اقتصاد۲۴- پیش از آنکه درِ مهدکودک و پیشدبستانیها قفل شود، موسسان هزینه یک سال را حساب کرده بودند. از پول مزایده مدرسه و سهم سرایداری گرفته تا اجاره کلاس، حقوق مربی و بیمه؛ قرار بود این هزینهها از محل شهریه ماهانه بچهها جبران شود، همان شهریههایی که بسیاری از خانوادهها دیگر حاضر به پرداختش نیستند.
چند ماه بعد از ۹ اسفند و تعطیلی سراسری کودکستانها در پی شرایط جنگی، کلاسها هنوز برقرارند، اما نیمهجان و بلاتکلیف. مربیها هم مثل معلمها کلاس آنلاین دارند، اما موسسان پیشدبستانی زیر بار اجاره و بدهی ماندهاند. هزینهها را از از جیب میدهند تا فقط مجوزشان باطل نشود.
حمیدرضا شیخالاسلام، رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک روز ۲۸ فروردینماه اعلام کرد کودکستانها تا اطلاع ثانوی اجازه فعالیت حضوری ندارند. کمی بعد هم هشدار داد با هر مرکز پیشدبستانی که خلاف دستورالعملها فعالیت کند، برخورد خواهد شد. هرچند این تصمیم با استناد به شرایط ویژه و ناامنی برخی مناطق کشور گرفته شد ولی به تمام استانها تعمیم پیدا کرد.
حالا در غیاب هرگونه حمایت از سوی دولت، هزاران کودکستان و پیشدبستانی میان تعطیلی اجباری، شهریههای پرداختنشده و هزینههایی که روزبهروز به آن افزوده میشود، ماندهاند. مراکزی که به گفته موسسانشان، نه میتوانند مثل مدارس در تعطیلات دوام بیاورند، نه اجازه دارند آزادانه تصمیم بگیرند و نه کسی مسئولیت خسارت این ماهها را میپذیرد.
یکی از موسسان پیشدبستانی در تهران، امسال توانست با پرداخت ۱۸۰ میلیون تومان در مزایده آموزش و پرورش، امکان برگزاری دوره پیشدبستانی را در یک مدرسه دولتی به دست آورد. او میگوید تمام مبلغ در ابتدای سال از موسس دریافت میشود. در حالی که درآمد مراکز، وابسته به پرداخت ماهانه شهریه است. او توضیح میدهد: «بزرگترین مشکل ما این است که نمیتوانیم شهریه ثبتنامها را از اولیا دریافت کنیم. مبلغ اجاره مدرسه، سهم سرایدار و حقوق مربی را از شهریه ماهانه میدادیم اما نزدیک سه ماه است هیچ دریافتی نداشتهام و تا امروز ۶۰ میلیون تومان ضرر کردهام.»
به گفته او، آموزش و پرورش نه تنها بخشی از هزینهها را نپذیرفته، بلکه همچنان موسسان را ملزم به پرداخت کامل تعهدات مالی کرده: «وقتی به اداره میرویم، میگویند اگر اقدام نکنید، کد ملیتان را میدهیم و مجوزتان لغو میشود. یعنی ما مجبوریم همه هزینهها را از جیب شخصی پرداخت کنیم.»
پیشدبستانیها زیر نظر سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک فعالیت میکنند. این سازمان هم زیرمجموعه وزارت آموزش و پرورش است اما موسسان معتقدند مسئولیت تعطیلی به عهده دولت است و هزینههای آن بر دوش آنها افتاده. این موسس تهرانی میگوید حتی برای کلاسی که در ماههای اخیر استفاده نشده، همچنان اجاره پرداخت میکند: «به مسئول حقوقی اداره گفتم حداقل اجاره را نگیرید، چون ما اصلا از محیط استفاده نکردهایم. جوابشان این بود که باید شهریه را کامل از اولیا بگیرید.» او از مراکزی میگوید که به شکل زیرزمینی فعالیت خود را ادامه دادهاند: «بعضی مراکز که در مدارس نیستند، مخفیانه باز شدهاند اما ما نمیتوانیم این کار را بکنیم. نه اجازه بازگشایی میدهند، نه حمایت مالی میکنند.»
