
اقتصاد۲۴ـ حجتالله عبدالملکی عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) در نشستی که روز گذشته بخش اول آن منتشر شد گفت: شکست استراتژی فروپاشی اقتصادی و تحمیل زیان ۲۰۰ میلیارد دلاری تحریمها بر کشورهای اروپایی، دشمنان جمهوری اسلامی را به تغییر فاز تقابل از جنگ صرفاً اقتصادی به جنگ ترکیبی با محوریت ابزارهای شناختی و رسانهای سوق داده است. این تغییر رویکرد که در حوادث دیماه ۱۴۰۴ نمود یافت، نشانگر استیصال جبهه استکبار در فلجکردن اقتصاد ایران و تلاش برای سوار شدن بر موج مطالبات معیشتی مردم جهت تبدیل اعتراضات اقتصادی به ناآرامیهای امنیتی است.
در همین راستا، حجتالله عبدالملکی با تشریح ابعاد جنگ شناختی، هدف دشمن را القای ناامیدی نسبت به آینده اقتصاد ایران دانست و تأکید کرد که علیرغم پیشرفتهای خیرهکننده زیرساختی در حوزههای فولاد، پتروشیمی، مسکن و شبکه حملونقل پس از انقلاب اسلامی، مسئله گرانی و تورم همچنان به عنوان ابزار اصلی دشمن برای غبارآلود کردن فضای پیشرفتها باقی مانده است. وی با انتقاد صریح از نبود رویکرد انقلابی در سیاستگذاریهای پولی و بانکی، حفظ ارزش پول ملی را مسئلهای هویتی و حیثیتی برای اقتصاد کشور خواند و تسلط تفکرات نئولیبرالی و بیتوجهی به تثبیت نرخ ارز را عامل اصلی فشارهای معیشتی بر مردم و زمینهساز نارضایتیها معرفی کرد.
این استاد دانشگاه با نقد سیاستهای ارزی اخیر، وعده «تکنرخی کردن ارز» و حذف ارز ترجیحی به بهانه عدم اصابت به هدف را سیاستی شکستخورد دانست و تصریح کرد که برخلاف ادعای وزیر اقتصاد مبنی بر تثبیت قیمتها در میانگین نرخ ترجیحی و آزاد، بیتوجهی به مدیریت نقدینگی سرگردان و سفتهبازی باعث شده است که نه تنها التهابات فروکش نکند، بلکه پیشبینیها نشاندهنده «رشدهای جدیتری» برای نرخ ارز باشد؛ رویکردی اشتباه در سیاستگذاری که به گفته وی، به عنوان یکی از عوامل داخلی اصلی، بستر نارضایتیهای معیشتی و اعتراضات اجتماعی را فراهم کرده است.
آنچه در ادامه میخوانید، بخش دوم و مشروح سخنان وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نشست اقتصادی همایش علمی و تخصصی واکاوی ناآرامیهای اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینههای درونی است که به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران، برگزار شد.
حجتالله عبدالملکی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت سیزدهم، در این نشست اظهار داشت: ما اکنون درگیر یک جنگ ترکیبی هستیم که بخشی از این جنگ ترکیبی، جنگ شناختی است. جنگ شناختی یعنی تصورات و ذهنیتهایی که برای مردم شکل میگیرد؛ زیرا دشمن در برنامههای خود میداند که اگر بخواهد در جمهوری اسلامی اتفاقی رخ دهد، باید روی مردم کار کند. بنده با مطالعه خدمتتان عرض میکنم که امروز جمهوری اسلامی ایران، مردمیترین نظام سیاسی در کل دنیاست. نظامهای سیاسی در دنیا یا وابسته به سرمایهداران بزرگ هستند یا وابسته به قدرتهای خارجی؛ تنها نظامی که به صورت تام و تمام و ۱۰۰ درصد وابسته به مردم خودش است، جمهوری اسلامی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: پس اگر دشمن بخواهد با جمهوری اسلامی تقابل کند، حتماً جهتگیری و سمتگیری گلولههایش را در همه جنگهایی که دارد، به سمت توده مردم میگیرد که وجه مقدم جمهوری اسلامی هستند.
