تاریخ انتشار: ۱۴:۲۶ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
فراتر از هرمز:

امنیت انرژی نباید به یک گلوگاه استراتژیک وابسته باشد

وابستگی بالای تجارت و حمل‌ونقل کشور به تنگه هرمز، می‌تواند یکی از چالش‌های راهبردی در حوزه لجستیک و امنیت اقتصادی محسوب شود. از این رو، توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل ترکیبی به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای افزایش تاب‌آوری و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
 

اقتصاد۲۴-  مفهوم امنیت انرژی دستخوش تحول اساسی شده است. در گذشته، امنیت انرژی شاید عمدتا بر میزان تولید و دسترسی به منابع نفت و گاز متمرکز بود، اما امروزه این مفهوم ابعاد گسترده‌تری یافته و عواملی مانند امنیت مسیرهای انتقال انرژی، تنوع مبادی واردات و صادرات، ظرفیت ذخیره‌سازی راهبردی و انعطاف‌پذیری شبکه‌های حمل‌ونقل انرژی به عناصر تعیین‌کننده آن تبدیل شده‌اند. تجربه بحران‌های ژئوپلیتیکی، جنگ‌ها، تحریم‌ها و اختلال در زنجیره‌های تامین نشان داده است که حتی کشورهای دارای منابع عظیم انرژی نیز در صورت وابستگی به یک مسیر محدود برای صادرات یا واردات، در برابر شوک‌های سیاسی و اقتصادی آسیب‌پذیر خواهند بود.

در همین چارچوب، تحولات اخیر منطقه بار دیگر اهمیت این موضوع را برجسته کرده است. پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و متعاقب آن اقدام ایران در بستن تنگه هرمز، بسیاری از کشورهای منطقه به این جمع‌بندی رسیدند که اتکای بیش از حد به یک گلوگاه راهبردی می‌تواند ریسک‌های قابل توجهی برای اقتصاد و صادرات انرژی آنها ایجاد کند. از این رو، تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین و توسعه کریدورهای جدید حمل‌ونقل انرژی در دستور کار دولت‌های منطقه قرار گرفته است. این روند نشان می‌دهد که امنیت انرژی دیگر تنها به میزان تولید وابسته نیست، بلکه به توانایی کشورها در حفظ جریان صادرات و واردات در شرایط بحرانی نیز بستگی دارد.

کشورهای منطقه در راستای کاهش وابستگی به یک مسیر به افزایش مبادی تجارت روی آوردند

در این میان، امارات متحده عربی اقدامات عملی مهمی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز انجام داده است. از سرگیری صادرات روزانه حدود ۱.۵ تا دو میلیون بشکه نفت از طریق عملیات انتقال کشتی به کشتی که بخش قابل توجهی از آن در لنگرگاه صحار عمان انجام می‌شود، نمونه‌ای از تلاش این کشور برای افزایش انعطاف‌پذیری شبکه صادرات انرژی است. همچنین عربستان سعودی و ترکیه با امضای تفاهم‌نامه همکاری ریلی در ریاض، توسعه راه‌آهن حجاز را در دستور کار قرار داده‌اند. این پروژه می‌تواند در آینده بخشی از شبکه حمل‌ونقل منطقه‌ای و عامل تقویت اتصال بندرها و مراکز تجاری باشد. از سوی دیگر، سوریه نیز بار دیگر احیای پروژه چهار دریا را پیگیری می‌کند. طرحی که هدف آن اتصال حوزه‌های دریایی مختلف منطقه و افزایش نقش ترانزیتی این کشور در تجارت بین‌المللی است.

این تحرکات بیانگر شکل‌گیری یک واقعیت جدید در منطقه است. واقعیتی که در آن کشورهای مختلف تلاش می‌کنند وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش داده و گزینه‌های متنوع‌تری برای صادرات انرژی و تجارت خارجی ایجاد کنند.

ایران باید در مسیر تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت حرکت کند

در چنین شرایطی، ایران نیز نمی‌تواند صرفا به موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز اتکا کند. هرچند این آبراه همچنان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود و ایران از جایگاه ویژه‌ای در آن برخوردار است، اما اتکای انحصاری به یک مسیر، حتی اگر تحت کنترل یا نفوذ کشور باشد، می‌تواند در شرایط بحرانی به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود.

از این منظر، توسعه مسیرهای جایگزین صادراتی، تقویت زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای، گسترش ظرفیت بندرها در سواحل دریای عمان، تکمیل کریدورهای بین‌المللی شمال-جنوب و شرق-غرب و افزایش پیوندهای ترانزیتی با کشورهای همسایه باید به عنوان بخشی از راهبرد بلندمدت امنیت اقتصادی و انرژی ایران مورد توجه قرار گیرد. تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری نه تنها ریسک‌های ناشی از بحران‌های ژئوپلیتیکی را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند جایگاه ایران را در شبکه کریدورهای جهانی ارتقا داده و درآمدهای ترانزیتی کشور را نیز افزایش دهد.

برای کاهش آسیب‌پذیری راهبردی ناشی از وابستگی به تنگه هرمز، ضروری است سیاست حمل‌ونقل کشور بر پایه توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل ترکیبی و چندوجهی استوار شود. طوری که حمل‌ونقل دریایی، ریلی و جاده‌ای به‌صورت مکمل و یکپارچه عمل کنند و امکان انعطاف‌پذیری و تداوم جریان تجارت در شرایط بحران فراهم شود. در این چارچوب، توسعه بندرها اقیانوسی به‌ویژه بندر چابهار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد را بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز فراهم کرده و نقش موثری در کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی ایفا می‌کند. همچنین، توسعه کریدورهای ترانزیتی و تجاری، ضمن متنوع‌سازی مسیرهای دسترسی به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی، می‌تواند تاب‌آوری لجستیکی کشور را افزایش داده و وابستگی به گلوگاه‌های راهبردی را به حداقل برساند.

در مجموع، منطقه در حال حرکت به سمت شرایطی است که در آن تنگه هرمز دیگر تنها مسیر تعیین‌کننده صادرات نفت و تجارت انرژی نباشد. اگر روند کنونی سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های زیرساختی ادامه یابد، طی سال‌های آینده شبکه‌ای متنوع‌تر از مسیرهای انتقال انرژی و تجارت در غرب آسیا شکل می‌گیرد. در چنین فضایی، ایران نیز برای حفظ و تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود نیازمند اتخاذ رویکردی فعال در توسعه کریدورها و مسیرهای جایگزین است تا بتواند در هر شرایطی نقش خود را در تجارت منطقه‌ای و جهانی حفظ کند.

منبع: تجارت نیوز
ارسال نظر