تاریخ انتشار: ۱۰:۱۰ - ۱۴ دی ۱۴۰۴

تهاجمی‌تر شدن دیپلماسی ترامپ؛ آیا نارکوتروریسم بهانه‌ای برای ماجراجویی در سیاست خارجی است؟

آغاز سال ۲۰۲۶ با جنگ و مداخله مستقیم آمریکا نشان‌دهنده ورود نظام بین‌الملل به مرحله‌ای تازه از آشفتگی و دگرگونی است؛ وضعیتی که حتی در مقایسه با دوره پس از جنگ جهانی دوم نیز کم‌سابقه به نظر می‌رسد.

دونالد ترامپ

اقتصاد۲۴-  ۷۲ساعت از آغاز سال جدید میلادی نگذشت که معادلات بین‌الملل، تغییرات شگرفی را به خود دید و در سال ۲۰۲۶، فضای ژئوپلیتیک جهانی با آغاز اقدامات نظامی و دخالت مستقیم آمریکا در ونزوئلا وارد مرحله‌ای از پوست‌اندازی معنادار شد. حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و برکناری نیکلاس مادورو در سوم ژانویه ۲۰۲۶، مؤیدی بر «تهاجمی‌تر» شدن سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ برای این سال است. چراکه این اقدام که در چارچوب بازتعریف حوزه نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین انجام شد، علاوه بر ایجاد تغییرات فوری در کاراکاس، پیام واضحی به سایر دولت‌های مستقل و مخالف واشنگتن ارسال کرد؛ اینکه ایالات متحده برای حفظ منافع و نفوذ خود آماده اعمال قاطع و یک‌جانبه است.

هم‌زمان، در ایران اعتراضات معیشتی که از دوشنبه هفته گذشته آغاز شد، با توییت دوم ژانویه وارد مرحله دیگری شده است. زیرا رئیس‌جمهور آمریکا ادعای حمایت از معترضان را مطرح کرد. این اقدام، در کنار تجربه ونزوئلا، می‌تواند به‌عنوان الگویی برای فشار‌های منطقه‌ای آمریکا و تلاش برای افزایش تأثیرگذاری بر تحولات داخلی کشور‌ها تلقی شود. چنین اقدامات مستقیمی، حتی اگر با بهانه و ژست‌های حقوق‌بشری توجیه شوند، می‌تواند فضای سیاسی داخلی کشور‌ها را متشنج کند و امنیت ملی را به چالش بکشد.

آنچه طی ۲۴ ساعت گذشته در ونزوئلا به وقوع پیوست، نشان داد که اقدامات یک‌جانبه آمریکا، حتی علیه دولت‌های ضعیف‌تر، می‌تواند سرعت انتقال قدرت و تغییرات سیاسی گسترده را به همراه داشته باشد و فضای بین‌المللی را به سمت قطبی‌شدن سوق دهد. به طور خلاصه، سال ۲۰۲۶ با نشانه‌های آشکار تغییر موازنه‌های منطقه‌ای آغاز شده است. ترکیب فشار‌های خارجی، اقدام مستقیم آمریکا و اعتراضات داخلی ایران، لزوم بازنگری در سیاست‌های امنیت ملی و دیپلماسی کشور را پررنگ‌تر کرده و هشدار می‌دهد که عدم آمادگی برای مدیریت هم‌زمان بحران‌های داخلی و خارجی می‌تواند تبعاتی گسترده و غیرقابل پیش‌بینی در پی داشته باشد.

یک توییت و معادلات پیش رو

پیرو آنچه گفته شد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا جمعه ۱۲ دی در شبکه اجتماعی «تروث‌سوشال» مدعی شد که «اگر ایران به معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، کاری که معمولا انجام می‌دهند، ایالات متحده به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملا آماده اقدام هستیم». مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ هم در یک لفاظی مدعی شده که «این بار مثل سال ۸۸ نیست و واشنگتن اعتراضات ایران را فرصتی برای اقدام می‌بیند!». البته برخلاف این ادعاها، یک مقام آمریکایی به الجزیره خبر داده که نیرو‌های آمریکایی هیچ دستوری درمورد ایران دریافت نکرده‌اند و هیچ تغییری در ماهیت و نحوه استقرار نیرو‌های آمریکایی در خاورمیانه ایجاد نشده است. سی‌ان‌ان هم به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که «در پی توییت ترامپ در مورد ایران، تغییر عمده‌ای در سطح نیرو‌های نظامی آمریکا در منطقه ایجاد نشده؛ هیچ اقدام مستقیمی نیز انجام نگرفته است».

با این حال نوشته کوتاه ترامپ در فضای مجازی در حمایت از معترضان کافی بود تا واکنش تند مقامات کشور را شاهد باشیم. کمااینکه در همین راستا مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشورمان، در واکنش به نوشته ترامپ در مراسم گرامیداشت سالروز شهادت سرداران مقاومت در مصلای تهران گفت که «با قدرت از تمام دولتمردان خود دفاع خواهیم کرد و تلاش خواهیم کرد. آماده هرگونه فداکاری برای انقلاب و کشورمان هستیم. دشمنان ستمگر ما را از شهادت نترسانند. با وحدت و همدلی این راه را می‌توانیم به پایان برسانیم».

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز روز جمعه در واکنش به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه ایکس نوشت که «فریاد شیطان بلند شد چراکه تلاش عوامل میدانی مسلح سرویس‌های جاسوسی برای تبدیل اعتراضات بحق بازاریان و اصناف و تبدیل آن به نبرد‌های شهری خشن و مسلح با آگاهی تاریخی ملت ایران با شکست رو‌به‌رو شد. همچنین رئیس‌جمهور نامحترم آمریکا هم بداند با این اعتراف رسمی تمام مراکز و نیرو‌های آمریکایی در کل منطقه هدف مشروع ما در پاسخ به هر ماجراجویی احتمالی خواهد بود. بدانید که ایرانیان در برابر دشمن خارجی متحد و مصمم به اقدام هستند». علی لاریجانی هم در شبکه اجتماعی ایکس واکنش نشان داد. 


بیشتر بخوانید:فیلم/ واکنش تند مسعود پزشکیان به اظهارات ترامپ


به نوشته دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، «با موضع‌گیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، پشت صحنه ماجرا روشن شد. ما مواضع کسبه معترض را از عوامل تخریب‌گر جدا می‌دانیم و ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مسئله داخلی برابر است با به‌هم‌ریختگی کل منطقه و هدم منافع آمریکا. مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند». عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران هم در شبکه اجتماعی ایکس دست به قلم شد و نوشت: «آن‌هایی که در ایران تحت تأثیر نوسانات گذرای نرخ ارز قرار گرفته‌اند، در چند روز گذشته به طور مسالمت‌آمیزی اعتراض کرده‌اند، همان‌طورکه حق آنهاست. جدای از آن، ما شاهد مواردی از شورش‌های خشونت‌آمیز نیز بوده‌ایم، از جمله حمله به ایستگاه پلیس و پرتاب کوکتل‌مولوتف به سمت افسران پلیس. رئیس‌جمهور ترامپ که اخیرا گارد ملی را در داخل مرز‌های ایالات متحده مستقر کرد، بهتر از همه می‌داند که حملات مجرمانه به اموال عمومی قابل تحمل نیست».

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در واکنش توییتری خود نوشت که «کافی است کارنامه طولانی اقدامات سیاست‌مداران آمریکایی برای «نجات مردم ایران» مرور شود تا به عمق «همدلی» آمریکا با ملت ایران پی ببریم؛ از سازمان‌دهی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت منتخب دکتر محمد مصدق با تأمین مالی و تجهیز اغتشاشگران، تا شلیک به هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ و کشتار زنان و کودکان بی‌گناه بر فراز خلیج فارس، تا حمایت همه‌جانبه از صدام در جنگ هشت‌ساله علیه ایرانیان، تا همدستی با رژیم اسرائیل در ترور و کشتار ایرانیان و حمله به زیرساخت‌های ایران در خرداد ۱۴۰۴، و البته تحریم‌هایی که شدیدترین تحریم‌های تاریخ نام گرفته است؛ و امروز نیز تهدید به حمله به ایران به بهانه دلسوزی برای ایرانیان با نقض فاحش مهم‌ترین اصل حقوق بین‌الملل! ایرانیان در گفت‌و‌گو و تعامل با یکدیگر برای حل مشکلات، اجازه هیچ‌گونه مداخله خارجی را نخواهند داد».

دستگاه دیپلماسی کشورمان نیز طی بیانیه‌ای اعلام کرد که «وزارت امور خارجه اظهارات تهدیدآمیز مقام‌های آمریکایی علیه ایران را در راستای سیاست تنش افزایی رژیم صهیونیستی در منطقه ارزیابی می‌کند و تأکید دارد که واکنش جمهوری اسلامی ایران به هر تعرضی، سریع، قاطع و همه‌جانبه خواهد بود. بدیهی است مسئولیت پیامد‌های چنین وضعیتی که می‌تواند کل منطقه را بیش از پیش دچار بحران و بی‌ثباتی کند، به‌طور کامل بر عهده رژیم آمریکا خواهد بود». امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل نیز در نامه‌ای به دبیرکل و رئیس شورای امنیت ضمن محکوم‌کردن اظهارات ترامپ، بر حق ذاتی ایران در دفاع از حاکمیت، تمامیت ارضی، امنیت ملی خویش و نیز حفاظت از مردم خود در برابر هرگونه مداخله خارجی تأکید کرد. در نامه ایران به شورای امنیت پیرامون اظهارات ترامپ آمده که «مایه بسی نگرانی است که این اظهارات بی‌پروایانه، در خلأ ایراد نشده و تهران در این خصوص، حقوق خود را به گونه‌ای متناسب اعمال خواهد کرد».