وی گفت: بحث جنگ شناختی در کنار جنگهای دیگر مسئله بسیار مهمی میشود. این انواع جنگها با هم ترکیب نیز میشوند؛ ما ترکیب جنگ فرهنگی و جنگ اقتصادی را داریم که اصطلاحاً ایجاد تمایل در مردم برای این است که بهجای سرمایهگذاری، به سمت دلاربازی و طلا بازی و امثالهم بروند. ترکیب جنگ نظامی با جنگ اقتصادی را داریم که مصداق آن این میشود که به صورت سخت ناوگان نظامی آمریکا جلوی ناوگان حمل نفت ایران را بگیرد. جنگ رسانهای را با جنگ اقتصادی ترکیب میکنند و جنگ فرهنگی را با جنگ نظامی ترکیب میکنند؛ آنجایی که در دل مردم ترس و وحشت ایجاد میکنند که اگر جنگی اتفاق بیفتد، چنین و چنان میشود.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد تجاری-صنعتی و ویژه اقتصادی افزود: در بُعد جنگ شناختی و ترکیب آن با جنگ اقتصادی، موضوعی که دشمن دنبال میکند این است که در ذهن مردم ایجاد کند که اقتصاد ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی یک اقتصاد شکستخورده است و اقتصادی است که آینده روشنی ندارد. در حالی که اقتصاد ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی پیشرفتهای شگفتانگیزی داشته است و ما فقط یک مسئله در اقتصاد ایران داریم و آن عبارت است از مسئله گرانی یا تورم. هرچند گرانی و تورم بیماری ۸۰ یا ۹۰ ساله اقتصاد ایران است و مربوط به این دوره نیست، اما ما در مقوله مبارزه با تورم واقعاً موفقیت نداشتیم و موفقیت چشمگیری در دوره بعد از انقلاب حاصل نشده است.
این سیاستمدار و مدیر ارشد اجرایی تاکید کرد: باید اندکی به این مسئله توجه کنیم؛ وقتی فهمیدیم مسئله چیست، آنوقت میتوانیم روی همان مسئله متمرکز شویم و لازم نیست به صورت پراکنده به موضوعات و مقولههای مختلف بپردازیم. آن دشمنی که این جنگ شناختی را ایجاد کرده که اقتصاد ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی پیشرفت نکرده است، تنها عاملی که با آن این جنگ شناختی را راه میاندازد، مسئله گرانی است.
عبدالملکی گفت: شما ببینید ما در دوره قبل از انقلاب چه داشتیم و چه مسائلی وجود داشت؟ مهمترین مسئلهای که غیر از گرانی داشتیم -چون همان زمان هم طبق آمارهای بانک جهانی ۴۶ درصد مردم ایران زیر خط فقر مطلق بودند که طبق همان آمار با همان شاخص اکنون زیر دو سه درصد هستند- غیر از مسئله قدرت خرید، مسئله نبود کالا، نبود خدمات و نبود زیرساخت را داشتیم.
مشاور رئیسجمهور در دولت سیزدهم خاطرنشان کرد: خیلی از مردم ایران وقتی به شرایط حاد بیماری میرسیدند، فوت میکردند به خاطر اینکه اصلاً پزشک و بیمارستانی وجود نداشت. این غیر از مسئله گران بودن خدمات است، بلکه اصلاً وجود نداشته است. بخش زیادی از مردم دچار گرفتاریهای معیشتی بودند بابت اینکه زیرساخت، مسکن و کالا وجود نداشت. ما در دوره کنونی مسئلهای به اسم کمبود کالا و خدمات به هیچ عنوان نداریم. در همین مقوله بهداشت و درمان که یکی از مقولههای خیلی مهم در معیشت انسان است، همه شهرهای ما اکنون بیمارستان تخصصی و مراکز استان ما بیمارستان فوق تخصصی دارند. در اغلب روستاها خانه بهداشت و پزشک داریم و کسی که بیمار شود با دو واسطه به بهترین بیمارستان کشور منتقل میشود.
