اقتصاد۲۴- بازار سرمایه تهران روزهایی تاریخی و سرنوشتساز را سپری میکند. در ششمین روز از بازگشایی تالار شیشهای، نماگر اصلی بورس تهران پس از ماهها انتظار و نوسان، سرانجام طلسمشکنی کرد و با عبور مقتدرانه از کانال ۴ میلیون واحدی، بر فراز قلهای ایستاد که پیش از این برای بسیاری از سهامداران دور از دسترس به نظر میرسید.
معاملات این روزها در شرایطی دنبال شد که بازار سرمایه پس از دورهای رکود و توقف طولانیمدت به دلیل شرایط خاص کشور و تهدیدهای بیرونی، مجدداً کار خود را آغاز کرده است. گشایش دوباره معاملات و صعود پرقدرت آن، بازتابی از تعادل میان «مدیریت هوشمندانه بحران» از سوی سیاستگذاران و «تغییر فاز معنادار رفتار سرمایهگذاران خرد» است.
تحلیل روند جاری بازار نشان میدهد که بورس تهران با عبور از فاز هیجانی در روزهای نخستین بازگشایی، هماکنون به مداری منطقیتر و در عین حال به شدت تقاضامحور وارد شده است.
برای درک ریشههای صعود خیرهکننده و ثبت ارزش معاملات خرد در حدود ۱۷ هزار میلیارد تومان (۱۷ همت)، باید کمی به عقب برگشت؛ به نقطهای که سازمان بورس و اوراق بهادار تصمیمی سخت، پرریسک، اما استراتژیک اتخاذ کرد. تعطیلی چنددهروزه بازار سهام با هدف کنترل نوسانات شدید و جلوگیری از فرار سرمایه در اوج فشارهای روانی، در ابتدا با نقدهای متفاوتی از سوی برخی کارشناسان مواجه شد؛ اما کارنامه این روزهای بازار نشان میدهد این رویکرد انقباضی و حمایتی، تصمیم درستی بوده است.
بسته ماندن بازار در روزهای بحرانی اجازه نداد داراییهای مردم در چرخهای از رفتارهای تودهوار و هراسآلود نابود شود. مدیریت ریسک ساختارمند به بورس فرصت داد تا شوکهای بیرونی را هضم کند. در نتیجه، هنگام بازگشایی، نهتنها از صفهای فروش هراسآور خبری نبود، بلکه تقاضای سرکوبشده تالار شیشهای به یکباره منفجر شد. این مدیریت هوشمندانه و تعامل مثبت میان ارکان نظارتی بورس و بدنه اجرایی، اتمسفری از آرامش را به فضای معاملات تزریق کرد تا بازار سرمایه به جای سقوط، به پناهگاهی امن برای جذب نقدینگی سرگردان تبدیل شود.
یکی از مهمترین ویژگیهای جهش اخیر بورس که تحلیلگران بر آن پای میفشرند، تغییر ساختار تقاضا و حرکت به سمت تعادل است. اگر در روزهای ابتدایی هفته، بازار در فضایی کاملاً هیجانی و صفهای خرید قفلشده و بدون عرضه پیش میرفت، پویایی معاملات روزهای اخیر حکایت از ورود بازار به مرحلهای جدید دارد؛ مرحلهای که معاملهگران با شناسایی سود اقدام به عرضه میکنند و خریداران تازهنفس این عرضهها را جذب میکنند.
گزارشهای آماری نشان میدهند بیش از ۷۰۰ نماد در محدوده مثبت معامله شده و صدها شرکت با صف خرید سنگین به کار خود پایان دادهاند. این در حالی است که تنها تعداد بسیار اندکی از نمادها در محدوده منفی یا صف فروش قرار داشتند. نکته کلیدی این تحول، عبور بازار از جریان «سهممحوری» به سمت «صنعتمحوری» است. در شرایطی که بخشی از نمادهای بزرگ و سنتی شاخصساز به دلایل فنی همچنان متوقف هستند، لیدرهای جدیدی مانند گروه فلزات اساسی (با پیشتازی نمادهایی مثل فملی)، صنایع پالایشی (شپنا و شبندر) و گروه بانکی (وبملت و وپاسار) جور بازار را کشیدهاند و جریان قدرتمند ورود پول حقیقی را هدایت میکنند. صعود بورس دیگر متکی به تکسهمها نیست، بلکه بر پایه پتانسیلهای بنیادی صنایع بزرگ شکل گرفته است.