اعلام «دستگیری و خروج» نیکلاس مادورو توسط دونالد ترامپ، به‌ویژه در شرایطی که اعتراضات معیشتی در ایران در جریان است، فراتر از یک رویداد دوردست در آمریکای لاتین ارزیابی می‌شود. این اقدام نشان‌دهنده رویکرد تهاجمی و یک‌جانبه آمریکا برای حفظ حوزه نفوذ و اعمال فشار بر دولت‌های مستقل است. ترکیب این تحولات با تجربه جنگ ۱۲ روزه، فضایی از بی‌ثباتی و عدم قطعیت را ایجاد کرده که به تبع آن باید ضرورت بازنگری فوری در سیاست‌های داخلی و خارجی ایران، افزایش هوشیاری امنیتی و تحلیل دقیق تهدیدات احتمالی خارجی را جدی‌تر از هر زمان دیگری در دستور کار قرار داد؛ لذا پیرو مباحث مطرح‌شده و به‌منظور تحلیل دقیق‌تر معادلات سال ۲۰۲۶ و رخداد‌های شکل‌گرفته در روز‌های آغازین این سال میلادی، همچنین برای تبیین شفاف‌تر روند‌های سیاست خارجی و داخلی ایران، از دیدگاه‌ها و تحلیل‌های جمعی از کارشناسان، دیپلمات‌ها، چهره‌های سیاسی، صاحب‌نظران و استادان دانشگاه بهره گرفته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

قاسم محبعلی: معادلات پیچیده در سایه سقوط مادورو به موازات ادامه اعتراضات در ایران

سیاست خارجی دونالد ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۶ با جنگ و حمله به ونزوئلا و خروج نیکلاس مادورو از قدرت آغاز شد؛ اقدامی که در چارچوب «استراتژی امنیت ملی» جدید آمریکا قابل تحلیل است. در این سند، ایالات متحده آمریکا، به‌ویژه حوزه کارائیب و آمریکای لاتین، را به‌عنوان «حیاط‌خلوت» خود تعریف کرده و با احیای دکترین مونرو، صراحتا اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد هیچ قدرت یا دولت مخالف آمریکا در این منطقه حاکم شود. از این منظر، تداوم حکومت مادورو بدون توافق و رضایت واشنگتن عملا ناممکن بود و این تحول از پیش قابل پیش‌بینی به‌شمار می‌رفت. حتی می‌توان تصور کرد که سایر دولت‌های آمریکای لاتین نیز یا ناچار به تطبیق با سیاست‌های آمریکا شوند یا در معرض فشار برای تغییر قرار گیرند. در همین چارچوب، جایگاه ایران نیز باید در اولویت‌بندی جدید سیاست خارجی آمریکا دیده شود. بر اساس استراتژی امنیت ملی ترامپ، پس از آمریکای شمالی و جنوبی، حوزه پاسیفیک و مهار چین در صدر اولویت‌ها قرار دارد. اروپا در مرحله بعدی تعریف شده و حتی بحران اوکراین بیشتر به‌عنوان تهدیدی برای امنیت اروپا تلقی می‌شود تا تهدیدی مستقیم علیه آمریکا. در مورد خاورمیانه، سیاست آمریکا از دوره اوباما بر کاهش حضور مستقیم و «بومی‌سازی» امنیت منطقه استوار بوده است؛ به‌گونه‌ای که اسرائیل به‌عنوان محور اصلی، در کنار عربستان سعودی، مصر و احتمالا ترکیه، نقش‌های کلیدی در مدیریت امنیت منطقه ایفا کنند. در این الگو، ایران به‌عنوان «مسئله» یا «دردسر» تعریف شده که برای اجرای این سیاست باید یا از مسیر توافق و مذاکره مهار شود یا در صورت عدم توافق، با الگو‌هایی مشابه ونزوئلا تحت فشار قرار گیرد.

بحران اقتصادی ایران ریشه در تحریم‌ها دارد و رفع تحریم‌ها نیز بدون توافق با آمریکا امکان‌پذیر نیست. روند تحولات از سال ۱۳۸۳ نشان می‌دهد که قدرت چانه‌زنی و موقعیت ایران به‌تدریج تضعیف شده و اکنون کشور نه‌تنها بخشی از نفوذ منطقه‌ای خود را از دست داده، بلکه با بحران اقتصادی و اجتماعی عمیقی مواجه است. گسترش اعتراضات به لایه‌های اقتصادی و بازار، خود گواهی بر آن است که ارزیابی‌های رسمی از وضعیت داخلی و خارجی کشور، با واقعیت‌های موجود فاصله معناداری دارد.

علی بیگدلی: سقوط مادورو، زنگ خطر برای جهان است

آغاز سال ۲۰۲۶ با جنگ و مداخله مستقیم آمریکا نشان‌دهنده ورود نظام بین‌الملل به مرحله‌ای تازه از آشفتگی و دگرگونی است؛ وضعیتی که حتی در مقایسه با دوره پس از جنگ جهانی دوم نیز کم‌سابقه به نظر می‌رسد. نظم بین‌المللی در حال فروپاشی تدریجی است و ساده‌سازی خطرناکی در قواعد آن شکل گرفته که آثارش در خاورمیانه با شدت بیشتری بروز یافته است. در نتیجه این تحولات، موازنه قدرت در منطقه تغییر کرده و این تغییر به زیان ایران تمام شده، در حالی که همچنان از همان الگو‌ها و استراتژی‌های دهه‌های گذشته استفاده می‌شود و توجه کافی به تحولات بنیادین نظام جهانی وجود ندارد. حمله آمریکا به ونزوئلا، سقوط دولت مادورو و خروج او از کشور، نشان داد که ایالات متحده آمادگی دارد فراتر از قواعد متعارف بین‌المللی عمل کند. این اقدام، که با استناد به منطق تاریخی دکترین مونرو و تلقی آمریکای لاتین به‌عنوان حیاط خلوت واشنگتن انجام شد، حامل پیامی روشن برای سایر مناطق از جمله خاورمیانه است. ونزوئلا طی سال‌های گذشته به کانون نفوذ بازیگرانی، چون ایران، روسیه و چین تبدیل شده بود و آمریکا اجازه شکل‌گیری چنین کانونی را در مجاورت خود نداد. این عملیات که با اطلاعات دقیق و آماده‌سازی قبلی انجام شد، برای دولت آمریکا دستاوردی راهبردی و برای رئیس‌جمهور آن مشروعیت داخلی و بین‌المللی به همراه آورد و موجب شد تهدیدات او جدی‌تر تلقی شود. هم‌زمانی این تحولات با آغاز اعتراضات معیشتی در ایران و حمایت علنی رئیس‌جمهور آمریکا از معترضان، نشانه‌ای هشداردهنده است و این پیام را منتقل می‌کند که سناریوی ونزوئلا می‌تواند به‌عنوان یک الگو در ذهن سیاست‌گذاران آمریکایی وجود داشته باشد. اگرچه حمله مستقیم به ایران نیازمند مجوز کنگره آمریکاست، اما تجربه ونزوئلا نشان می‌دهد که امکان اقدامات پنهان یا استفاده از بهانه‌های امنیتی نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، سفر مقامات اسرائیلی به واشنگتن و تحرکات اخیر منطقه‌ای حاکی از آن است که تحولات پرریسکی در پیش است. در نهایت، منطقه خاورمیانه برای آمریکا و اروپا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های جذب سرمایه و کالا اهمیت دارد و از نگاه غرب، این منطقه باید عاری از تنش باشد. بدون بازنگری جدی در سیاست خارجی و انطباق آن با شرایط جدید جهانی، ادامه مسیر گذشته نه‌تنها پاسخ‌گو نخواهد بود، بلکه هزینه‌های بیشتری را نیز تحمیل خواهد کرد.

