تاریخ انتشار: ۱۶:۰۰ - ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵

یادداشت زیدآبادی در نقد تلاش‌ها برای استعفای وزیر ارتباطات

جمعی بر این باورند که اگر وزیر ارتباطات نمی‌تواند آزادسازی اینترنت را به برخی نهادهای مخالف بقبولاند پس بهتر است که از مقام خود استعفا دهد.

یادداشت زیدآبادی در نقد تلاش‌ها برای استعفای وزیر ارتباطات

اقتصاد۲۴-احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:

قطع اینترنت و دیوار نداشتهٔ وزیر!

سید ستار هاشمی وزیر ارتباطات، میزان تاب‌آوری مردم نسبت به قطع اینترنت را کمتر از قطع آب و برق و گاز ندانسته و با انتقاد شدید از کسانی که مردم را بی‌نیاز از اینترنت می‌دانند گفته است:

"شبانه‌روز تلاش می‌کنیم که اینترنت برگردد و با کیفیت و عادلانه در اختیار «آحاد مردم» قرار بگیرد."

 این نخستین بار نیست که آقای ستاری از قطع اینترنت و حامیان آن در ایران به تلخی انتقاد می‌کند، اما واضح است که مهمترین حوزهٔ کاری وزارت‌خانهٔ تحت مدیریت او در حوزهٔ اقتدار و اختیار او نیست!

پیش از انتخاب مسعود پزشکیان به ریاست جمهوری تأکید کردم که ما با رأی خود در واقع به او خدمتی نمی‌کنیم بلکه وی را به روی میدان مین می‌فرستیم! این چمله شامل برخی همکاران او در دولت بخصوص وزیر ارتباطات هم می‌شود!

میدان مین در واقع جایی است که فرد گرفتار در آن، برای هر اقدام و حرکتی از هر سو تحت فشار است و در عین حال، سکون و ایستایی او هم تحمل نمی‌شود.

با آگاهی از این موقعیت، پرسش این است که چرا این کار را کردیم؟ هر آدم آشنا به سرشت تناقض‌آمیز سیاست، پاسخ را می‌داند و پاسخ این است که چه چارهٔ دیگری داشتیم؟ تنها راه بدیل، ندادن رأی بود که منجر به پیروزی رقیبِ او می‌شد رقیبی که نه فقط باوری به اینترنت آزاد نداشت، بلکه حتی هم‌اکنون نیز حامیانشان برای پیشگیری از وصل اینترنت به هر دری می‌زنند.

البته آنها که از  روی کار آمدن آقای پزشکیان و همکارانش مثل آقای ستاری ابراز ناراحتی می‌کنند نظر واحدی ندارند. عده‌ای از آنها می‌گویند که اگر سعید جلیلی هم اکنون رئیس‌جمهور بود، عملکردی در همین حد داشت و اوضاع در عمل تفاوتی نمی‌کرد. اگر بپذیریم که تفاوتی نمی‌کرد، قاعدتا دیگر نباید خیلی ناراحت باشیم چون نهایتاً از بین دو چیز مساوی یکی را برگزیده‌ایم که در بدترین حالت کاری لغو است و کار لغو هم امری است که در زندگی روزمره دائم در حال انجام آنیم و موضوع پشیمان‌کننده‌ای نیست!

عده‌ای از این افراد اما از همان ابتدا تصورشان بر این بود که عدم شرکت در انتخابات و به قدرت رسیدن سعید جلیلی باعث مشروعیت‌زدایی از نظام  و این دو نیز به نوبهٔ خود سبب‌ اعتراض و شورش عمومی و فشار خارجی در جهت براندازی حکومت می‌شود.

در چند ماه اخیر اما دیدیم که با وجود آقای پزشکیان در ساختمان پاستور نیز، هر دوی آن اتفاقات در شدیدترین شکل خود حتی در قالب جنگ ویرانگری که به تخریب ساختمان پاستور انجامید، رخ داد، اما هدفِ این عده برای براندازی محقق نشد! این خود نشان می‌دهد که همهٔ آن تلقی‌ها از تأثیر شرکت در انتخابات و دل‌بستن به سرنگونی تا چه اندازه موهوم و پا در هوا بوده است!

در واقع آن دو اتفاق نه فقط سبب سرنگونی نشد بلکه امکانات و داشته‌های پیشین جامعه بویژه اینترنت را نیز از دست مردم گرفت!

الان نهادهای پشتیبان قطع اینترنت با استناد به وقایع گذشته، در برابر اصرار دولت و درخواست وزیر ارتباطات برای وصل آن مقاومت می‌کنند و می‌گویند چرا باید ابزاری را در خدمت عموم قرار دهیم که از آن برای فراخوان اعتراض شبانه به قصد براندازی و هماهنگی در جهت آن استفاده می‌شود؟

این نوع سخنان گرچه ممکن است دهان دولت یا وزیر ارتباطات را ببندد و همینطور جریان برانداز را مسبب اصلی قطع اینترنت نشان دهد، اما واقعیت این است که بدون اینترنت، امکان زندگی عادی و برقراری ثبات اجتماعی وجود ندارد و حکومت‌ها برای بقای خود، باید چاره‌ای اساسی‌تر بیاندیشید و فعالیت‌های براندازانه و سوءاستفادهٔ کشورهای معاند از آن را از طریق جلب رضایت عامهٔ مردم و پاسخ به مطالبات مشروع آنان خنثی سازند.

در حقیقت آقای ستاری که در حوزهٔ کاری خود فردی متخصص و در عین حال شخصیتی فروتن و سلیم‌النفس است، با انتقاد از قطع اینترنت می‌خواهد همین نکته را به نهادهای مخالف نگاه خود بقبولاند.

جمعی اما بر این باورند که اگر او نمی‌تواند این نکته را به آن نهادها بقبولاند پس بهتر است که از مقام خود استعفا دهد.

اگر استعفایش کمترین مشکلی را حل می‌کرد، قاعدتاً من هم همین تقاضا را می‌کردم اما روشن است که با استعفای او، نه فقط فردی قادر به وصل فوری اینترنت جای او را نمی‌گیرد، بلکه فرد جایگزین، این میزان از مخالفت با قطع اینترنت و اصرار به وصل آن را هم از خود نشان نخواهد داد.

درخواست استعفا به قصد دامن زدن به نارضایتی و برانگیختن خشم عمومی برای اعتراض به قصد براندازی هم که پیش از این حساب خود را پس داده است!

بدین ترتیب، هجوم پی در پی به وزیر ارتباطات به دلیل نابسامانی اینترنت و تقاضا برای استعفای او در این شرایط به نظر من ندیدن دیواری کوتاه‌تر از دیوان اوست هرچند که کلاً از نگاه من آقای پزشکیان و وزرایی مانند آقای ستاری اصلاً دیواری ندارند که لازم باشد بر سر کوتاهی یا بلندی آن، مشاجره کرد!

با این همه روشن است که در نمی‌تواند بر این پاشنه بچرخد. اینترنت و مجموع شرایط اقتصادی مردم انر شوخی‌برداری نیست. به سرعت برای آن چاره‌ای اساسی اندیشیده نشود، درست همان اتفاقی می‌افتد که مخالفان وصل اینترنت از آن واهمه دارند، اتفاقی که به سود هیچ طرفی از ایرانیان نیست و تنها سبب عمیق‌تر شدن معضلات می‌شود. 

ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار