تاریخ انتشار: ۱۶:۴۵ - ۰۶ خرداد ۱۴۰۵

لایک‌ها و کامنت‌ها چه تاثیری بر مغز می‌گذارند؟

دوپامین به عنوان انتقال‌دهنده عصبی در مغز نقش کلیدی در سیستم پاداش ایفا می‌کند و این ماده شیمیایی زمانی ترشح می‌شود که فرد تجربه‌ای لذت‌بخش مانند خوردن غذا، تعامل اجتماعی مثبت یا دستیابی به موفقیت را تجربه کند. در فضای مجازی اما، دوپامین به واسطۀ پاداش‌های سریع و مکرر با یک لایک یا نظر مثبت ترشح می‌شود.

اقتصاد۲۴- دوپامینیزه شدن به پدیده‌ای اشاره دارد که در آن فعالیت‌ها یا رفتار‌های خاصی مانند استفاده از شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های ویدئویی یا مرور مداوم تلفن همراه باعث تحریک بیش از حد سیستم پاداش مغز می‌شوند. این پدیده به واسطه ترشح مکرر دوپامین رخ می‌دهد و می‌تواند منجر به اعتیاد رفتاری و کاهش کنترل بر استفاده از فناوری شود.

نقش دوپامین در دوپامینیزه شدن چیست؟

دوپامین یک انتقال‌دهنده عصبی در مغز است که نقش کلیدی در سیستم پاداش ایفا می‌کند. این ماده شیمیایی زمانی ترشح می‌شود که فرد تجربه‌ای لذت‌بخش مانند خوردن غذا، تعامل اجتماعی مثبت یا دستیابی به موفقیت را تجربه کند، اما در فضای مجازی دوپامین به واسطۀ پاداش‌های سریع و مکرر به طور مصنوعی تحریک می‌شود؛ مثلاً هربار که فرد یک لایک یا نظر مثبت دریافت می‌کند، مغز او دوپامین ترشح می‌کند که باعث ایجاد احساس رضایت فوری می‌شود.

بازی‌های ویدئویی نیز مراحل کوتاه و پاداش‌های مکرر در بازی‌ها سیستم پاداش مغز را تحریک می‌کنند. همچنین مواجهه مکرر با محتوای جذاب و جدید باعث افزایش ترشح دوپامین می‌شود.

دوپامین به طور طبیعی در شرایط عادی و هنگام تجربه‌های لذتبخش یا انگیزشی مانند خوردن غذای خوش مزه، تعامل مثبت با دیگران یا موفقیت در یک هدف کوچک در مغز ترشح می‌شود. این ترشح در سطح متعادلی قرار دارد که مغز را تحریک می‌کند تا رفتار‌های سالم و پاداش‌دهنده را تکرار کند. سطح طبیعی دوپامین در مغز کمک می‌کند تا فرد بتواند از فعالیت‌های عادی زندگی لذت ببرد و انگیزه کافی برای انجام کار‌های مختلف داشته باشد.

وقتی افراد به محرک‌های مجازی مانند لایک‌ها، نظر‌ها و بازی‌های ویدئویی وابسته می‌شوند، مغز تحت تأثیر پاداش‌های سریع و مصنوعی قرار می‌گیرد که این پاداش‌ها باعث می‌شوند سطح دوپامین در مغز به طور غیرطبیعی افزایش یابد. برای مثال، در حالت عادی یک تعامل اجتماعی مثبت ممکن است سطح دوپامین را ۲۰ تا ۵۰ درصد افزایش دهد، اما در شرایط دوپامینیزه شدن، محرک‌های دیجیتال می‌توانند سطح دوپامین را تا ۲۰۰ درصد یا حتی بیشتر افزایش دهند. این تحریک شدید سیستم پاداش مغز، باعث می‌شود که مغز به این سطح بالا عادت کند و حساسیت طبیعی خود را به دوپامین از دست بدهد. در نتیجه، مغز برای تجربه همان حس لذت به محرک‌های قوی‌تر و مدت زمان بیشتری از تعاملات دیجیتال نیاز پیدا می‌کند.