مصطفی هاشمی‌طبا: جهان امروز دنیای زور و قدرت است

شرایط کنونی نتیجه ترکیبی از مشکلات داخلی و فشار‌های خارجی است. جهان امروز دنیای زور و قدرت است. حقوق بشر، قوانین و مقررات تقریبا به حاشیه رفته و اقداماتی که آمریکا انجام می‌دهد، بسیاری از این اصول را به مضحکه تبدیل کرده است. ایران علاوه بر مشکلات خارجی، با مشکلات داخلی هم مواجه است. سیاست‌های نادرست، بی‌عدالتی و هدررفت امکانات، وضعیت کشور را پیچیده کرده است و از همه بدتر اینکه علاوه بر تحریم‌های خارجی، خودتحریمی هم داریم. ضمنا قاچاق سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار کالا نیز هست که هم فشار زیادی بر بازار ارز وارد می‌کند و هم دولت را از حقوق و سود بازرگانی حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان محروم می‌کند. روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین از کشور قاچاق می‌شود و جلوی آن گرفته نمی‌شود؛ بنابراین اصلاحات داخلی، راهکار اساسی است. ما به یک اصلاحات داخلی نیاز داریم تا بتوانیم مقاومت کنیم و کارآمد باشیم. مصرف بی‌رویه گاز در زمستان نمونه‌ای دیگر از هدررفت منابع است که هیچ نظارت یا مقرراتی برای کنترل مصرف وجود ندارد. ضمنا اصلاح سیاست‌های داخلی ضروری است تا مردم احساس کنند منابع کشور به‌درستی مدیریت می‌شود. تدبیر مسائل خارجی و تعامل بین‌المللی تنها راه برون‌رفت از این وضعیت است. ضمنا با اصلاحات اقتصادی و مدیریت داخلی باید جلوی هدررفت منابع گرفته شود تا مردم بتوانند نفس بکشند و رضایت نسبی داشته باشند. در بسیاری از مناطق کشور، از‌جمله کارخانه‌ها و نقاط سردسیر، مشکلات کمبود منابع محسوس است، اما در داخل کشور هیچ صرفه‌جویی جدی صورت نمی‌گیرد و شرکت گاز و دولت نیز صرفا نظاره‌گر هستند. همه این مسائل باید مورد بررسی و رسیدگی قرار گیرد.

فریدون مجلسی: ایران با ونزوئلا متفاوت است

تحولات ونزوئلا و سقوط نیکلاس مادورو حامل این پیام روشن است که منطق حاکم بر رفتار ایالات متحده در دوره جدید، مبتنی بر نمایش حداکثری قدرت و ارسال این سیگنال است که اگر طرف مقابل رفتاری غیرقابل پیش‌بینی دارد، آمریکا می‌تواند رفتاری رادیکال‌تر و بی‌پرواتر از آن نشان دهد. از این منظر، دستگیری مادورو نه‌تنها یک اقدام سیاسی، بلکه یک پیام بازدارنده برای دیگر بازیگران محسوب می‌شود. مادورو سال‌ها مردم کشور خود را در وضعیت فشار، فقر و انسداد سیاسی نگه داشت و به همین دلیل نیز بعید است بخش بزرگی از جامعه ونزوئلا از کنار‌رفتن او احساس تأسف عمیقی داشته باشد. اکنون باید دید جامعه‌ای که میلیون‌ها نفر از آن آواره شده و به سمت مرز‌ها گریخته‌اند و مردمی که در داخل باقی مانده‌اند، در برابر تحولات جدید چه واکنشی نشان خواهند داد. از نگاه آمریکا، این اقدام دارای پوشش حقوقی نیز هست؛ چراکه واشنگتن، رئیس‌جمهور منتخب مخالف مادورو را که پیش‌تر به رسمیت شناخته بود، رئیس‌جمهور قانونی می‌داند و مادورو را غاصب قدرت تلقی می‌کند. به همین دلیل، احتمالا با کسب رضایت و همراهی آن دولت جایگزین، نوعی مشروعیت حقوقی برای اقدام خود ایجاد خواهد کرد. در عین حال، بعید به نظر می‌رسد آمریکا به دنبال اشغال مستقیم ونزوئلا باشد؛ چراکه نیازی به چنین اقدامی ندارد و می‌تواند با ابزار‌های سیاسی، اقتصادی و حمایتی، دولت جدید را مستقر و فعال کند. ونزوئلا کشوری با ظرفیت‌های عظیم است؛ از حیث منابع نفتی، بالقوه ثروتمندترین کشور جهان به‌شمار می‌رود و از نظر طبیعی نیز دارای یکی از غنی‌ترین و زیباترین اقلیم‌هاست.

