تاریخ انتشار: ۱۶:۱۵ - ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

صدف طاهریان و قیصر درباره مهاجرت هنرمندان چه گفتند؟

بازگشت قیصر به ایران و اجرای برنامه در جشن ده کیلومتری غدیر، در کنار انتشار استوری صدف طاهریان از حضورش در کشور، بار دیگر بحث بازگشت هنرمندان و چهره‌های مهاجر را به صدر اخبار آورده است.

اقتصاد۲۴- ظاهراً این بار ماجرا متفاوت است. پس از بازگشت قیصر، خواننده لس‌آنجلسی، به ایران و اجرای برنامه در جشن ده کیلومتری غدیر، صدف طاهریان نیز با انتشار استوری در اینستاگرام از بازگشت خود به کشور خبر داد.

این تحولات چند پرسش مهم را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد. آیا صدور مجوز بازگشت برای این چند چهره به معنای باز شدن مسیر بازگشت برای همه هنرمندان و سلبریتی‌های ایرانی خارج از کشور، فارغ از مواضع و سوابق آنهاست؟ ملاک و معیار این گزینش‌ها چیست؟ چگونه افرادی با سوابق و حاشیه‌هایی که سال‌ها مانع بازگشت یا فعالیتشان در ایران تلقی می‌شد، امروز امکان حضور در کشور را پیدا کرده‌اند؟

پرسش مهم‌تر، اما به آینده این چهره‌ها مربوط می‌شود. آیا بازگشت به ایران صرفاً به معنای امکان ورود به کشور است یا اینکه زمینه ادامه فعالیت هنری و حرفه‌ای نیز برای آنها فراهم خواهد شد؟ اجرای زنده قیصر در یک مراسم رسمی این تصور را ایجاد کرده که دست‌کم در برخی موارد، بازگشت با امکان فعالیت نیز همراه است. با این حال، تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که میان «اجازه ورود» و «اجازه فعالیت» فاصله قابل توجهی وجود دارد.

تجربه‌های گذشته نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. چهره‌هایی مانند حبیب، بهمن مفید و مرتضی عقیلی پس از سال‌ها به ایران بازگشتند، اما یا نتوانستند فعالیت هنری خود را از سر بگیرند یا حضورشان آن‌قدر محدود بود که اثر چندانی در فضای فرهنگی کشور نگذاشت.

در عین حال، نمی‌توان از این نکته نیز چشم پوشید که استقبال دستگاه‌های فرهنگی از چنین چهره‌هایی، از زاویه‌ای دیگر می‌تواند نوعی اعتراف به ناکامی سیاست‌های فرهنگی چهار دهه گذشته تلقی شود. حاکمیتی که در سال ۱۳۵۷ با شعار مبارزه با «فرهنگ منحط غرب» به قدرت رسید، اکنون برای جلب توجه افکار عمومی و بازسازی سرمایه فرهنگی خود، ناگزیر به همان چهره‌هایی روی آورده که روزگاری نماد همان فرهنگ تلقی می‌شدند

دعوت‌های شکست خورده

نکته جالب توجه این جا است که تمام دولت‌هایی که در ایران بر سر کار آمده‌اند فارغ از گرایش سیاسی، دعوت از هنرمندان مهاجرت کرده به ایران را به عنوان یکی از راهبرد‌های فرهنگی خود انتخاب کرده‌اند.

همه چیز از نیمه دوم دهه هفتاد، روی کار آمدن سید محمد خاتمی و گشایش نسبی فضای فرهنگی کشور آغاز شد. سید محمد خاتمی در شهریور ماه سال ۱۳۷۷ در سخنرانی خود در سازمان ملل گفت: «با هر گرایش با هر بینش با هر سلیقه‌ای که داشته باشیم چه نقطه اشتراکی بالاتر از این که ایران را عزیز و ملت ایران را سرافراز بخواهیم. اندیشیدن به وطن نقطه اشتراک همه ماست.»