کاهش حساسیت مغز به دوپامین

با عادت کردن مغز به سطح بالای دوپامین حساسیت طبیعی سیستم پاداش کاهش می‌یابد. این به معنای آن است که فعالیت‌های عادی و لذت بخش مانند خواندن کتاب یا تعاملات حضوری دیگر برای فرد جذاب و لذت بخش نخواهند بود و این امر می‌تواند به بی‌حوصلگی مزمن یا حتی افسردگی منجر شود.

وابستگی به محرک‌های دیجیتال مغز

به محرک‌های دیجیتال مانند اسکرول کردن در شبکه‌های اجتماعی یا دریافت بازخورد‌های آنلاین وابسته می‌شود. این وابستگی می‌تواند باعث شود فرد مدت زمان طولانی‌تری را صرف استفاده از فناوری کند که به فرسودگی روانی و اضطراب منجر می‌شود.

تضعیف توانایی تصمیم‌گیری و انگیزه

سطح بالای دوپامین مصنوعی مغز را تنبل می‌کند. فرد دیگر انگیزه کافی برای فعالیت‌هایی که پاداش فوری ندارند، مانند مطالعه، ورزش یا کار بر روی اهداف بلند مدت، نخواهد داشت. این موضوع می‌تواند باعث کاهش بهره‌وری و احساس نارضایتی از خود شود. افزایش استرس و اضطراب زمانی که فرد نمی‌تواند به پاداش دیجیتال مورد نظر دست پیدا کند، مثلاً کاهش لایک‌ها یا بازخورد‌های منفی، سطح استرس و اضطراب او افزایش می‌یابد؛ این فشار روانی می‌تواند سلامت روانی فرد را به شدت تهدید کند.

فرسودگی سیستم عصبی

تحریک بیش از حد سیستم پاداش مغز می‌تواند به فرسودگی سیستم عصبی منجر شود. این حالت باعث خستگی ذهنی و کاهش توانایی تمرکز می‌شود و می‌تواند بر سلامت جسمانی نیز تأثیر بگذارد.

تمرین وقفه‌های دیجیتال

کاهش تدریجی زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی یا بازی‌های رایانه‌ای و دیجیتال به مغز کمک می‌کند حساسیت خود را به سطح طبیعی دوپامین بازگرداند. ایجاد وقفه در استفاده برای مدت زمان‌های متفاوت اغلب با عنوان سم‌زدایی دیجیتال شناخته می‌شود. سم‌زدایی دیجیتال فرایندی است که در آن فرد به طور موقت یا دوره‌ای، استفاده از دستگاه‌ها و سکو‌های دیجیتال را کاهش می‌دهد یا متوقف می‌کند. این استراتژی به مغز کمک می‌کند تا از چرخه تحریک بیش از حد ناشی از پاداش‌های دیجیتال مانند لایک‌ها و اعلان‌ها خارج شود و حساسیت طبیعی خود به دوپامین را بازسازی کند.


بیشتر بخوانید:ایلان ماسک: اینستاگرام برنامه‌ای برای دختران است


در این میان، مغز فرصت می‌یابد تا سطح دوپامین خود را به حالت تعادل بازگرداند و به جای وابستگی به پاداش‌های فوری، لذت را در فعالیت‌های دنیای واقعی مانند تعاملات حضوری، ورزش یا فعالیت‌های خلاقانه تجربه کند. این فرایند علاوه بر کاهش استرس و اضطراب مرتبط با دوپامینیزه شدن به تقویت تمرکز، افزایش رضایت از زندگی و بهبود سلامت روانی فرد کمک می‌کند.

ایجاد عادت‌های سالم

جایگزین کردن فعالیت‌های دیجیتال با فعالیت‌های فیزیکی مانند ورزش یا فعالیت‌های خلاقانه می‌تواند به بازسازی سیستم پاداش مغز کمک کند.

تقویت مهارت مدیریت هیجانات

مهارت مدیریت هیجانات به افراد کمک می‌کند تا احساسات خود را شناسایی کرده و رفتار‌های ناشی از اعتیاد به پاداش‌های سریع را مدیریت کنند. برای مثال فرد می‌تواند بفهمد که استرس او ناشی از نیاز به بازخورد فوری است و با تمرکز بر اهداف بلندمدت، رفتار خود را تعدیل کند.

منبع: ایسنا
ارسال نظر