتن دومین ماه سال و آغاز خرداد، شرکت‌ها در مسیر انتشار گزارش‌های سالانه و ماهانه قرار گرفته‌اند. از دید ما هر دو طیف از این گزارش‌ها دارای اهمیت بالایی هستند. اما اگر قرار است به چشم‌انداز وزن بدهیم نقش گزارش‌های ماهانه مهم‌تر خواهد بود و به دلیل محاصره اقتصادی، گزارش‌های اردیبهشت مبنای مهمی برای چشم‌انداز سود شرکت‌ها خواهد بود. حتی معتقدیم انتشار این گزارش‌ها موج‌های بدبینی و خوش‌بینی را متعادل کرده و منجر به رفتار منطقی‌تر بازار خواهد شد. گزارش‌های ماهانه می‌تواند نقش مهمی در این جریان داشته باشد و در انتخاب صنایع و شرکت‌ها مسیر روشنی را پیش پای سهامداران قرار دهد؛ و موضوع آخر مربوط به تورم عجیب و غریب شکل‌گرفته در کشور است. از زمان آغاز جنگ تاکنون قیمت بسیاری از کالا‌ها رشد ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی داشته است. این موضوع دو اثر مستقیم و غیرمستقیم بر بازار دارد. اثر مستقیم آن افزایش نرخ فروش محصولات شرکت‌ها و در نتیجه افزایش درآمد و در ادامه رشد سود آنها و اثر غیرمستقیم این است که به هر جهت با افزایش قیمت انواع و اقسام کالا‌ها باید شاهد رشد قیمت سهام در بازار سرمایه باشیم. هر چند که اگر فضای سیاسی به سمت التهاب پیش برود، ممکن است بازدهی سهام کمتر از سایر بازار‌ها باشد.

در جمع‌بندی باید گفت فضای این هفته را در حالی پیش می‌بریم که خبر‌های سیاسی مجددا لنگر بازار شده‌اند. سهامی که این روز‌ها بدون دامنه نوسان با رشد ۱۵ تا ۴۰ درصدی بازگشایی می‌شوند، این ذهنیت را ایجاد می‌کنند که بازار پتانسیل خلق بازدهی جالب در اکثر نماد‌ها به ویژه آن دسته از سهامی که محدود گشایش می‌شوند را دارد. تحقق بازده ۳۰ درصدی برای سهام در برزخ سیاسی این روز‌ها هدفی جسورانه و شیرین برای بازار است که روز‌های بدون تنش سیاسی و حمایت ارکان بازار برای تحقق آنرا می‌طلبد.

اما به سراغ بازار برویم. بازاری که واقعا عالی و درخشان بود و در غیاب نماد‌های آسیب‌دیده یک حرکت جذاب و پرقدرت دیگر را رقم زد؛ بنابراین برای امروز هم بازاری مثبت و حرکت شاخص به سمت کانال ۴ میلیونی را خواهیم داشت.

منبع: بورس ۲۴

ارسال نظر