این کشور پیش‌تر تجربه رفاه و توسعه را داشته و مشکلاتی نظیر شکاف طبقاتی، با چنین سطحی از ثروت، می‌توانست از مسیر تولید، توسعه زیرساخت و افزایش ظرفیت‌های صنعتی حل شود، نه با ملی‌سازی‌های شتاب‌زده، درگیری‌های ایدئولوژیک و تشدید تنش با جهان. آنچه بر ونزوئلا گذشت، بیشتر حاصل تندروی، شعارزدگی و سوءمدیریت بود؛ کابوسی که مانند نمونه‌های تاریخی در اروپای شرقی، سرانجام پایان یافت و این کشور به احتمال زیاد بار دیگر به جایگاه پیشین خود بازخواهد گشت. درباره ایران، اگرچه برخی این تحولات را نشانه احتمال مداخله جدی‌تر آمریکا تلقی می‌کنند، اما تفاوت‌های مهمی وجود دارد. در ونزوئلا، آمریکا از ابتدا یک جایگزین سیاسی به رسمیت شناخته‌شده داشت و فضای منطقه‌ای و نظامی برای اقدام فراهم بود. در مورد ایران، میزان حمایت داخلی، واکنش همسایگان که تمایلی به بی‌ثباتی و جنگ در منطقه ندارند و میزان مقبولیت هر گزینه جایگزین در جامعه ایران، متغیر‌هایی تعیین‌کننده‌اند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

صادق ملکی: با دیونه‌ای مانند ترامپ باید عاقلانه برخورد کرد

عملیات آمریکا در ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو پیش از هر چیز باید به عنوان یک اقدام پیچیده و موفق ارزیابی شود. این عملیات، با وجود حمایت‌های روسیه، چین و ایران از مادورو، نشان داد تصمیم و قدرت عملیاتی ایالات متحده در عرصه جهانی تعیین‌کننده است و تهدید‌های دونالد ترامپ صرفا شعار نبوده، بلکه قابلیت اجرائی بالایی دارد. عملیات حمله به ونزوئلا و دستگیری مادورو در کمتر از پنج ساعت، نشان‌دهنده برنامه‌ریزی دقیق و موفقیت‌آمیز آمریکا بود و به وضوح نمایش قدرت و توانمندی واشنگتن را به جهان نشان داد. این رخداد، پس از سقوط بشار اسد در سوریه، برای ایران یک هشدار جدی است. تهدید‌های اخیر ترامپ علیه ایران، به‌ویژه در شرایط اعتراضات داخلی، ضرورت آمادگی کامل در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک را برجسته می‌کند. ایران با وسعت جغرافیایی و بحران‌های پیرامونی خود، در صورت هرگونه اقدام یک‌جانبه آمریکا، در معرض خطرات گسترده‌ای قرار دارد و ادامه سیاست‌های گذشته می‌تواند دامنه تهدید‌ها را روزبه‌روز افزایش دهد. نکته مهم در تحلیل این رخدادها، جایگاه حمایتی مردم است؛ مادورو، مشابه بشار اسد، حکومتی فاقد پشتوانه قلبی مردم داشت. حکومت‌هایی که فاصله میان حاکمیت و مردم ایجاد کرده‌اند، در برابر عملیات‌های خارجی آسیب‌پذیرتر هستند.


بیشتر بخوانید:آمریکا آرامگاه هوگو چاوز را بمباران کرد + فیلم


تجربه ونزوئلا و سقوط مادورو نشان می‌دهد که حتی حضور قدرت‌های خارجی، در کنار ضعف مشروعیت داخلی، می‌تواند باعث فروپاشی سریع حکومت شود؛ لذا ضروری است که ایران ضمن بازنگری جدی در سیاست خارجی و راهبرد‌های داخلی، ظرفیت‌های دفاعی، امنیتی و اجتماعی خود را تقویت کند تا در برابر تهدیدات خارجی و ناپایداری‌های داخلی، انعطاف‌پذیری و مقاومت لازم را داشته باشد. بازنگری در مسیر سیاست‌ها و اصلاحات بنیادین، اکنون بیش از هر زمان دیگری یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. در نهایت باید گفت اگرچه تجربه سیاست خارجی نشان داده است ترامپ رویکردی غیرقابل پیش‌بینی و تهاجمی دارد و ثابت کرده که فرد دیوانه‌ای است، ولی جمهوری اسلامی ایران نباید به مقابله با ترامپ به‌گونه‌ای شتاب‌زده یا احساسی روی آورد. مواجهه با چنین شخصیت‌هایی نیازمند تدبیر و خردمندی است. چنانچه ترامپ مدعی حمایت از معترضان داخلی باشد و بخشی از نارضایتی‌های امروز کشورمان ریشه در تحریم‌های اعمال‌شده توسط آمریکا دارد، راهکار مؤثر صرفا اتخاذ سیاستی حساب‌شده، واقع‌بینانه و مبتنی بر مصالح ملی است، نه واکنش‌های هیجانی. با دیوانه‌ای مانند ترامپ باید عاقلانه برخورد کرد.

