
اقتصاد۲۴- لغو ناگهانی دعوت از سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، برای حضور در اجلاس امسال مجمع جهانی اقتصاد در داووس، واکنش رسمی تهران را در پی داشت. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که ایران در هفتههای اخیر در کانون توجه به خاطر مسائل سیاسی داخلی و خارجی بوده است. برخی از سفارتهای ایران در خارج از کشور مورد تعرض قرار گرفت و حاشیهساز شد. مواضع برخی کشورهای اروپایی نیز در کنار تهدیدات آمریکا و اسرائیل نشان داد که بسیاری در خارج از کشور دنبال سوءاستفاده از چالشهای داخلی هستند.
اکنون بعد از بازگشت آرامش داخلی، اما لغو دعوت از وزیر امور خارجه ایران برای حضور در اجلاس داووس را نباید تنها یک تصمیم تشریفاتی دانست. این اقدامی است که از نگاه تهران، بیش از آنکه به نظم داخلی مجمع جهانی اقتصاد مربوط باشد، نشانهای از فشارهای سیاسی و نگرانی از شنیده شدن روایت ایران در یکی از مهمترین تریبونهای بینالمللی است.
دبیرخانه مجمع جهانی اقتصاد در توضیح رسمی خود درباره عدم حضور سیدعباس عراقچی در اجلاس امسال، به بیان جزئیات مشخصی نپرداخت و عملاً از ارائه دلیل شفاف خودداری کرد. همین سکوت، گمانهزنیها درباره نقش فشارهای سیاسی و لابیهای فعال علیه ایران را پررنگتر کرده است. در فضای غیررسمی، برخی منابع نزدیک به مجمع از «ملاحظات سیاسی» و «حساسیتهای حاکم بر فضای اجلاس» سخن گفتهاند؛ عباراتی کلی که پیشتر نیز در مواجهه با چهرههای منتقد نظم غربی بهکار رفته است.
واکنش ایران به این تصمیم، صریح و کمسابقه بود. محمود بریمانی، سفیر ایران در سوئیس، اقدام داووس را «ناموجه» و «مغایر با عرف و نزاکت بینالمللی» توصیف کرد و صراحتاً از لطمه خوردن اعتبار مجمع جهانی اقتصاد سخن گفت. او همچنین انگشت اتهام را به سمت «جریانهای ضدایرانی و رادیکال آمریکایی ـ صهیونیستی» گرفت و این تصمیم را نشانه واهمه از رسیدن صدای ایران به مخاطبان جهانی دانست.
به باور تهران، این اقدام تنها متوجه یک مقام ایرانی نیست، بلکه اعتبار سوئیس بهعنوان میزبان سنتی دیپلماسی و بیطرفی را نیز زیر سؤال میبرد.
داووس صرفاً یک نشست اقتصادی نیست؛ این اجلاس سالانه، محل تلاقی سیاست، اقتصاد و امنیت جهانی است و بسیاری از پیامهای غیررسمی دولتها از همین تریبون به جهان مخابره میشود. حذف یک بازیگر تأثیرگذار منطقهای مانند ایران، بهویژه در شرایطی که پروندههای حساسی، چون جنگ غزه، امنیت انرژی و آینده برجام در کانون توجه است، عملاً به معنای حذف بخشی از واقعیتهای صحنه بینالمللی است.
لغو دعوت از عراقچی را نمیتوان یک اتفاق منفرد دانست. در هفتههای اخیر، الگوی مشابهی در برخی محافل بینالمللی دیده شده است. اجلاس امنیتی مونیخ نیز در سالهای گذشته با محدودسازی یا حذف نمایندگان رسمی ایران، به صحنهای یکطرفه تبدیل شد؛ جایی که روایتهای منتقد سیاستهای غربی یا اصلاً شنیده نشد یا به حاشیه رانده شد.
این روند، از نگاه ناظران، نشاندهنده تغییر ماهیت چنین نشستهایی از «محل گفتوگو» به «باشگاه همفکران» است؛ تغییری که بیش از همه به اعتبار خود این مجامع ضربه میزند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان همین دیروز در خصوص لغو دعوت از ایران برای شرکت در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: ظاهرا تحت فشار وزارت خارجه آلمان، این اقدام صورت گرفته که بسیار گویای این واقعیت است که طرفهایی که مدام از گفتوگو و آزادی بیان و تعامل صحبت میکنند طاقت این را ندارند که صحبتهای وزیر خارجه یک کشور را بشنوند و بیش از اینکه ما را از حضور در چنین رویدادهایی محروم کنند، اعتبار این جایگاه را تضعیف کردند و نشان دادند که چنین رویدادهایی تحت فشارهای سیاسی دولتهاست و همچنین نشان دادند چقدر تحمل و تساهلشان برای شنیدن دیدگاههای مختلف پایین است.
لغو دعوت از وزیر خارجه ایران، در ظاهر یک تصمیم اداری است، اما در باطن حامل پیامی سیاسی است: تریبونهای بینالمللی بیش از گذشته گزینشی عمل میکنند. پیامی که نهتنها برای ایران، بلکه برای سایر بازیگرانی که خارج از چارچوبهای مطلوب غرب حرکت میکنند نیز قابلتأمل است.
در نهایت، پرسش اصلی باقی میماند: داووس که مدعی گفتوگوی جهانی است، با حذف صداهای ناهمسو، چه چیزی را از جهان پنهان میکند؟