اقتصاد۲۴- مسابقات جام جهانی فوتبال تنها یک رویداد ورزشی نیست؛ بلکه یکی از بزرگترین پروژههای لجستیکی، رسانهای و توریستی در جهان محسوب میشود. در دهههای گذشته، کشورهای میزبان با توجیه «تحول اقتصادی و توسعه زیرساختها»، میلیاردها دلار از بودجه عمومی را صرف ساخت استادیومها و امکانات جدید کردهاند.
تازهترین مطالعات منتشر شده در سال ۲۰۲۶ توسط مجمع جهانی اقتصاد (WEF) و موسسات مالی نظیر «ساکسو بانک»، نشان میدهد که اقتصاد ورزش تا سال ۲۰۵۰ میتواند به یک صنعت ۸.۸ تریلیون دلاری تبدیل شود. با این حال، وقتی صحبت از هزینهفایده میزبانی یک رویداد خاص مانند جام جهانی میشود، شکاف معناداری میان پیشبینیهای خوشبینانه فیفا و واقعیتهای اقتصاد کلان به چشم میخورد.
فیفا و شرکتهای مشاوره همکار آن پیشبینی کردهاند که جام جهانی ۲۰۲۶ (با حضور ۴۸ تیم و برگزاری ۱۰۴ مسابقه) میتواند تا ۴۰.۹ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی (GDP) جهانی اضافه کرده و بیش از ۸۲۴ هزار شغل تماموقت ایجاد کند. اما آیا این ارقام در سطح اقتصاد ملی کشورهای میزبان نیز تحولآفرین است؟
پاسخ اقتصاددانان به این پرسش منفی است. به عنوان مثال، حتی در خوشبینانهترین سناریوها، پیشبینی میشود که جام جهانی ۲۰۲۶ تنها حدود ۱۷.۲ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی ایالات متحده اضافه کند. این رقم، با وجود قابلتوجه بودن، کمتر از ۰.۱ درصد از کل اقتصاد آمریکا را تشکیل میدهد. یعنی در عمل محرک یک رشد معنادار در سطح اقتصاد کلان به حساب نمیآید.
تاثیر این رویداد بیشتر به شکل جابهجایی الگوهای مصرف است تا خلق ثروت خالص جدید. به این معنا که پولی که مردم صرف خرید بلیت یا سفر میکنند، پولی است که در غیر این صورت در بخشهای دیگر اقتصاد (مثل سینما یا رستورانهای محلی) خرج میشد. در مقابل، برای اقتصادهای کوچکتر یا متکیتر به توریسم، این تاثیر ملموستر است. برای مثال پیشبینی میشود مکزیک به عنوان یکی از سه میزبان سال ۲۰۲۶، حدود سه میلیارد دلار سود اقتصادی به دست آورد. این رقم معادل ۰.۲ تا ۰.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور است.
اگرچه تاثیر کلان جام جهانی محدود است، اما در سطح اقتصاد خرد و شهری، این مسابقات میتوانند بسیار سودآور باشند. برآوردهای جدید نشان میدهند که برگزاری هشت مسابقه در لسآنجلس کانتی، تاثیر اقتصادی مستقیمی بالغ بر ۵۹۴ میلیون دلار به همراه خواهد داشت و ۳۵ میلیون دلار درآمد مالیاتی جدید برای این منطقه ایجاد میکند.
بیشتر بخوانید:بلاتکلیفیهای تیم ملی فوتبال در آستانه ورود به مکزیک
دولت محلی بریتیش کلمبیا کانادا پیشبینی کرده است که میزبانی هفت بازی، موجب ورود بیش از یک میلیون بازدیدکننده خارج از استان شده است. در بازه زمانی پنج ساله، میتواند یک میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی این استان تزریق کند.
هر یک از شهرهای دالاس و آتلانتا نیز انتظار میرود صدها میلیون دلار از طریق رزرو هتلها، رستورانها و سیستم حملونقل محلی به دست آورند و هزاران شغل موقت در بخش خدمات و امنیت ایجاد کنند.
برای درک بهتر اقتصاد جام جهانی، باید به تفاوت ماهوی مدلهای میزبانی توجه کرد. بررسیها نشان میدهد که فیفا و کشورهای میزبان از اشتباهات گذشته درس گرفتهاند.
جام جهانی فوتبال و معمای رونق اقتصادی / بررسی هزینهفایده میزبانی در سال ۲۰۲۶ و پس از آنقطر برای برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲، یک پروژه عظیم ۲۰۰ میلیارد دلاری را پیش برد که تنها بخش کوچکی از آن مربوط به خود فوتبال بود. این یک سرمایهگذاری برای تغییر چهره کشور بود. در مقابل، آمریکا، مکزیک و کانادا هیچ استادیوم جدیدی نساختهاند. استراتژی آنها، بهرهبرداری حداکثری از زیرساختهای فعلی برای جذب ۷.۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم توریستهای خارجی است.
فارغ از کشورهای میزبان، اقتصاد جام جهانی سه برنده قطعی و همیشگی دارد. اولین مورد آن فیفاست؛ نهاد برگزارکننده مسابقات که حق پخش تلویزیونی و اسپانسرینگ را در انحصار خود دارد. فیفا در چرخه ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ توانست بالغ بر ۶.۳ میلیارد دلار درآمد کسب کند و این رقم برای ۲۰۲۶ بسیار بالاتر خواهد بود. جام جهانی با حضور میلیاردها بیننده، فرصت بزرگی برای شبکههای رسانهای و پلتفرمهای شرطبندی برای درگیری مخاطب (Engagement Economy) است. با ورود هوش مصنوعی، این پلتفرمها توانستهاند با ارائه شرطبندیهای لحظهای، حاشیه سود خود را به شدت افزایش دهند. برندهای بزرگ ورزشی مانند نایکی (Nike) و آدیداس (Adidas) نیز با فروش پیراهنها و تجهیزات ورزشی مرتبط، به نوعی یک کمپین بازاریابی جهانی رایگان دریافت میکنند. این ارقام مستقیما در گزارشهای مالی سهماهه آنها نمود پیدا میکنند.
جام جهانی فوتبال دیگر یک «معدن طلای تضمینشده» برای اقتصاد ملی کشورهای میزبان نیست. مطالعات آکادمیک و گزارشهای نهادهای مالی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که وعده رشدهای چشمگیر اقتصادی غالبا یک توهم آماری است. با این حال، اگر کشوری مانند مدل ۲۰۲۶ِ آمریکای شمالی، به جای ساختوسازهای میلیارد دلاری و خلق فیلهای سفید، بر استفاده از زیرساختهای موجود و مدیریت دقیق صنعت توریسم متمرکز شود، میتواند بازگشت سرمایه قابل قبولی را برای شهرهای میزبان خود تضمین کند. رویدادهای ورزشی بزرگ به خودی خود معجزه نمیکنند، بلکه کاتالیزوری هستند که نیازمند برنامهریزی واقعبینانه و مدیریت سختگیرانه مالیاند.