محمود صادقی: اعتراضات نتیجه ترکیب عوامل داخلی و خارجی، درهم‌تنیدگی مشکلات و بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی است

وضعیت فعلی کشور نتیجه عوامل و دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که طی سال‌ها انباشته شده‌اند. بخشی از این مشکلات اکنون سر باز کرده و اعتراض‌ها عمدتا حول مسائل معیشتی و وضعیت اقتصادی شکل گرفته است. بی‌ثباتی در بازار اقتصادی، نوسان نرخ ارز و طلا، مشکلات ناشی از ناترازی‌های اقتصادی، بیکاری و عدم ثبات شغلی، لایه رویی بحران را تشکیل می‌دهند و مردم با توجه به مدیریت کنونی در سطح حاکمیت و دولت، امید خود را به حل مشکلات از دست داده‌اند و آینده روشنی پیش‌روی خود نمی‌بینند. نشانه‌های وخامت اوضاع نیز آشکار است؛ برای مثال، برنامه بودجه ۱۴۰۵ شاخص‌هایی دارد که نشان می‌دهد تورم به صورت لجام‌گسیخته افزایش پیدا می‌کند، ثبات ایجاد نمی‌شود و نرخ رشد حتی در بهترین حالت نزدیک صفر خواهد بود. ناامیدی مردم از شنیده‌شدن صدای خود در نهاد‌های حکمرانی و عدم دریافت پاسخ مناسب، بر شدت بحران افزوده است. مشارکت حدود ۴۰ تا ۵۰‌درصدی در انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم از سویی نشان‌دهنده نارضایتی درصد بالایی از مردم و ناامیدی آنها از صندوق رأی بود و از سوی دیگر نشان‌دهنده امید به تغییر در بخشی از جامعه؛ اما ترکیب کابینه و مدیران جدید و نیز عملکرد دولت، چه در سطح کلان و چه در استان‌ها، پاسخ‌گوی مطالبات اکثریت مردم نبوده است. درباره وضعیت سیاست خارجی کشور هم باید گفت گرچه به مذاکرات هسته‌ای با آمریکا تن داده شد، اما این مذاکرات به نتیجه نرسید و فشار‌های خارجی نیز افزایش یافت. تبلیغات رسانه‌های بیگانه و تحرکات اسرائیل، به همراه بخشی از اپوزیسیون داخلی که چشم به حمایت خارجی‌ها دوخته‌اند، شرایط را پیچیده‌تر کرده است.

نباید مشکلات موجود را انکار یا فرافکنی کرد. نگاه به حمایت خارجی‌ها یا برجسته‌کردن مداخله بیگانگان، مفید نیست و مانع تمرکز بر راه‌حل‌های واقعی می‌شود. تنها راه‌حل واقعی، ایجاد تغییرات در ساختار‌های اقتصادی، حذف ساختار‌های موازی، ایجاد شفافیت در نظام بودجه و پاسخ‌گویی به خواسته‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردم است. این اقدامات نیازمند درک عمیق مسئولان از شرایط کشور است. ترکیب عوامل داخلی و خارجی، درهم‌تنیدگی مشکلات و بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی، بستر شکل‌گیری اعتراضات فعلی را فراهم کرده و بدون اصلاحات بنیادین و واقعی در ساختار‌های اقتصادی و حکمرانی، شرایط بهبود نخواهد یافت.

عسگر قهرمانپور: آغاز سال با «جنگ» از سوی ترامپ، یک انتخاب آگاهانه و نمادین است

آغاز سال ۲۰۲۶ برای دونالد ترامپ نه با پیام‌های دیپلماتیک، بلکه با یک اقدام نظامی در ونزوئلا همراه شد؛ اقدامی که بیش از آنکه صرفا یک عملیات امنیتی باشد، بیانگر منطق مسلط بر سیاست خارجی اوست. ترامپ سیاست خارجی را نه عرصه گفت‌و‌گو و اجماع، بلکه ابزاری برای نمایش قدرت، ایجاد شوک و مدیریت افکار عمومی می‌داند. از این منظر، آغاز سال با «جنگ» یک انتخاب آگاهانه و نمادین است. ونزوئلا برای ترامپ هدفی کم‌هزینه و مناسب بود؛ کشوری منزوی، گرفتار بحران اقتصادی، فاقد متحد بازدارنده جدی و در عین حال برخوردار از منابع استراتژیک. حتی اگر ادعای دستگیری مادورو اغراق‌آمیز یا ناتمام باشد، پیام سیاسی آن روشن است؛ آمریکا در دوره ترامپ حاضر است بدون پایبندی به قواعد متعارف حقوق بین‌الملل، از حاکمیت ملی کشور‌ها عبور کند. این همان الگوی شناخته‌شده ترامپ است؛ اقدام ناگهانی، پرسروصدا و مبتنی بر منطق «قدرت عریان».