اگرچه مدارس در این مدت، آموزش را به فضای مجازی منتقل کردهاند اما موسسان پیشدبستانی معتقدند آموزش آنلاین برای کودکان خردسال جذاب نیست و کارایی چندانی ندارد. این موسس تهرانی میگوید: «کلاس آنلاین داریم، مربی هم مجازی با بچهها کار میکند اما آموزش مجازی برای کودکان جذاب نیست. از ساعت ۱۲ تا ۱۳:۳۰ کلاس برگزار میکنیم ولی بچهها مشتاق نیستند و استقبال ناچیز است.» او در عین حال، نمیتواند والدین را بابت نپرداختن شهریهها سرزنش کند: «پیش از جنگ هم به خاطر آلودگی هوا و ناترازی انرژی، تعطیلی زیاد داشتیم. خانوادهها میگویند چهار ماه از خدمات استفاده نکردهاند، پس چرا باید شهریه بدهند؟ راست هم میگویند.»
اما مشکل اینجاست که آموزش و پرورش، سهم خود را کامل مطالبه میکند، حتی اگر کلاسها حضوری برگزار نشده باشند. به گفته او، امسال فقط ۲۱ شاگرد داشته و حقوق مربیاش از ۸ میلیون به ۱۰ میلیون تومان بهعلاوه ۱۵ روز بیمه رسیده. شهریه سالانه هر دانشآموز هم حدود 15 تا ۱۷ میلیون تومان بوده. هرچند بخش عمده این پول هم صرف هزینههای اداری، اجاره مدرسه و هزینههای مختلف میشود. او به فرارو میگوید: «آموزش و پرورش هیچ کاری برای ما نمیکند. حتی همان کلاس مدرسه را هم به ما اجاره میدهد. امسال ۱۰ میلیون به مدرسه دادم و مبلغی هم به سرایدار.»
روایت یک موسس دیگر در تهران، تصویر مشابهی از وضعیت این مراکز ارائه میدهد. او از شرایط این روزهایش میگوید: «اداره گفته بود اجاره فروردین و اردیبهشت را میبخشد اما این اتفاق نیفتاد. حتی تهدید کردند اگر اجاره را ندهیم، سال آینده اجازه شرکت در مزایده را نداریم.» به گفته او، اداره منطقه به موسسان فشار میآورد تا شهریهها را از والدین دریافت کنند: «اداره منطقه تقصیر را گردن اداره کل میاندازد و میخواهد ما هم به اولیا فشار بیاوریم. درحالیکه ما هیچ اهرم فشاری نداریم.»
هیچ اجباری برای حضور در مقطع پیشدبستانی و ارائه گواهی آن برای ثبتنام کلاس اول نیست. همین موضوع باعث انصراف بسیاری از خانوادهها بدون نگرانی از ادامه کلاسها و نپرداختن شهریه شده است. این موسس توضیح میدهد علاوه بر مبلغ مزایده، هزینههای جانبی متعددی وجود دارد: «باید ماهانه به سرایداری مبلغی بدهیم، بعضی مدیران مدارس هم ۱۰ درصد شهریه را میگیرند. یکی پول قبض آب و برق میخواهد، یکی کمک مردمی.» او امسال به دلیل مشکلات مالی، تعداد مربیانش را کاهش داده: «هر سال دو مربی داشتم اما امسال خودم و یک مربی دیگر کار میکنیم.»
تا امروز حدود ۷۰ میلیون تومان از شهریهها پرداخت نشده: «بعضی خانوادهها حتی پول فرم مدرسه و لوازم را هم ندادند. یکی از پدرها میگفت کاسبیاش خوابیده و پول لباس فرم دخترش را ندارد. خب من چرا باید هزینه لباس فرم را بدهم؟» او تعریف میکند حتی پیام هشدار اداره درباره حذف از مزایده را برای یکی از خانوادهها فرستاده تا قانع شود: «پدر بچه گفت ما از کلاس استفاده نکردیم و بچه چیزی یاد نگرفته، چرا پول بدهیم؟ این درحالیست که دختر آن خانواده در بیشتر کلاسهای مجازی شرکت نمیکرد و هیچ تکلیفی تحویل نمیداد. یعنی خودش انصراف داده بود.»