بسیاری این سخنان را دعوتی از همه ایرانیان خارج از کشور برای بازگشت به ایران دانستند و هنرمندانی مانند بهمن مفید هم با جدی گرفتن سخنان رئیس جمهور و تغییر فضای سیاسی به ایران بازگشتند، اما در نهایت با ضبط پاسپورت و ممنوع الکاری مواجه شدند.

بهمن مفید درباره بازگشتش به ایران می‌گوید: «گفتند ممنوع‌التصویرم. رفتم تئاتر بازی کردم. بعد یکی با کلت آمد گفت: تئاتر تعطیل. من هم رفتم آمریکا! با میان‌پرده‌خوانی زندگی می‌کردم که رئیس دولت اصلاحات گفت همه ایرانی‌ها می‌توانند تا دو هفته بعد برگردند ایران. من هم آمدم، پاسپورتم را ضبط کردند و نگذاشتند برگردم. بد هم نشد! ماندم پیش مادرم!»

بعد از سید محمد خاتمی، حتی محمود احمدی نژاد هم همین رویکرد را در پیش گرفت. اسفندیار رحیم مشایی رابط دولت احمدی نژاد با هنرمندان سفر کرده بود، اما تلاش‌های این دولت هم سرانجام نیکی نداشت. حبیب خواننده مشهور لس آنجلسی در همین سال‌ها به ایران برگشت، اما نتیجه چیزی نبود جز مرگ در انزوا.


بیشتر بخوانید:فیلم/ قیصر زیر بار حواشی اجرای اخیر در تهران نرفت


حتی دولت سید ابراهیم رئیسی با بیشترین چسبندگی به هسته سخت قدرت هم بار‌ها از هنرمندان ایرانی خارج از کشور دعوت کرد تا به ایران بیایند. محمد مهدی اسماعیلی در گفت و گویی درباره بازگشت معین به ایران گفت: «این خواننده، چون شهروند ایرانی است حق بازگشت دارد و ما نمی‌توانیم این حق را سلب کنیم. هرکسی در هر موقعیتی است می‌تواند برگردد، تعجب می‌کنم از اتفاقات چند روز اخیر، دولت آقای رئیسی از روز اول همین مشی را داشته است، هیچ‌هنرمندی نبود در این مدت درخواست داشته باشد و ما شرایط بازگشتش را فراهم نکنیم، شرایط اجرا هم حتی فراهم کردیم.».

اما همگان اطلاع دارند حتی این دعوت رسمی وزیر ارشاد دولت سید ابراهیم رئیسی هم نتوانست زمینه بازگشت چهره هایی، چون معین و سایر هنرمندان ایرانی خارج از کشور را مهیا کند.

مسلم است که همین رویه در دولت مسعود پزشکیان هم این اتفاق تکرار شد. الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در یک گفت و گوی رسمی به صراحت اعلام کرد: «من امروز، به‌عنوان رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، با صراحت و قاطعیت اعلام می‌کنم که تمام ایرانیان مقیم خارج از کشور – به‌جز آنهایی که دارای پرونده‌های بسیار سنگین هستند و دستان‌شان به خون آلوده است – می‌توانند بدون هیچ مانعی به کشور بازگردند. این فقط نظر من نیست؛ این موضع رسمی رئیس قوه قضاییه، رئیس مجلس، و بالاتر از همه، رئیس‌جمهور است. هر کس خواست بازگردد، بدون هیچ نگرانی می‌تواند به وطن برگردد.»

مارتیک یکی از هنرمندان مهاجر بود که به این دعوت لبیک گفت. او گفت: «من دعوتشان را قبول می‌کنم و شرایط آنها را هم می‌پذیرم. دلتنگ سرزمین هستم و می‌خواهم برگردم و اینجا نفس بکشم.»

دعوت و تضمین سفت و سخت الیاس حضرتی و ابراز تمایل مارتیک هم نتوانست گره گشا باشد و هنرمندان ایرانی خارج از کشور را به ایران بازگرداند. اما بعد از جنگ چهل روزه اخیر گویا گشایش‌هایی صورت گرفته است و ما شاهد بازگشت هنرمندانی مانند قیصر و صدف طاهریان به ایران هستیم. بازگشتی که پیام سیاسی مشخص و واضحی برای تمام سلبریتی‌های خارج از کشور دارد.