اپیدمی تقاضا در بورس تهران رابطه مستقیمی با تحولات بازارهای موازی دارد. رصد دقیق ترجیحات سرمایهگذاران خرد نشان میدهد که یک شیفت بزرگ در استراتژیهای مالی رخ داده است. در روزهای گذشته، بازار ارز و طلا با افت محسوس قیمتها مواجه شدند؛ دلار آزاد گامهایی به عقب برداشت و طلای ۱۸ عیار از قلههای پیشین خود تنزل کرد. همزمان، صندوقهای سرمایهگذاری درآمد ثابت نیز با خروج سنگین و چند همتی نقدینگی روبهرو شدند.
این اعداد سیگنالی واضح به اقتصاد ایران صادر میکنند؛ سرمایههای خرد تمایلی به ماندن در حسابهای بدون ریسک یا ورود به بازارهای موازی اشباعشده ندارند. تراز پول حقیقی واردشده به بورس و صندوقهای سهامی نشان میدهد که سرمایهگذاران، تالار شیشهای را به عنوان کارآمدترین کانال برای مصونسازی داراییهای خود در برابر تورم انتخاب کردهاند. قدرت خرید حقیقیها در سطحی مثبت تثبیت شده و میانگین خرید هر معاملهگر حقیقی به شکلی معنادار بالاتر از میانگین فروش قرار گرفته است که خود، گواهی بر برتری قاطع جبهه تقاضاست.
روند صعودی و پرقدرت بورس تهران در عین جذابیت، تحلیلگران را به دو دسته با روایتهای متفاوت تقسیم کرده است. روایت نخست که فضایی بسیار بهاری را ترسیم میکند، معتقد است بورس ایران پس از اصلاحهای فرسایشی گذشته، به لحاظ ارزش دلاری به کفهای تاریخی خود رسیده بود و این رالی صعودی، تازه آغاز یک عقبماندگی بزرگ از تورم است. از نگاه این گروه، بهبود افقهای سیاسی، احتمال توافقات کلان و تثبیت نرخ سودآوری شرکتهای صادراتمحور، چشمانداز بازار را تا پایان فصل اول سال کاملاً سبز نگاه خواهد داشت.
در مقابل، روایت دومی نیز وجود دارد که بر لزوم احتیاط و پرهیز از رفتارهای تودهوار تأکید میکند. منتقدان و کارشناسان محتاطتر معتقدند اگرچه تصمیمات مدیریتی سازمان بورس در بسته نگاه داشتن بازار و بازگشایی کنترلشده آن ستودنی بود، اما پایداری کانال ۴ میلیون واحدی در بلندمدت نیازمند «اصلاحات ساختاری در اقتصاد کلان» است. آنها هشدار میدهند که اگر صعود بازار صرفاً ناشی از هیجان ورود نقدینگی پس از یک دوره توقف باشد و با تزریق نقدینگی به بخش واقعی تولید و واقعیسازی نرخ ارز نیما همراه نشود، میتواند ریسکهای جدیدی را خلق کند. با این حال، حتی بدبینترین تحلیلگران نیز معتقدند جریان فعلی پول به قدری قدرتمند است که اجازه ریزش ناگهانی را به بازار نخواهد داد و بورس دستکم در میانمدت، دست برتر را در اقتصاد کشور خواهد داشت.
نمیتوان از بورس تهران نوشت و از ضلع اصلی آن یعنی «سرمایهگذاران خرد» یاد نکرد. بورس در سالهای گذشته پیوندی عمیق با معیشت و سرمایههای روانی تودههای مردم پیدا کرده است. ورود غافلگیرکننده بورس به مدار صعودی، بار دیگر امید را به جامعهای تزریق کرده که از نوسانات بازارهای غیرمولد خسته شده است. بازگشت اعتماد عمومی به این بازار، بزرگترین دستاوردی است که سیاستگذاران اقتصادی نباید به سادگی از کنار آن عبور کنند.
اگر همکاری ارکان ناظر بازار، سازمان بورس و دولت به سمت ثبات در تصمیمگیریها، حذف قیمتگذاریهای دستوری و حمایت واقعی از صنایع بورسی حرکت کند، این رالی صعودی میتواند به موتور محرک تولید ملی تبدیل شود. واقعیت این است که بورس امروز ترکیبی متوازن از «امید» و «احتیاط» را به نمایش میگذارد. بازار سرمایه ایران آزمون بزرگ خود را در کنترل شوکهای روانی با موفقیت پشت سر گذاشته و اکنون در جایگاهی ایستاده که میتواند به عنوان دماسنج واقعی و مثبت اقتصاد ایران عمل کند؛ مشروط بر اینکه سیاستگذار، قدر این صعود و اعتماد دوباره مردم را بداند.