به اعتقاد این موسس، تصور عمومی درباره کلاسهای آنلاین پیشدبستانی نادرست است: «مربیهای پیشدبستان باید آموزش را برای کودک ششساله جذاب کنند. مربیان برای هر جلسه از ویدئو، تصویر، بازی و سرگرمی استفاده میکنند و حتی بیشتر از حالت عادی انرژی میگذارند: « در شرایط آنلاین، انرژی بیشتری صرف میکنیم اما انگار به چشم والدین نمیآید.» این در حالیست که بسیاری از مربیان مهدکودکها و پیشدبستانیها، از اقشار کمدرآمد جامعه هستند و در ماههای اخیر بدون بیمه بیکاری یا حمایت صنفی، خانهنشین شدهاند.
طبق آماری که سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک سال گذشته اعلام کرد، بیش از ۳۱ هزار و ۵۰۰ کودکستان در کشور فعال هستند. تعطیلی چندماهه این مراکز، معیشت هزاران مربی، مدیر و نیروی خدماتی را تحت تاثیر قرار داده است.
پیشدبستانیها در شهرهای کوچک با بحران متفاوتی مواجهند. یک موسس پیشدبستانی در شهر نقنه از توابع شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری از وضعیتی حرف میزند که نه تنها حمایت نمیشوند، بلکه بسیاری از خانوادهها به معنای واقعی توان پرداخت شهریه را ندارند: «شهریه مصوب امسال ۱۵ میلیون بود اما من به خانوادهها همان ۱۰ میلیون را اعلام کردم و آن را هم ماهانه میگرفتم.» این موسس حتی پس از تعطیلیها، خانهای اجاره کرد تا مدتی کلاس حضوری برگزار کند: «بعد از عید، یک ماه حضوری کلاس داشتیم. حدود ۱۲ شاگرد دارم اما اغلب شهریهشان را پرداخت نکردهاند.»
او نه بیمه دارد، نه حمایت شغلی: «هم باید بیمه خودم را بپردازم، هم اجاره ملک و هم قبوض.» به گفته او، در شهرهای کوچک امکان فشار آوردن به خانوادهها تقریبا صفر است: «مردم اینجا وضعیت مالی خوبی ندارند. بیشترشان کارگرند و چند فرزند دارند. من هم سعی میکنم تا جای ممکن به آنها فشار نیاورم.» پس اگر خانوادهای نخواهد شهریه را پرداخت کند، کاری از موسس برنمیآید: «نه حمایت قانونی داریم، نه اهرم فشار. حتی اگر مدارک شناسایی را به عنوان گرو نگه داریم، المثنی میگیرند و برای اول دبستان ثبتنام میکنند.» این موسس تا امروز حدود ۵۰ میلیون تومان ضرر کرده.
روایت این موسس از چهارمحال و بختیاری، زاویه دیگری هم دارد، او از سالها انتظار بینتیجه به فرارو میگوید: «سال سوم کارم اعلام کردند هرکس را با ۹ سال سابقه، بدون آزمون استخدام آموزش و پرورش میکنند. الان ۱۷ سال سابقه کار دارم اما نه استخدام شدم، نه حمایت.» بسیاری از موسسان پیشدبستانی سالها با امید استخدام یا بهبود شرایط ادامه دادهاند: «خیلیها به همین امید ماندند اما هنوز که هنوز است معلق ماندهایم.»
او حالا برای ادامه کار، از همسرش پول قرض میگیرد: «هر سال مبلغی روی ودیعه سال قبل میگذارم تا فقط ادامه بدهم اما اجاره هم مدام بالاتر میرود.» این موسس وضعیت خود و بسیاری از همکارانش را اینگونه توصیف میکند: «نه استخدام شدیم، نه آینده شغلی داریم، نه بیمه میشویم و نه در چنین موقعیتهایی دولت از ما حمایت میکند. فعلا میسوزیم و میسازیم، فقط به امید اینکه شرایط بهتر شود.»
در شرایط فعلی، مدارس دستکم امکان آموزش مجازی و تداوم نسبی فعالیت را داشتهاند و حقوقشان به عهده دولت بوده و اجاره مکانی که از آن استفاده نمیکنند هم بر دوششان سنگینی نمیکند. پیشدبستانیها اما به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای آموزش کشور تبدیل شدهاند که نه تعطیلیشان از هزینهها کاسته و نه ادامه کارشان تضمینی برای بقا دارد.