پیام سیاسی بازگشت قیصر و صدف طاهریان به وطن چیست؟

جنگ ایران با ارتش آمریکا و اسرائیل نقطه عطف تعیین رابطه حاکمیت با چهره‌ها بود. بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران و سلبریتی‌ها در صد روز گذشته زیر ذره بین حاکمیت قرار گرفتند. اولین قربانی این رصد، سردار آزمون بود که با انتشار بد موقع یک استوری از امیر امارات گرفتار شد و جام جهانی را از دست داد. آزمون بعد از این محرومیت هر چقدر هم که عذرخواهی کرد فایده نداشت و از لیست نهایی تیم ملی خط خورد.

آن دسته چهره‌هایی هم که در موضع گیری علنی از حمله آمریکا و اسرائیل دفاع کرده بودند با احکام سنگینی مانند توقیف اموال مواجه شدند. حتی سلبریتی‌هایی مانند علی دایی که درباره وقایع پیشآمده سکوت کرده بودند هم مورد حملات شدید قرار گرفتند تا جایی که در یک برنامه زنده تلویزیونی با الفاظ توهین آمیزی درباره او بگویند: «کی تو دنیا از این سگ‌های هلال احمر هم پَست‌تره؟ هرچی سلبریتی و خائن و وطن فروشه مثل علی دایی!»

چنین واکنش‌هایی نشان می‌داد که حاکمیت هر سلبریتی که کوچک‌ترین موضع سیاسی اتخاذ کرده باشد در دایره غیرخودی‌ها قرار داده و با آنها به شدیدترین شکل ممکن برخورد خواهد کرد. دادگاه ساعدی نیا و فهرست بلندبالای بلاگر‌هایی که صرف انتشار یک پست یا استوری علیه نظام، با مصادره اموال مواجه شده‌اند گویای وضعیت جدید رابطه جمهوری اسلامی با چهره‌های سرشناس است.

اما حضور ناگهانی قیصر در مراسم جشن ده کیلومتری عید غدیر و بازگشت صدف طاهریان به ایران این سوال را به ذهن متبادر کرد که تفاوت آنها با دیگران چیست که توانستند به ایران بازگردند.

قیصر در اوج جنگ چهل روزه با خواندن ترانه و اظهارنظر‌های گاه و بیگاه از مواضع حاکمیت و ایران دفاع کرده بود و صدف طاهریان با سکوت خود موضعی در این باره نگرفته بود. همین موضوع باعث شد که آنها علی رغم ضدیت آنها با گفتمان فرهنگی جمهوری اسلامی، بتوانند به ایران بازگردند.

پیام حاکمیت البته در این گزینش‌ها واضح و مشخص است: می‌تواننید به ایران برگردید، به شرطی که سیاسی نباشید؛ حتی اگر قیصر و صدف طاهریان باشید.

جنگ اخیر بسیاری از معادلات پیشین را تغییر داده است؛ از سیاست خارجی گرفته تا نگاه به رسانه، فرهنگ و سلبریتی‌ها. حاکمیت امروز بیش از گذشته به دنبال تفکیک میان مخالفان سیاسی، منتقدان و چهره‌هایی است که صرفاً سبک زندگی یا فعالیت هنری متفاوتی داشته‌اند. با این حال، آزمون اصلی نه در صدور مجوز بازگشت، بلکه در تعیین تکلیف امکان فعالیت حرفه‌ای این افراد خواهد بود. تجربه‌های گذشته نشان داده که بازگشت به وطن الزاماً به معنای بازگشت به صحنه هنر نیست و همین مسئله تعیین خواهد کرد که آیا با یک تغییر واقعی مواجه هستیم یا صرفاً با چند استثنای محدود و مقطعی.

منبع: رویداد24
ارسال نظر