نماینده ویژه رئیسجمهور در امور اجرایی مناطق آزاد در دولت سیزدهم در خصوص زیرساختها بیان کرد: زیرساختهای ما به صورت انفجاری رشد کرده است. مثلاً در بُعد حملونقل، شاخص شبکه حملونقل کشور بیش از ۱۰ برابر رشد کرده است. در موضوع صنایع مادر که وجه مقدم اصلی پیشرفت تولید است، ظرفیت فولاد ما در دوره بعد از انقلاب ۸۰ برابر شده است. فولاد که در ۱۰۰ سال اخیر اختراع نشده و کارخانههای فولادسازی صدها سال در دنیا هستند؛ ما از ۵۰۰ هزار تن به ۴۰ میلیون تن ظرفیت رسیدیم. در حوزه پتروشیمی ظرفیت تولیدمان بیش از ۱۰۰ برابر شده و امروز از ۱۰۰ میلیون تن عبور کرده است. در بخش مسکن نیز در حالی که جمعیت ۲.۸ برابر شده، اما تولید مسکن ۱۰ برابر شده است.
حجتالله عبدالملکی تصریح کرد: با این حال یک مسئله را حل نکردیم و این ابزاری در اختیار دشمن برای جنگ شناختی شده است و آن مسئله گرانی و تورم است. من اقتصاد ایران را به شهری تشبیه میکنم که این شهر، شهر آبادی است؛ خیابانهای خوب، ساختمانهای خوب، فروشگاههای خوب، پارکهای خوب، فاضلاب، شبکه برقرسانی، آبرسانی و گاز خوبی دارد، اما دودی این شهر را فرا گرفته است. این دود نمیگذارد که این خوبیهای شهر بهخوبی به چشم مردم بیاید؛ آن دود در واقع مسئله گرانی است.
وزیر سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: حال سوال میشود که چرا ما گرانی را حل نکردیم؟ عرض میکنم به خاطر اینکه ما با رویکرد انقلابی وارد مسئله گرانی نشدیم. در بعد از انقلاب ما باید نقدهای اینگونه را خودمان مطرح کنیم و بپذیریم. ما با نگاه انقلابی وارد صنعت نفت شدیم، نفتی که ۹۶ درصد وابستگی داشت و اکنون وابستگی آن به کمتر از ۲۰ درصد رسیده است. ما با نگاه انقلابی وارد حوزه کشاورزی شدیم و تولیدات کشاورزی ما پنج برابر شد. ما تقریباً در اغلب مقولههای غذایی به خودکفایی رسیدیم. با رویکرد انقلابی وارد حوزه اشتغال شدیم و ۱۶ میلیون اشتغال جدید بعد از انقلاب ایجاد شده است. اما با نگاه انقلابی وارد آن مقولههایی که عامل تورم هستند نشدیم و آنها عبارتند از بانک و ارز.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: ما رویکرد انقلابی در مقوله بانکی نداشتیم و لذا اکنون میبینید شبکه بانکی رهاست که نمیخواهم وارد جزئیاتش بشوم. هر طوری که میخواهد اقتصاد کشور را بازی میدهد. سهامداران و مالکان این بانکها که اغلب خصوصی هستند، سرجمع نفرات اصلیشان به هزار نفر نمیرسد و در واقع معیشت ۹۰ میلیون نفر را بازی میدهند. در مقوله ارز نیز متاسفانه آن نگاه غلط وجود دارد؛ ما معتقدیم که کسی این وسط به دنبال خیانت نیست، ولی نگاه غلط متاسفانه وجود دارد.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد در ادامه گفت: ارز خیلی مهم است، چون شاخص اصلی ارزش پول ملی است. ارزش پول ملی هویت اصلی اقتصاد هر کشوری است. متاسفانه اقتصاددانهای نئولیبرال ما در داخل کشور تلاش میکنند که این عامل را در سیاستگذاری اقتصادی کنار بگذارند. میگویند ارزش پول ملی چیز مهمی نیست و مهم این است که همه چیز تراز باشد؛ واردات و صادرات، تولید و مصرف انرژی و ... تراز باشد.
نماینده ویژه رئیسجمهور در دولت سیزدهم اظهار داشت: مهمترین عامل در اقتصاد، معیشت مردم است و معیشت مردم یک همبستگی صددرصدی با مسئله ارزش پول ملی دارد؛ لذا ارزش پول ملی موضوع بسیار مهم، حیثیتی و هویتی در اقتصاد است. حال شما چه سیاستگذاری برای مسئله ارز انجام میدهید؟ چه بگوییم این مسئله ارز نقطه شروع آشوبها در دی ماه امسال بود -که من میگویم نقطه شروع بود- و چه حرفهایی را بپذیریم که میگویند اصلاً مسئله اصلی اعتراضات همین موضوعات بود؛ هر کدام از اینها باشد، به هر حال یک نگاه غلطی در موضوع ارز الان در کشور حاکم است و متاسفانه همان نگاه دارد پیادهسازی یا برنامهریزی میشود برای اجرا در حوزه انرژی، نان، آرد و حوزههای دیگر. این نگاهی است که معیشت مردم را دچار چالش میکند.
عبدالملکی توضیح داد: ارزش پول ملی یعنی اینکه مردم با یک مقدار مشخصی از پول ملی به صورت عددی چه مقدار میتوانند کالا خریداری کنند. این سبد کالایی ترکیبی از انواع کالاهاست که میتوانند بر اساس نرخهای ارز مختلفی ارزشگذاری شده باشند. وقتی شما نرخ ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی دارید، بخشی از کالاها متناسب با آن نرخ در بازار تسری دارد (مثل مرغ، تخممرغ، روغن، برنج). وقتی بخشی از ارز را با نرخ دیگری مثل نرخ نیما یا توافقی تعیین میکنید، آن هم میشود بخشی از سبد. یک نرخ ارز آزاد هم دارید که بخش دیگری از کالاها بر اساس آن قیمتگذاری میشوند. ارزش پول ملی در واقع میانگین وزنی کالاهایی است که با نرخ ارزهای مختلف خریداری میشوند.
این مدیر ارشد اجرایی در پایان این بخش از صحبتهای خود گفت: حالا این وسط به بهانهای -که واقعاً به نظر من بهانه است- که ارز ترجیحی به هدف اصابت نمیکند، ادعا میکنند ارز را تکنرخی میکنند و در نرخی بین نرخ آزاد و نرخ ترجیحی میایستد. وزیر محترم اقتصاد در ابتدای دولت آقای پزشکیان و در همان هفته نخست، دنبال برنامه تکنرخی کردن ارز بود. آن زمان ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومان و ارز بازار آزاد پنجاه و اندی هزار تومان بود. ایشان میگفت ما تکنرخی میکنیم و بین این دو عدد میایستد. هرچه استدلال میشد که اینگونه نیست و ارز کالایی است که بسیار تحت تأثیر سفتهبازی است و حجم زیادی نقدینگی سرگردان داریم، اگر اهتمام برای حفظ ارزش پول ملی نداشته باشید، نرخ بالا میرود؛ که در عمل هم این اتفاق افتاد. گفتند ارز ترجیحی و تالار اول و دوم را حذف میکنیم تا قیمت پایین بیاید، اما متاسفانه دیدیم نرخ ارز چه وضعیتی دارد و پیشبینیها این است که رشدهای جدیتری هم داشته باشد. در بررسی عوامل داخلی اعتراضات که معیشت مردم را تحت تأثیر قرار میدهد، باید به این رویکرد غلط سیاستگذاران و بیتوجهی مفرط به ارزش پول ملی توجه شود.