اقتصاد۲۴-آنطور که آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده، اختلاف قیمت میان شاخص نفت خام نقدی دریای شمال که به آن دیتد برنت (قیمت نقدی محمولههای آماده بارگیری) گفته میشود و قراردادهای آتی نفت برنت در بورس آی سیای، از آغاز جنگ ایران به شکل غیرعادی پرنوسان شد. حقبیمه نفت قیمت نقدی نسبت به نفت برنتی که سررسید آن نزدیک است، در اوایل آوریل به رکورد رسید و تا ۳۵ دلار برای هر بشکه بالا رفت. دلیل این امر آن است که اختلال در عرضه، قیمت محمولههای فیزیکی را جهش داد.
اما این فاصله در اوایل مه تا حدود ۳ دلار برای هر بشکه پایین آمد و به محدوده معمول خود نزدیکتر شد، زیرا نگرانیها از کمبود کوتاهمدت تا حدی کاهش یافت. همین نوسانهای تند باعث شد برخی از گسست میان بازار فیزیکی و بازار معاملات کاغذی صحبت کنند و حتی پیوند این دو را از هم گسیخته بدانند.
با این حال، در عمل جداییای رخ نداده است. حقبیمه بالای قیمت نقدی نسبت به قیمتهای آتی در شروع جنگ و سپس کم شدن اخیر این فاصله، بیشتر از هر چیز نتیجه تفاوت ساختاری زمانبندی در این دو بازار است. هر معیار قیمتی به افق تحویل متفاوتی در بازار نفت دریای شمال اشاره میکند و این اختلاف زمانی که حدود شش تا هشت هفته است، به طور پایدار وجود دارد. به همین دلیل، با گذشت زمان، قیمت دیتد برنت و قیمت قرارداد آتی سررسید نزدیک الزاما به هم نمیرسند، در حالی که بسیاری گمان میکنند همگرایی ویژگی همیشگی همه بازارهای آتی کالایی است.
دیتد برنت یک معیار قیمت نقدی نزدیکمدت است و به تحویل فیزیکی نفت دریای شمال در بازه ۱۰ تا ۳۰ روز آینده مربوط میشود، آن هم برای محمولههایی که تاریخ بارگیری مشخص دارند. این قیمت بر مبنای کمترین قیمت برآوردشده میان چند نوع نفت تشکیلدهنده سبد معیار دیتد برنت تعیین میشود که شامل برنت، فورتیز، اوزبرگ، اکوفیسک و ترول است. افزون بر این، WTI Midland (یکی از انواع نفت خام سبک و شیرین آمریکا) هم در این سبد دیده میشود که قیمت آن بر مبنای تحویل در روتردام محاسبه و سپس به ارزش معادل تحویل روی کشتی در دریای شمال تبدیل میشود.
در مقابل، قراردادهای آتی برنت فوریت کمتری دارند. برای نمونه، قرارداد ژوئیه که قراردادی است که سررسید آن نزدیک محسوب میشد، قرار بود در ۲۹ مه از معامله خارج شود. با این حال، در روز سررسید، تسویه آن بر پایه قیمت دیتد برنت انجام نمیشود، بلکه بر مبنای ارزش برآوردشده بازاری انجام میگیرد که مربوط به محمولههای فیزیکی ماههای آینده است و زمانبندی آن با تقویم قراردادهای آتی برنت هماهنگ میشود. معاملهگرانی که تا سررسید در این قراردادها باقی بمانند، اگر موقعیت خود را به شکل مالی نبندند، امکان تحویل گرفتن محموله فیزیکی را دارند. همچنین سازوکاری وجود دارد که امکان تبدیل موقعیت آتی به معامله فیزیکی را فراهم میکند و اختلاف ارزش اندک میان بازار فیزیکی آیندهدار و بازار آتی را منعکس میسازد.
همین تفاوتها باعث میشود میان تحویل نزدیکمدت دیتد برنت و قراردادهای آتی برنت که به محمولههایی با بارگیری دیرتر اشاره دارند، یک فاصله زمانی دائمی حدود یک تا دو ماه شکل بگیرد؛ بنابراین اختلاف قیمت نقدی و آتی برنت عملا شبیه یک اختلاف تقویمی در حال حرکت است و ذاتا تمایلی به همگرایی ندارد.
کمبود شدید از ۲۸ فوریه به بعد بیشتر در بازار نقدی خودش را نشان داد. در این دوره، پالایشگاهها برای به دست آوردن بشکههای موجود رقابت کردند و این موضوع باعث شد قیمتهای نزدیکمدت نسبت به ماههای بعدی بالاتر برود. در عین حال، انتظار بازار از کاهش فشار عرضه با احتمال پایان درگیری و نیز نقدشوندگی بالاتر معاملات، سبب شد افزایش قیمت در ماههای جلوتر که پشتوانه قراردادهای آتی برنت و بازار فیزیکی ماههای آینده هستند، محدودتر باشد.
وجود فاصله زمانی بیش از یک ماه میان زمان پایان معامله قرارداد آتی برنت و دوره تحویل آن، در بازار نفت امری رایج است. معاملات قراردادهای آتی نفت در بازارهای بزرگ، پیش از شروع تحویل متوقف میشود تا خریدار و فروشنده فرصت کافی برای جابهجایی نفت از انبار و هماهنگ کردن حمل داشته باشند. از سوی دیگر، ذخیرهسازی نفت تخصصی و پرهزینه است و فرایند تحویل هم به دلیل الزامات سختگیرانه لجستیکی، ایمنی، بهداشت و محیط زیست، پیچیدگی عملیاتی دارد.
در بازارهای غیرانرژی مانند غلات، کالاهای کشاورزی و فلزات پایه، معمولا هزینه ذخیرهسازی کمتر و سازوکار تحویل سادهتر است و تحویل اغلب از انبار انجام میشود. برخلاف نفت، این قراردادها حتی پس از شروع مرحله اعلام آمادگی برای تحویل هم برای مدتی معامله میشوند. همین موضوع پیوند مستقیمتری میان بازار فیزیکی و بازار آتی ایجاد میکند و در نهایت به همگرایی آنها کمک میکند.
در نهایت، شکاف قیمتی میان نفت نقدی و آتی یک ویژگی ساختاری ناشی از تفاوت زمان تحویل است. این فاصله که تحت تاثیر بحران حمله جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران به شدت جهش یافته بود، اکنون با کاهش ترس از کمبود عرضه، دوباره به تعادل منطقی خود بازگشته است.