اهمیت ونزوئلا فراتر از خود این کشور است و باید آن را در پیوند با دیگر پرونده‌های سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه ایران، فهمید. هم‌زمانی این اقدام با بازگشت اعتراضات داخلی در ایران، از نگاه ترامپ تصادفی نیست. او همواره ناآرامی‌های داخلی را فرصتی ژئوپلیتیک تلقی کرده و باور دارد فشار خارجی می‌تواند نارضایتی داخلی را تشدید کند و بالعکس. بااین‌حال، ایران برای ترامپ نسخه بزرگ‌تر ونزوئلا نیست. تفاوت‌های ژئوپلیتیکی، نظامی و منطقه‌ای باعث می‌شود مداخله مستقیم نظامی علیه ایران پرهزینه و پرریسک باشد. ایران همچنان از توان بازدارندگی نامتقارن و شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای برخوردار است و هر درگیری مستقیم می‌تواند به جنگی چندلایه در خاورمیانه تبدیل شود. ترامپ این واقعیت را می‌داند و به همین دلیل، رویکرد او در قبال ایران لزوما به معنای جنگ کلاسیک نیست.

سیاست خارجی ترامپ در ۲۰۲۶ را باید «فشار حداکثری هوشمندشده» دانست؛ ترکیبی از تحریم‌های هدفمند، عملیات اطلاعاتی و سایبری، جنگ روانی و رسانه‌ای، حمایت آشکارتر از مخالفان و ضربات محدود و غیرمستقیم. ونزوئلا در این چارچوب نقش یک نمونه نمایشی را ایفا می‌کند. در سطح کلان، سیاست خارجی ترامپ تهاجمی، شخصی‌محور و مبتنی بر معامله است. او از بحران‌های خارجی برای مدیریت فشار‌های داخلی بهره می‌برد و با ساختن دشمن بیرونی، تصویر «رهبر مقتدر» را برای پایگاه رأی خود بازتولید می‌کند. ایران در مرکز این معادله قرار دارد؛ نه به عنوان هدف یک تهاجم فوری، بلکه پرونده‌ای که ترامپ می‌کوشد آن را در مرز دائمی بحران نگه دارد: فشار از بیرون، انتظار تغییر از درون.

علی رضوانپور: احتمال امنیتی‌سازی اعتراضات ایران در سایه برجسته‌کردن تهاجم آمریکا به ونزوئلا

سیاست خارجی دونالد ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری او که از ژانویه ۲۰۲۵ آغاز شده است، ادامه‌دهنده رویکرد دوره اول با محوریت «اول آمریکا» و اقدامات تهاجمی در قبال رقبای ژئوپلیتیک مانند ایران و چین است. این سیاست شامل فشار حداکثری بر کشور‌هایی است که واشنگتن آنها را «منابع بی‌ثباتی» می‌داند، همراه با تمایل به اقدامات یکجانبه و غافلگیرکننده. تمرکز ترامپ در منطقه بر تقویت متحدانش، مانند اسرائیل و عربستان، و تضعیف دولت‌های مخالف است. حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و برکناری نیکولاس مادورو اقدامی بی‌سابقه در نقض حاکمیت یک کشور مستقل تلقی می‌شود و پیامد‌های متعددی دارد. این اقدام می‌تواند ضدآمریکایی‌گری جهانی را تشدید کند و به عنوان نمونه‌ای از سیاست تهاجمی واشنگتن به کار گرفته شود، همچنین ممکن است ایران و سایر کشور‌ها را به تقویت همبستگی و مقابله با آمریکا ترغیب کند.

از منظر امنیت ملی ایران، چنین رویدادی هشداردهنده است و می‌تواند به تقویت رویکرد سرسختانه در مذاکرات هسته‌ای، افزایش همکاری‌های امنیتی با روسیه و چین و تشدید کنترل داخلی منجر شود. اعتراضات صنفی و اقتصادی اخیر در ایران، با توجه به مداخله آمریکا در ونزوئلا، ممکن است از سوی دشمنان خارجی به عنوان «نارضایتی عمومی» برجسته و امنیتی‌سازی شود. به طور کلی، اقدام آمریکا در ونزوئلا ضمن ایجاد فشار بر دولت‌های مخالف واشنگتن، فضای بین‌المللی را قطبی‌تر کرده و پیچیدگی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را افزایش می‌دهد. این اقدامات نشان‌دهنده استمرار سیاست یکجانبه، پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی آمریکا‌ست که ایران و دیگر کشور‌ها را مجبور به بازنگری در محاسبات سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک خود می‌کند.

منبع: روزنامه شرق
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار