
اقتصاد ۲۴ - صادرات فرش دستباف ایران که زمانی یکی از نمادهای قدرت نرم اقتصادی کشور و منبع پایدار ارزآوری غیرنفتی بود، در سالهای اخیر به شکلی معنادار وارد مسیر نزولی شده است، مسیری که دیگر نمیتوان آن را صرفا به تحریم یا رکود جهانی نسبت داد. از دههها یا شاید بهتر باشد بگوییم قرنهای پیشین، فرش ایرانی در جهان به عنوان مهمترین کالای صادراتی این کشور در جهان شناخته میشد و رقیبی هم نداشت. مبالغ هنگفتی هم برای فروش آن عاید تجار و کشور میشد.
حال با سقوط آزاد فروش فرش چه در تعداد و چه در حجم مالی آن روبهرو شدهایم، اتفاقی که بیش از هر چیز نشانه فرسایش یک مزیت تاریخی است که در نبود سیاستگذاری دقیق، حمایت هدفمند و درک صحیح از بازار جهانی، بهتدریج در حال حذف شدن از سبد صادراتی ایران است.
بررسی روندها نشان میدهد صادرات فرش دستباف ایران که در دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شمسی، سالانه بیش از ۲ میلیارد دلار ارزآوری داشت، امروز به سطوحی رسیده که حتی در مقایسه با کشورهای نوظهور این صنعت نیز قابل دفاع نیست. طی سالهای اخیر، ارزش صادرات فرش ایران به زیر چند صد میلیون دلار سقوط کرده و در برخی سالها حتی به مرزهای نگرانکنندهتری نزدیک شده است. این افت تنها عددی نیست، بلکه بیانگر خروج تدریجی ایران از بازارهایی است که زمانی بهصورت سنتی در اختیار داشت.
یکی از عوامل کلیدی این افول، سیاستهای ارزی ناپایدار و در برخی مواقع متناقض است. الزام صادرکنندگان فرش به بازگشت ارز با سازوکارهایی که متناسب با ماهیت این کالا نیست، در عمل بخش بزرگی از فعالان این حوزه را از چرخه رسمی صادرات خارج کرده است. از راهکارهایی مانند عرضه ارز در بازار تبادل گرفته تا سامانههایی که برای ترغیب صادرکنندگان شکل گرفت. هر چند که باید اذعان کرد بخشی از این راهکارها، برای صادرکنندهای که میخواست در چارچوبهای قانونی فعالیت کند مانعآفرین نبود، اما چالش اصلی، مسئله تحریمهای بانکی و دشواری ورود ارز به کشور بود.
بیشتر بخوانید: صنعت فرش ایران زیر فشار تحریمها تنها به نخی بند است+ فیلم
وقتی صادرکننده نتوانست ارزهای حاصل از فروش را به کشور بازگرداند و تسهیلی در این باره صورت نگرفت، خود به خود تجار از ادامه فعالیت منصرف شدند. اگر به این گره، روال فروش فرش را هم اضافه کنیم، شرایط بدتر خواهد شد. فرش دستباف کالایی نیست که با قراردادهای کوتاهمدت و تسویههای سریع دلاری معامله شود؛ فروش آن زمانبر، بازارمحور و مبتنی بر اعتماد بلندمدت است. وقتی سیاست ارزی این واقعیت را نادیده میگیرد، نتیجه چیزی جز کاهش صادرات رسمی و از دست رفتن بازارها نخواهد بود.
مهدی حقیقتنژاد، رئیس اتحادیه فروشندگان فرش دستبافت اصفهان و فعال صنعت فرش در گفتوگو با اقتصاد ۲۴ ، درباره وضعیت تجارت فرش ایرانی گفت: صادرات فرش ایران طی چند سال اخیر کاهش جدی داشته، برخی دلیل آن را تحریمهای بانکی و مسائل ارزی میدانند، اما این تمام ماجرا نیست. بسیاری از رقبای ایران، از جمله هند، پاکستان، نپال و حتی چین، بدون برخورداری از پیشینه فرهنگی و هنری فرش ایرانی، توانستهاند با استفاده از زنجیره تامین منسجم، بازاریابی مدرن و ثبات مقررات صادراتی، سهم ایران را در بازارهای اروپا و آمریکا تصاحب کنند. افغانستان هم در منطقه خاورمیانه کم کم درحال رشد است و حتی در ایران هم شاهد ورود فرش این کشور هستیم.
این فعال صنعت فرش تاکید کرد: در طول قرنها، فرش ایرانی کاملا بیرقیب بود، اما کمکاری ما در حفظ مقاصد، باعث شده تا از همه کشورها عقب بمانیم. در واقع، آنچه ایران از دست داده، نه فقط بازار، بلکه اعتماد خریدار خارجی است؛ اعتمادی که با نوسان مقررات، مشکلات نقلوانتقال پول و نبود برند ملی منسجم، تضعیف شده است.

حقیقتنژاد خاطر نشان کرد: ایران به ذات تحریمهایی که درگیر آن است، نمیتواند بازارهای متعددی را به راحتی تصرف کند و درآمدهای ارزی را به کشور بازگرداند. از سویی دیگر ذات تجارت فرش بلند مدت است و درآمد حاصل از فروش آن در زمان کوتاه به دست نمیآید.
وی گفت:بخشی از قوانین تجاری در تعارض با این حقیقت هستند و همین باعث شده تا بازرگانان رغبت چندانی برای ورود به عرصه فرش نداشته باشند؛ بنابراین ضمن فعالیت زیاد رقبا، کمکاری از سمت داخل را هم باید به عنوان دلایل سقوط میزان صادرات فرش عنوان کرد.
به گفته حقیقتنژاد، از منظر اقتصادی، کاهش صادرات فرش فقط یک مسئله بخشی نیست، بلکه نشانهای از ضعف سیاستگذاری در حوزه صادرات غیرنفتی است. فرش دستباف میتوانست یکی از ستونهای پایدار ارزآوری کشور باشد؛ کالایی با ارزش افزوده بالا، اشتغالزایی گسترده و وابستگی اندک به واردات. اما بیتوجهی به احوالات این صنعت، آن را به حاشیه رانده و جای آن را کالاهایی گرفته که یا خامفروشیاند یا مزیت رقابتی پایداری ندارند. ادامه این روند، پیامدهای اجتماعی نیز دارد.
رئیس اتحادیه فروشندگان فرش دستبافت اصفهان تاکید کرد: صدها هزار بافنده که اغلب در مناطق روستایی و کمبرخوردار فعالند، بهطور مستقیم از رکود صادرات فرش آسیب دیدهاند. کاهش سفارش، کاهش درآمد و نااطمینانی نسبت به آینده، باعث شده این شغل تاریخی جذابیت خود را از دست بدهد. این یعنی از دست رفتن همزمان سرمایه انسانی، فرهنگی و اقتصادی. اگر سیاستگذار قصد احیای صادرات فرش را دارد، باید بپذیرد که این حوزه با دستورالعملهای کوتاهمدت و نگاه صرفا ارزی نجات پیدا نمیکند.
به گزارش اقتصاد ۲۴ ، ثبات در مقررات صادراتی، بازنگری در تعهدات ارزی متناسب با ماهیت فرش، حمایت هدفمند از زنجیره تولید و بازاریابی حرفهای در بازارهای هدف، حداقل پیشنیازهای بازگشت ایران به جایگاه گذشته است. در غیر این صورت، کاهش صادرات فرش نه یک هشدار مقطعی، بلکه نقطه پایان تدریجی یکی از مهمترین برندهای اقتصادی ایران خواهد بود.